امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:00

ولایت‌پذیری یا دوستی خاله‌خرسه؟

سالهاست آنجایی که قشر انقلابی در یک مسئله‌ای با دشواری در موضع‌گیری مواجه می‌شود و گیر می‌کند بین ندای عقل خودش و کلام برخی مسئولین دست‌اندرکار، عده‌ای می‌آیند این مردم ترسیده از آخرت را از ابهام دربیاورند، با ارائه یک جمله طلایی به مثابه نشان میتی‌کومان مسئله را ظاهرا حل و در واقع بسیااار پیچیده‌تر می‌کنند.
آنجایی که عقل سلیم رای به چیزی می‌دهد و همان رای در امتداد کلام خداست و خط فکری رهبری، یکهو آن نشان میتی‌کومان مقابل شما قرار می‌گیرد که می‌گوید «همه‌چیز با رهبری هماهنگ است»، «همه‌چیز تصمیم رهبری‌ست»، «هر تصمیمی خواست رهبری‌ست» و قس علی هذا…فرد دلسوز مصلحت‌اندیش هم که از آخرت بیم دارد، انگار که یک راه حل متقن برای رفع ابهام خود پیدا کرده: رای ولی فقیه! که به حق هم از بهترین ملاک‌های تصمیم‌گیری‌ست.
اما واقعیت همین است؟ یعنی هر تصمیم کلان که گرفته می‌شود با رضایت رهبری‌ست و همان است که او می‌خواهد؟اولا رهبر شاه نیست، دیکتاتور هم نیست. یعنی این که تصمیمی خلاف نظر رهبر اتخاد شود را نه از باب ضعف جایگاه رهبری، که از نقطه قوت این جایگاه ببینید، چرا که خواست مردم و خواست دولت منتخب مردم همیشه یک معیار قابل توجه برای رهبری بوده و تجربه نشان داده ایشان رای خود را برخلاف خواست مردم اعمال نکرده‌اند، به دلایل متعددی از جمله اینکه ولی جامعه مسئول رشد مردم است همانطور که امام مسئول رشد امت است. انسان اگر قدرت اختیار نداشت رشد هم نداشت، کما اینکه انتخاب‌های خداوند برای او حتما بهترین بود. برای مثال در قضیه صفین هم در نزدیکی پیروزی بر سپاه معاویه، امام حکمیتی که از سمت عده‌ای درخواست شد را پذیرفتند، آیا این از ضعف جایگاه امامت بود؟ خیر. اگر امام خودکامه و دیکتاتور باشد آنگاه فرصت رشد از امت گرفته می‌شود، این از مشخصات بارز یک رهبر اسلامی‌ست که به مردم و منتخبین مردم فرصت انتخاب بدهد و نتیجه را تحلیل کند تا به آن حقیقت مدنظر برسد. ائمه ما هم چنین بودند و تاریخ گویای این واقعیت است.دوم اینکه در همین حکومت فعلی خودمان مصادیق متعددی وجود دارد که تصمیماتی گرفته شده خلاف نظر شخص رهبری.
اما برگردیم به کسانی که بارها اذهان مردم را با این روش به سمت مقاصد خود منحرف کرده‌اند؛همه‌چیز با آقا هماهنگ استبدون رضایت رهبری هیچ چیز ممکن نیست جزء به جزء اتفاقات زیر نظر رهبری‌ست
اولا؛ این راه به کجا ختم می‌شود؟ به آنجا که از جایگاه رهبر در اذهان مردم یک شاه خودکامه می‌سازید و سیستم رهبری را بصورت اتوکراسی معرفی می‌کنید! وقتی در کف جامعه جا می‌اندازید که تاکنون هرآنچیزی اتفاق افتاده که رهبر خواسته و هر آن تصمیمی اتخاذ شده که رهبر امر فرموده، یعنی دارید زمینه این را فراهم می‌کنید که یک برچسب بزرگ دیکتاتور به رهبر شما بزنند! رهبری که همیشه روی دموکراسی پافشاری کرده و به انتخاب مردم جایگاه ویژه‌ای داده! نمونه آن حمایت از دولت‌های متعدد، حتی آنهائی که علنا به کلام رهبری پشت کردند.بعد یک روزی از همین روزها جوان دانشجو می‌آید به جمهوری اسلامی می‌گوید سیستم دیکتاتوری، او را یک جوان بی‌اطلاع می‌پندارید و خرده هم می‌گیرید، اما فکر نمی‌کنید که همین عقیده را شما خودتان به او و نسل جوان و کف جامعه تزریق کرده‌اید! خودتان تلویحا به رهبر جامعه گفته‌اید دیکتاتور! گفته‌اید تاحالا کسی حرف روی حرف او نتوانسته بزند! تاکنون تصمیمی خلاف نظر شخصی او گرفته نشده!
به تبعات حرف‌هایتان فکر هم می‌کنید؟ می‌دانید چقدر آفت بزرگی برای جامعه است که نمی‌دانند تصمیمات لزوما بر پایه تفکر و تصمیم رهبر گرفته نمی‌شوند؟ می‌دانید چقدر سم مهلکی‌ست که مردمتان بر پایهٔ همین حرف‌های بی‌اساس جایگاه رهبری را بعنوان یک شاه خودکامه در نظر بگیرند؟ می‌دانید آن‌وقت که مثلا برجام با بولدوزر از روی شروط رهبری رد می‌شود اما همان هم کاسه و کوزه‌اش بر سر رهبری شکسته می‌شود چقدر تبعات برای کشور دارد؟می‌دانید شما زمینه را ایجاد کردید که آن جوان بی‌اطلاع اسم این وضعیت را بگذارد دیکتاتوری؟
اگر دانسته می‌گویید، هدف‌تان تضعیف جایگاه رهبری‌ست و شاید در پس این قضیه می‌خواهید افرادی را از خطا مبرا کنید و انتهای فلش را از زمامداران و مسئولین اجرایی به سمت رهبری ببرید! کما اینکه قبلا هم این اتفاق افتاد! ایجاد یک دیکتاتوری مصنوعی برای کمرنگ کردن نقش خود و کم کردن تبعات تصمیم گیری خود هرگز ولایت‌مداری نیست! قایم شدن پشت اعتبار رهبری هم ولایت‌پذیری نیست!
اگر نادانسته می‌گویید و می‌خواهید دلدادگی و پایبندی‌تان به ولایت را به خود و دیگران اثبات کنید، ولایت‌پذیری‌تان به نوعی دوستی خاله‌خرسه است!! دوستی خاله خرسه شما همان چیزی را به عموم تزریق می‌کند که معاندین سالها می‌خواستند! همان را دارید می‌گویید که سالها شبکه‌های ماهواره‌ای گفتند!این بلائی‌ست که ناخواسته بر سر جریان انقلاب و نظام اسلامی می‌آورید.
خطائی که در معرفی جایگاه رهبری مرتکب می‌شوید و این سرکوب کردن تفکر مستقل در افرادی که تفاوت‌شان با مخاطبین اینترنشنال همان تفکر و استدلال است، خطرات بسیار بزرگی برای جامعه به همراه دارد! لطفاً کمی بیشتر به تبعات حرف‌هایتان فکر کنید.

مینا پوریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم