امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

هندسه نوین قدرت

تنگه هرمز در نقشِ «ماشه» اقتصاد جهانی

در حالی که تا همین چند هفته پیش، بازار خودرو به عرصه‌ای برای تاخت‌وتاز قیمت‌های نجومی و جولان سوداگران تبدیل شده بود، تازه‌ترین گزارش‌ها از سطح بازار نشان می‌دهد که ورق برگشته است. اجرای سیاست جدید وزارت صمت مبنی بر «عرضه هفتگی خودرو» که با پیش‌قدمی شرکت ایران‌خودرو و سایپا همراه شده، شوک مثبتی را به بازار تزریق کرده که نتیجه آن، ریزش دیوار بلند قیمت‌ها در معاملات غیررسمی است. این پیش قدمی ایران‌خودرو و سایپا به فال نیک گرفته می‌شود و امیداست که شرکت‌های عرضه خودرو نیز به این طرح وزارت سمت بپوندند.
در حالی که بوق‌های رسانه‌ای غرب از فشار سنگین درگیری‌های نظامی بر پیکره ایران سخن می‌گویند، نگاهی عمیق‌تر به لایه‌های زیرین اقتصاد و سیاست بین‌الملل نشان می‌دهد که سال ۲۰۲۶، برخلاف تصورات اولیه، به نقطه عطفی برای بازتعریف جایگاه راهبردی ایران تبدیل شده است. در این میان، بزرگ‌ترین تهدید نه در جبهه‌های نبرد، بلکه در رویکرد برخی جریان‌های داخلی و خارجی نهفته است که با سیاه‌نمایی و بزرگ‌نمایی هدفمند مشکلات، سعی در پوشاندن «فرصت‌های طلایی» ایران دارند. واقعیت صحنه حکایت از آن دارد که اگرچه هزینه‌های جنگ بر ایران تحمیل شده، اما «گسل‌های راهبردی» ایجاد شده در نظم جهانی، فرصت‌هایی طلایی را پیش روی ایران قرار داده که در دهه‌های گذشته بی‌سابقه بوده است. امروز، معادله «هزینه-فایده» تغییر کرده و شواهد نشان می‌دهد که هزینه ادامه این وضعیت برای واشنگتن و متحدانش، به مراتب فرساینده‌تر از هزینه‌هایی است که ایران برای ایستادگی می‌پردازد.
شوک انرژی و حاکمیت بر شریان‌های حیاتی
تنگه هرمز، که عبور ۲۰ درصد از نفت و گاز مایع جهان را بر عهده دارد، اکنون به اهرم اصلی ایران برای بازتنظیم مناسبات قدرت تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌های منابعی همچون نیویورک‌تایمز، اختلال در این گلوگاه، بزرگ‌ترین شوک عرضه تاریخ را رقم زده و باعث کاهش ۷ تا ۱۲ میلیون بشکه‌ای در روز شده است. این بحران، کشورهای آسیایی را با رکود بی‌سابقه‌ای مواجه کرده؛ از تعطیلی کارخانه‌ها در بنگلادش تا فلج شدن ساعات کاری در جنوب آسیا.
در این میان، ایران با اتخاذ رویکرد «دسترسی گزینشی»، مفهوم سنتی امنیت دریایی را دگرگون کرده است. برخلاف دهه‌های گذشته که ناوگان پنجم آمریکا ضامن امنیت خطوط کشتیرانی پنداشته می‌شد، اکنون ایران با تبدیل تنگه هرمز به منطقه‌ای تحت حاکمیت ملی (مشابه کانال پاناما)، ثابت کرده که قدرت نظامی گران‌قیمت غربی لزوماً به معنای کنترل بر جغرافیا نیست. از میان کشتی‌هایی که در ماه‌های اخیر با موفقیت از این مسیر عبور کرده‌اند، نیمی از آن‌ها متعلق به بلوک شرق و شرکای استراتژیک ایران بوده‌اند. این «دیپلماسی عبور»، ایران را به ضامن امنیت انرژی برای کشورهای همسو تبدیل کرده و قدرت چانه‌زنی تهران را در برابر واردکنندگان بزرگ به سطحی بی‌سابقه ارتقا داده است.
هلیوم و گوگرد؛ سلاح‌های پنهان در زنجیره تأمین جهانی
فراتر از نفت، ایران اکنون نبض «انقلاب هوش مصنوعی» و امنیت غذایی جهان را در دست دارد. طبق گزارش فارن پالیسی، انسداد تنگه هرمز صادرات هلیوم قطر (تأمین‌کننده ۳۳ درصد نیاز جهان) را با بحران مواجه کرده است. هلیوم، عنصری حیاتی در تولید نیمه‌رساناها و چیپ‌های پیشرفته در تایوان و کره جنوبی است. ایران با این اهرم تکنولوژیک، عملاً می‌تواند بر غول‌های فناوری و دولت‌های غربی فشار آورده و آن‌ها را به عقب‌نشینی سیاسی وادارد.
همزمان، تسلط ایران بر بازار «گوگرد» به عنوان پادشاه مواد شیمیایی، لایه جدیدی از قدرت ژئوپلیتیک را آشکار کرده است. با توجه به اینکه نیمی از صادرات گوگرد جهان از این منطقه صورت می‌گرفت، توقف عرضه آن باعث جهش قیمت اسید سولفوریک و به تبع آن، بحران در صنایع معدنی مس و نیکل و همچنین صنعت کود شیمیایی شده است. ایران با تکیه بر منابع غنی خود، در حال گذار از «دیپلماسی انرژی» به «دیپلماسی کالا» است؛ حوزه‌ای که در آن می‌تواند محصولات پتروشیمی خود را به عنوان کالای استراتژیک با تکنولوژی و کالاهای اساسی تهاتر کند.
فلج شدن اقتصاد انتخاباتی آمریکا و فروپاشی اتحادهای سنتی
در جبهه مقابل، دولت ترامپ در سال انتخابات با بحرانی خودساخته دست و پنجه نرم می‌کند. وعده بنزین ۲ دلاری اکنون به خاطره‌ای دور تبدیل شده و قیمت‌ها در کالیفرنیا به مرز ۶ دلار رسیده است. تورم ناشی از محروم شدن بازار جهانی از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت، نرخ بهره وام مسکن در آمریکا را به بالای ۶ درصد رسانده و امنیت اقتصادی طبقه متوسط این کشور را هدف قرار داده است. در چنین شرایطی، ایران با مدیریت هوشمندانه مخازن نفت و توانایی نگه داشتن قیمت جهانی در سطح ۱۵۰ دلار، عملاً بر نتایج صندوق‌های رأی در آمریکا تأثیر می‌گذارد.
این فشارها باعث ایجاد ترک‌های عمیق در ائتلاف‌های منطقه‌ای نیز شده است. خروج غیرمنتظره امارات از اوپک برای تأمین منافع مستقل خود، نشان‌دهنده شکست استراتژی‌های واحد ضدایرانی است. این چندپارگی، فرصتی برای ایران فراهم آورده تا با ارسال سیگنال‌های امنیتی دوجانبه به کشورهای منطقه، آن‌ها را به سمت یک «امنیت درون‌زا» سوق دهد و از نیاز آن‌ها به ثبات خلیج فارس برای شکستن فشار تحریم‌ها استفاده کند.
اراده مردم؛ بزرگ‌ترین نقطه قوت در برابر سیاه‌نمایی
تحلیل جامع جنگ تحمیلی سوم بدون در نظر گرفتن «سرمایه اجتماعی» ناقص خواهد بود. در حالی که برخی جریان‌ها با تمرکز صرف بر ضعف‌ها، آدرس غلط به افکار عمومی می‌دهند، مهم‌ترین نقطه قوت ایران، همراهی و اعتماد مردمی است که اراده کرده‌اند دشمن را از این تجاوز پشیمان کنند. این پایداری ملی، همان قطعه گم‌شده‌ای است که تحلیلگران غربی قادر به درک آن نیستند. تحمیل جنگ بر ایران، رشد اقتصادی جهان را تحت تاثیر قرار داده است. این وضعیت، ایران را به لیدری برای اعتراض علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه غرب تبدیل کرده است. تقویت ائتلاف با روسیه در قالب یک «بلوک قدرت انرژی» و استفاده از مسیرهای جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب، نه تنها تحریم‌ها را بی‌اثر می‌کند، بلکه نظم نوینی را نوید می‌دهد که در آن دلار و ناوهای آمریکایی دیگر حرف آخر را نمی‌زنند.
در نهایت، واقعیت‌های سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ایران با دست گذاشتن بر «نقاط دردآور» اقتصاد جهانی، از وضعیت تهدید، فرصتی برای جهش ساخته است. تاب‌آوری اقتصاد ایران در برابر شوک‌ها، در مقایسه با ساختار شکننده و شفاف غرب، دست برتر را به تهران داده است. این پیچ تاریخی، بیش از آنکه بقای ایران را نشانه رفته باشد، هژمونی اقتصادی و سیاسی غرب را به چالش کشیده و ایران را به عنوان بازیگر غیرقابل حذف در مدیریت منابع حیاتی جهان تثبیت کرده است.

علی ملک زاده

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم