مصاحبه دبیر شعام و نماینده رهبری، حکایت داشت از تغییر مسیر از بنبست اسلامآباد و آغاز فصلی جدید از اقتدار و ابتکار
خطاهای محاسباتی بناست از سر راه پیروزی نهایی برداشته شوند؛ «دیگر به دیپلماسی گذشته و اسلامآباد بازنمیگردیم»؛ این موضع رسمی محسن رضایی، دبیرشعام و نماینده رهبری است که ۱۸مرداد جایگزین ذوالقدر شد؛ دبیر سابق، چهارم فروردین به این منصب رسید؛ اما تنها ۴ونیم ماه طول کشید؛ که همراه شد با رویدادهایی چون آتشبس و تفاهم. نزدیکانش مشاور سرتیم مذاکرات اخیر و عضو تیم مذاکراتی برجام بودند؛ یعنی مسیر کاملا برای تجربه یک دور دیگر از بدعهدی آمریکا و خسارات فراهم بود؛ اما با نقض تمام بندهای تفاهم و ارمغان جنگ سوم طی حدود دو هفته، رفتار ایران هم با ابتکارات میدان و انتصاب رضایی توسط رهبری، تغییر کرد. در این مدت، تنگه بسته ماند، پایگاه و ناو آمریکایی سیبل حملات مرگبار شد، یمن بر بابالمندب استیلا یافت و زیردریایی پیشرفته غنیمت گرفته شد؛ حالا رضایی اعلام میکند مذاکرهای حتی در سازمان ملل هم درکار نبوده؛ و تنها ۷ شرط ایران به واسطهها ابلاغ شده که باید محقق شوند وگرنه نه مذاکرهای در کار است و نه تنگه باز میشود؛ و هشدار داد کوچکترین حملهای را تحمل نخواهیم کرد و کشورهایی که به تحریم هوایی بپیوندند، پروازی از فرودگاههایشان انجام نخواهد شد.
قسمت ابتدایی صحبتهای سرلشکر رضایی، تشریح استیصال آمریکاییها بود؛ که عملکرد و ابتکارات میدانی در این یک ماه و اندی به شدت آن افزوده؛ قیمتهای سوخت هر روز رکورد میزنند و وضعیت ذخایر استراتژیک نفت و بازدهی اوراق قرضه بحرانی شده؛ حدی از استیصال که ترامپ را وادار کرده وعده پرداخت ۵۰۰۰دلار به هر آمریکایی در صورت پیروزی حزبش در انتخابات کنگره را بدهد. رضایی پردهای جدید از این استیصال برداشت و گفت: «آمریکاییها یک ماه و خوردهای به دنبال این بودند که ایران چه میخواهد؛ پاکستانیها، قطریها، عمانیها و اخیرا عراقیها آمدند و پرسیدند شرایط شما چیست؟ میگویند ما را آمریکا فرستاده؛ نمیخواهد بجنگد و میخواهد بداند چرا با او حرف نمیزنید، چرا شروطتان را نمیگویید؟»
درست مانند روزهای پیش از آتشبس ۱۹ فروردین؛ اما کنار گذاشتن کامل اقدامات میدانی و عجله کردن در پذیرش، در آن برهه، تجربه تاریک دیگری از جنگ و بدعهدی را در ادامه عامل شد؛ «عجله داشتن» که نمودی از خطای محاسباتی بود، چند روز بعدتر، در رفتن به جلسه مذاکره اسلامآباد بدون محقق شدن پیششرطها جلوه پیدا کرد. حالا اما رضایی میگوید: «در این یک ماه و خوردهای عجله نداشتیم؛ جمعبندیها داخل کشور شد، شروط را مکتوب کردیم و در دو-سه روز اخیر به واسطهها اعلام شده». او تاکید کرد که هیچ مذاکرهای در کار نیست و هر چه بوده، حتی در سازمان ملل ابلاغ همین ۷ شرط ایران بوده است.
تفاوت دیگر این مدت، عدم سکوت در میدان به امید مذاکره و توافق بوده؛ نشان دادن اقتدار، که دشمن را وادار به کرنش میکند؛ درست مانند آنچه در جنگ ۴۰روزه با زدن اف۳۵ و اواکس و پهپادها و رادارها رخ داد و دشمن را برای فرار از زیر دست و پای ایران، با همه بلوفها و هیمنه ادعایی، به پذیرش نمایشی شروط ایران و التماس برای آتشبس وادار کرد. پس از مردن تفاهم اسلامآباد نیز ابتکارات میدانی دست برتر را پس از دورهای که مذاکره جنگ و محاصره و تحریم به ارمغان آورد، دوباره به ایران داد. که دبیر شعام و نماینده رهبری نیز در صحبت خود برخی از آنان را مرور کرد؛ مانند انفجار موشک ایرانی درست بالای سر ناو محاصرهکننده جورج واشنگتن، هدف قرار دادن غافلگیرانه پایگاههای آمریکایی خصوصا در اردن، برخورد قاطعانه با ناوها و شناورهای برهمزننده سیطره ایران بر تنگه هرمز، استیلا یافتن یمنیها بر بابالمندب و غنیمت گرفتن شناور فوق پیشرفته آمریکایی؛ که رضایی گفت حالا داریم آن را مهندسی معکوس میکنیم.
خبر بدتر برای آمریکا و متحدین اعلام ادامه این وضعیت و ابتکارات میدانی تا تحقق کامل شروط به عنوان تضمینهای عینی بود؛ رضایی گفت: «حرف زدن و مذاکره بس است؛ چون در تمام مذاکرات قبلی مشخص شد آمریکاییها تعهدات را زیرپا میگذارند؛ حالا نه مذاکرهای در کار است، نه تنگه هرمز باز میشود». تجربههای تاریکی که در برجام و اسلامآباد به دست آمد، با تغییر ذوالقدر، علی الاصول تکرار بناست تکرار نشود؛ کسی که همسرش در انتخابات گذشته، مشاور سرتیم مذاکرات اخیر بود و دامادش، کاظم غریبآبادی، عضو تیم مذاکراتی منتهی به توافق برجام.
علاوه بر مهیا بودن لحظهای آتش میدان و کنار گذاشتن هرگونه مذاکره تا تحقق شروط ایران و حقوق ملت، گفتمان اقتدار جای خویشتنداری به توهم توافق را گرفته؛ رضایی تصریح کرد که «هیچگونه حمله تبلیغاتی به کوه یا سایت هستهای را نیز تحمل نخواهیم کرد» و خطاب به کشورهایی که ممکن است به فرمان آمریکا به تحریم هوایی ایران بپیوندند، هشدار داد: «هر کشوری در این تحریم با آمریکا شریک شود، پروازی از فرودگاههایش انجام نخواهد شد».
گویا با فاصلهای معنیدار از مردم و رهبری، برخی مسئولین، حتی اصولگرایان غربگرا که هدایتکننده مذاکره و تفاهم اسلامآباد بودند، دریافتهاند که صلح با امضای یک کاغذ محقق نمیشود و اقتدار و ابتکار برای تحقق حقوق ملت لازم است. تکرار خطاهای گذشته نیز توسط هر شخصی مردود است و تحجر.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید