در روز گذشته دو خبر و یک ویدیو منتشر شد تا پرده از عمق تناقض در دستگاه دیپلماسی و نگاه حلقه اول دولت بردارد: در یکسو گزارش والاستریتژورنال از تکاپوی ریاض برای تثبیت و گسترش محاصره دریایی علیه ایران، و تداوم تقابل میدانی مزدوران سعودی با رزمندگان انصارالله در یمن، و در سوی دیگر ویدیویی تأملبرانگیز از حضور جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، در کنار علیاکبر صالحی، رئیس جدید بنیاد ایرانشناسی در سفارت عربستان در تهران؛ تصاویری از لبخندهای دیپلماتیک و بریدن کیک سالگرد روز ملی سعودی. درست در روزهایی که حاکمان ریاض راهبرد تحدید منافع ترانزیتی و اعمال فشار همهجانبه علیه ایران را پی میگیرند و هزینههای سنگینی بر محور مقاومت تحمیل میکنند، حضور چهرههای ارشد پاستور در پای میز جشن آنها چه پیامی جز سادهانگاری دیپلماتیک و فاصله معنادار از مطالبات واقعی مردم به جهان مخابره میکند؟ بنسلمان از یک سو خطوط مهار اقتصادی و امنیتی ایران را تکمیل میکند و از سوی دیگر، کارگزاران اجرایی پای میز ضیافت او سهم کیک نمادین خود را دریافت میکنند.
این تصویر گویای شکافی عمیق میان «منافع عموم مردم» و «منافع محافل بسته تصمیمگیری» است؛ محافلی که اجازه نمیدهند دیپلماسی کشور بر مدار اولویتها و منافع واقعی مردم حرکت کند. در نظریه روابط بینالملل، این رفتار دقیقاً در چارچوب مقوله «دشمن صمیمی» (Frenemy) میگنجد؛ وضعیتی که در آن بازیگر منطقهای در سطح تشریفات رسمی ژست تنشزدایی و همزیستی میگیرد، اما در لایههای سخت راهبردی، تمامی مجاری محاصره ژئوپلیتیک و همپیمانی امنیتی با رقبای فرامنطقهای را فعال نگه میدارد. دیپلماسی هوشمند ماهیت این بازی دوگانه را میشناسد، اما در غیاب تصمیمگیری کارشناسی و غلبه گپوگفتهای رفاقتی، دستگاه اجرایی منافع ملی را فدای ژستهای مقطعی میکند.
نمود این رویکرد محفلی را میتوان در رفتار نزدیکان دولت دید؛ جایی که پسر رئیسجمهور، یوسف پزشکیان، در شبکههای اجتماعی طلبکارانه فداکاریهای انصارالله یمن را زیر سؤال میبرد، و رفیق چندینساله رئیسجمهور با کارنامه پرحاشیه سال ۱۴۰۱ به معاونت اجرایی میرسد تا امور نه بر مدار شایستگی، بلکه بر پایه پیوندهای رفاقتی هدایت شود. این سازوکار بسته حتی به نهادهای علمی و تمدنی هم سرایت کرده و با کنار زدن اساتیدی چون رجبی دوانی، کرسی بنیاد ایرانشناسی را به امثال علیاکبر صالحی میسپارد.
سادهانگاری دیپلماتیک محدود به ریاض نماند. مسقط که دستگاه دیپلماسی آن را «میانجی مطمئن» میخواند، نخستین کشور منطقه شد که به بهانه هشدارهای خزانهداری آمریکا، پروازهای خطوط تحریمشده ایرانی نظیر ماهان را معلق کرد. درست شبیه تجربه قدم زدن محمدجواد ظریف با جان کری در خیابانهای نیویورک که در نهایت عامل تحریم خود او و دیگران شد، امروز نیز میانجی همیشگی زودتر از بقیه درهای آسمانش را بست؛ تا جایی که باید دنبال میانجی سومی گشت تا واسطه روابط ما با مسقط شود و گره هوایی را باز کند.
همین خطا در قبال باکو تکرار شد. در شرایطی که جمهوری آذربایجان به کانون تهدیدهای رژیم صهیونیستی و کریدورهای ضدایرانی تبدیل شده، دختر رئیسجمهور خارج از تمام پروتکلها تولد همسر علیاف را تبریک میگوید و کمتر از یک ماه بعد، باکو در صف اول فشارهای ژئوپلیتیک علیه مرزهای ایران میایستد. تکیه بر «دشمنان صمیمی» و غفلت از ظرفیتهای بریکس، شانگهای و تعامل فعال با چین و روسیه، نتیجهای جز جفا به اولویتهای حقیقی کشور نداشته است. وقت آن است که سیاست خارجی از حیاطخلوت محافل بسته خارج شود و منافع واقعی مردم را در دستور کار قرار دهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید