امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

چرا مذاکره‌گرایی افراطی دست برتر ایران را نادیده می‌گیرد؟

در تاریخ جنگ‌ها یک اصل روشن در برابر باقی موارد برجسته‌تر بنظر می‌رسد: ادامه یا توقف جنگ را نه فرماندهان، بلکه تاب‌آوری مردم تعیین می‌کند. در هشت سال دفاع مقدس، این مردم بودند که از حاشیه به متن آمدند؛ زنان با دوخت لباس و اداره بیمارستان‌های صحرایی، مردان با حضور در جبهه‌ها، و همه با شور و ایمان، جنگ را به پیروزی رساندند. مسئولین دلگرم بودند چون مردم پای کار بودند. این همان رابطه‌ای بود که مقاومت را معنا می‌کرد: مردم محرک ادامه جنگ بودند، نه مانع آن.
اما امروز، در مواجهه با حملات آمریکایی-صهیونیستی، معادله وارونه شده است. مردمی که در کف خیابان هستند، نگران تاب‌آوری مسئولین‌اند. مسئولینی که بارها اعلام کرده‌اند اگر دشمن حمله را متوقف کند، ما نیز متوقف خواهیم شد؛ برخی مسؤلین و جریانات تاریخ گذشته، به جای تأکید بر دست برتر ایران، از «لزوم آتش‌بس» و «مذاکره» سخن می‌گویند؛ مسئولینی که حتی در رسانه‌های خود، به جای تأکید بر حفظ قدرت ملی، از «بازگشت به میز مذاکره»، و پیش‌شرط‌هایی به غیر از ۱۰ بند شروط ایران، حرف می‌زنند. این همان وادادگی است که مردم را نگران کرده: چرا باید در موضع بالا باشیم اما با زبان پایین سخن بگوییم؟
انگار نه انگار که رهبر شهید جامعه صریحاً گفته است: «با یزید زمان بیعت نمی‌کنم.» در حالی که مردم این پیام را به‌عنوان خط مقاومت شنیده‌اند، برخی با رفتار و گفتارشان، تصویر دیگری ساخته‌اند؛ تصویری از صلح و سازش، از آتش‌بس و عقب‌نشینی، از پذیرش شروط آمریکا. این تناقض، اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند و تاب‌آوری مردم را به نگرانی دربارهٔ تاب‌آوری مسئولین بدل می‌سازد.
واقعیت این است که ایران امروز در موضع برتر قرار دارد. شکستن محاصره دریایی، ایستادگی در برابر فشارهای اقتصادی، و حفظ توان هسته‌ای، ابزارهایی هستند که دست برتر ایران را تثبیت می‌کنند. اما وقتی مسئولین به جای استفاده از این ابزارها، به «مذاکره‌گرایی افراطی» پناه می‌برند، عملاً دست برتر را نادیده می‌گیرند و کشور را در موقعیت ضعف قرار می‌دهند. این همان خطای راهبردی است که باید تقبیح شود: حرف‌شنوی از آمریکا، به جای مقاومت در برابر آن.
امروز مردم ایران نه از ادامهٔ مقاومت، بلکه از عقب‌نشینی مسئولین نگران‌اند. آنها می‌بینند که به جای تأکید بر قدرت ملی، برخی مسئولین با زبان سازش سخن می‌گویند؛ به جای شکستن محاصره، از توقف حمله حرف می‌زنند؛ به جای تثبیت توان هسته‌ای، استفاده از توان داخلی در پیشبرد امور و اعتماد به علوم بومی ، از معامله بر سر اورانیوم و رفع محاصره دریایی برای بازگشت به میز مذاکره سخن می‌گویند. این همان وارونگی خطرناک است: مردم مقاوم‌اند، مسئولین چه؟
اگر قرار است انقلاب اسلامی بماند، باید این معادله دوباره اصلاح شود. تاب‌آوری مردم باید پشتوانهٔ مقاومت مسئولین باشد، نه جایگزین آن. وادادگی و دلباختگی به غرب، نه تنها دست برتر ایران را نادیده می‌گیرد، بلکه آیندهٔ کشور را به دستور آمریکا گره می‌زند. مقاومت یعنی ایستادن بر موضع بالا؛ یعنی شکستن محاصره، حفظ توان هسته‌ای، و رد هر توافقی که ایران را زیر فرمان دشمن ببرد.

علی شریفی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم