تحولات شتابان سالهای اخیر نشان میدهد که نظام بینالملل وارد یک بزنگاه تاریخی شده است؛ بزنگاهی که در آن، نظمی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، نهتنها دچار بحران، بلکه در بسیاری از مؤلفههای بنیادین خود فرو ریخته است. این فروپاشی را نمیتوان به یک رویداد خاص تقلیل داد؛ بلکه حاصل انباشت تدریجی شکافها، عقبنشینیها و بازگشت منطق رقابت قدرتهای بزرگ است. با بررسی همزمان دو متن کلیدی مقاله «هژمون بعدی اروپا: خطرات قدرت آلمان» نوشته لیانا فیکس در مجله فارن افرز و مقاله «اروپا با پایان یافتن پیمان استارت جدید با عدم قطعیت مواجه است» نوشته گابریلا ریتز و بنجامین هریس در شورای روابط خارجی آمریکا میتوان تصویری منسجم از این بزنگاه ترسیم کرد؛ تصویری که نشان میدهد اروپا در نظم در حال شکلگیری نه محور ثبات، بلکه یکی از آسیبپذیرترین حلقههاست.
تعریف وحدت کلمه؛ همدلی بر محور حق
در لغت، «وحدت کلمه» به معنای یکپارچگی در سخن، تصمیم و مسیر است. اما در منظومه فکری انقلاب اسلامی، وحدت کلمه چیزی فراتر از همزبانی یا اتحاد ظاهری است. این مفهوم به معنای همگرایی قلوب، عقول و ارادهها بر محور یک حقیقت مشترک است؛ حقیقتی که همان ایمان به خدا، عدالت، استقلال و مقاومت در برابر سلطه است. بنابراین، وحدت حقیقی نه اتحاد بر سر منافع موقت یا چهرههای سیاسی، بلکه اجماع بر سر اصولی است که انقلاب را بهوجود آورد و حفظ کرد.
در نگاه رهبر انقلاب، جامعه بدون وحدت کلمه، بهسرعت در دام پراکندگی میافتد و دشمن با استفاده از همین شکافها، اراده ملی را هدف قرار میدهد. ایشان بارها تأکید کردهاند که دشمن در جنگ رسانهای و ترکیبی، بیش از هر چیز به دنبال شکستن انسجام ملی است؛ جذب بخشی از جامعه علیه بخش دیگر، و ایجاد بیاعتمادی میان مردم و حاکمیت. بنابراین، وحدت کلمه بهمعنای بستن دهان منتقدان یا حذف تفاوتهای فکری نیست، بلکه صیانت آگاهانه از کلیت جبهه انقلاب در برابر ترفند دشمن است.
وحدت در بیانات رهبری؛ عقلانیت، انصاف و دشمنشناسی
رهبر معظم انقلاب، وحدت را با عقلانیت، انصاف و دشمنشناسی پیوند میدهند. ایشان در مقاطع مختلف فرمودهاند که وحدت بدون بصیرت، زودگذر و ناپایدار است؛ زیرا اگر مردم ندانند بر سر چه چیزی متحد میشوند، این وحدت بهمحض بروز اختلاف منافع از هم خواهد پاشید. به بیان دیگر، رهبر انقلاب وحدت را نه نتیجه اجبار، بلکه محصول بصیرت و ایمان آگاهانه میدانند. وحدتی که بر جهل یا ترس بنا شود، نمیتواند پایهای برای تمدن اسلامی نوین باشد.
از سوی دیگر، ایشان همواره هشدار دادهاند که وحدت هرگز نباید بهانهای برای خاموشکردن صدای نقد باشد. آنچه وحدت را تهدید میکند، نه نقد منصفانه، بلکه رفتار جناحی، تفرقهافکنانه و خودمحورانه است. جامعهای که بتواند اختلاف نظر را به همفکری تبدیل کند، درواقع به بالاترین سطح وحدت رسیده است.
وحدت مأموریتمحور
دکتر سعید جلیلی نیز در امتداد این خط فکری، وحدت کلمه را وحدت حول مأموریت تعریف میکند. در بیانات و سخنرانیهای او مفهوم وحدت صرفاً همنشینی نیروهای همفکر نیست، بلکه اشتراک در مسئولیت و اقدام است. جلیلی معتقد است اگر مسیر کشور بهدرستی شناخته نشود و نیروهای مؤمن به انقلاب صرفاً به بیان دغدغه بسنده کنند، وحدت به ظاهر باقی میماند اما در عمل به ناتوانی جمعی منجر میشود.
او بارها گفته است وحدت کلمه یعنی «اختلاف در روش، اما یکی بودن در هدف». یعنی میتوان راهکارهای گوناگون داشت، اما اصل مسیر و مقصد یکی است؛ مبارزه با فساد، عدالتمحوری، و تلاش برای عزت مردم ایران. از نگاه جلیلی، وحدت بدون کارآمدی، ظاهرفریب است؛ چراکه ملت ایران وحدتی را میخواهد که نتیجهاش حل مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور باشد. درواقع، وحدت زمانی معنا پیدا میکند که خروجی آن در معیشت و عزت مردم دیده شود.
فاصله ما تا معنای واقعی وحدت
با وجود این تبیینهای روشن، شکلی از «وحدت سطحی» در فضای سیاسی کشور به چشم میخورد که گاه ابزار رقابتهای فردی و جناحی شده است. برخی سیاستمداران وحدت را تنها تا جایی میپذیرند که به نفع خودشان تمام شود و در غیر اینصورت، با سلاح اتهام و برچسبزنی آن را میشکنند. اینجا همان نقطهای است که رهبر انقلاب از آن بهعنوان «خطر انحراف از اصل» یاد کردهاند. وحدت کلمه اگر به مطالبه عمومی برای اصلاح، عدالت و خدمت مؤمنانه منتهی نشود، به ظاهر وحدت و در باطن رکود است.
از همین منظر، دکتر جلیلی بارها هشدار داده که دشمن گاهی لازم نیست برای شکستن وحدت هزینه کند؛ کافی است بخشی از نیروهای داخلی دچار خودبینی، قدرتطلبی یا بیبرنامگی شوند تا وحدت از درون تهی گردد. او میگوید: «وحدت یعنی هر کس در عرصهای که مسئولیت دارد، خود را شریک در تحقق آرمانهای انقلاب بداند، نه تماشاگر دیگران.»
وحدت آگاهانه، نه وحدت مصلحتی
آنچه از این دو منبع اندیشه میتوان آموخت، این است که وحدت مطلوب انقلاب، وحدتی آگاهانه، عزتمند و هدفمند است؛ نه وحدت مبتنی بر ترس از دشمن یا مصلحت روزمره. چنین وحدتی تنها با ایمان، صداقت در عمل و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان دوام مییابد. در غیر اینصورت، وحدت به پوستهای از شعار بدل میشود که قدرت بسیجکننده خود را از دست میدهد.
جمعبندی
در یک نگاه جامع، وحدت کلمه از دیدگاه رهبر انقلاب و دکتر جلیلی، نیروی محرکه پیشرفت ملی و عامل تثبیت اقتدار کشور است. این وحدت باید بر محور حق بنا شود، با عقلانیت و شفافیت تقویت گردد، و در نهایت به کارآمدی نظام منتهی شود. هرگاه وحدت بهانهی حذف نقد، پنهانسازی ناکارآمدی یا ابزار جناحسازی شود، دیگر با معنای اصیل خود نسبتی نخواهد داشت. آینده انقلاب اسلامی در گرو احیای همین مفهوم عمیق است: همافزایی نیروهای وفادار به آرمانها برای ساختن آیندهای عزتمند برای ایران.

