امروز: 1405/04/28 ساعت : 13:19

دستاوردسازی با مخرج‌های بزرگ

تفاهم نفتی؛ فروش بیشتر برای ایران یا تنفس بزرگ‌تر برای آمریکا؟

اختلاف اخیر میان مجید شاکری و سیداحسان حسینی، ظاهراً بر سر چند عدد نفتی است، اما در واقع به ارزیابی هزینه و فایده تفاهم ایران و آمریکا بازمی‌گردد. شاکری، پژوهشگر اقتصاد بین‌الملل و عضو مشاور هیئت مذاکره‌کننده ایران در اسلام‌آباد، از مدافعان عملکرد تیم مذاکره‌کننده است. در مقابل، حسینی، پژوهشگر حوزه انرژی و سردبیر رسانه تخصصی «خط انرژی»، معتقد است ایران در برابر رفع موقت محاصره نفتی، امتیازی به‌مراتب بزرگ‌تر در تنگه هرمز به آمریکا و صادرکنندگان عربی داده است.
دعوا دقیقاً بر سر این پرسش است: در دوره اجرای تفاهم، چه میزان نفت غیرایرانی از هرمز عبور کرد و ایران در مقابل، واقعاً چه چیزی به دست آورد؟
اختلافی که از «مخرج کسر» آغاز می‌شود
شاکری می‌گوید از آغاز عملیات آمریکا تا پایان تفاهم، در مجموع ۲۲۰ میلیون بشکه نفت غیرایرانی از هرمز عبور کرده است؛ یعنی روزانه حدود سه میلیون بشکه. او با حذف چند روز پرتردد، میانگین را تا ۱.۸ میلیون بشکه پایین می‌آورد و در مقابل، بر صادرات حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت ایران تأکید می‌کند.
مشکل این محاسبه، عدد ۲۲۰ میلیون بشکه نیست؛ بازه زمانی‌ای است که این عدد بر آن تقسیم می‌شود. شاکری کل دوره عملیات، شامل هفته‌های پیش از تفاهم را در مخرج قرار می‌دهد. اما برای سنجش اثر تفاهم باید فقط روزهای اجرای خود تفاهم محاسبه شود. اگر همان ۲۲۰ میلیون بشکه بر حدود ۲۷ روز اجرای تفاهم تقسیم شود، میانگین از سه میلیون به بیش از هشت میلیون بشکه در روز می‌رسد.
داده‌های کپلر نیز روایت حسینی را تقویت می‌کند. نمودار این مؤسسه نشان می‌دهد در تیرماه ۱۴۰۵، مجموع جریان مایعات نفتی از هرمز به حدود ۸.۵ تا ۹ میلیون بشکه در روز رسیده است. با کسر نزدیک دو میلیون بشکه نفت ایران، روزانه حدود ۶.۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت غیرایرانی باقی می‌ماند؛ بیش از دو برابر عددی که شاکری برجسته می‌کند.
حذف روزهای پرتردد آغاز تفاهم نیز قابل دفاع نیست؛ زیرا آن ترافیک دقیقاً نتیجه بازشدن مسیر و تخلیه نفت انباشته‌شده بود. تعداد هفتگی عبور کشتی‌ها پس از تفاهم به ۲۴۲ فروند رسید، در حالی که میانگین پیش از جنگ حدود ۷۰۰ فروند بود. صادرات نفت کشورهای خلیج فارس نیز در بازه ۱۱ خرداد تا ۹ تیر ۱۴۰۵ بیش از سه میلیون بشکه در روز افزایش یافت و به حدود ۱۰ میلیون بشکه رسید.
ایران نفت فروخت؛ اما قیمت نفت چه شد؟
رفع محاصره برای ایران بی‌اثر نبود. صادرات نفت خام و میعانات ایران پیش از محاصره به حدود ۱.۹ میلیون بشکه در روز رسیده بود؛ اما پس از آغاز محاصره در ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، در بازه ۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد به ۲۰۹ تا ۲۶۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد. بنابراین ادعای «صفرشدن مطلق صادرات» دقیق نیست، اما فشار محاصره بسیار سنگین بود.
بااین‌حال، دستاورد نفتی را نمی‌توان فقط با تعداد بشکه‌ها سنجید. مشکل روایت مدافعان تفاهم این است که فقط تعداد بشکه‌ها را می‌بینند و قیمت هر بشکه را کنار می‌گذارند. نفت برنت در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، در اوج اختلال هرمز، تا ۱۲۶.۴۱ دلار بالا رفت؛ اما در ۲۶ خرداد، هم‌زمان با آشکارشدن جزئیات تفاهم و امید به بازگشایی تنگه، با افت پنج‌درصدی به ۷۸.۹۶ دلار رسید. تا ۱۰ تیر نیز قیمت در محدوده ۷۲ دلار قرار گرفت. یعنی تفاهم و بازگشت عرضه، بیش از ۵۰ دلار از اوج قیمت نفت کاست.
حتی اگر صادرات ۸۰ میلیون بشکه‌ای ایران را بپذیریم، تفاوت قیمت ۱۱۰ و ۷۵ دلار برای این حجم، حدود ۲.۸ میلیارد دلار اختلاف در ارزش ناخالص ایجاد می‌کند. ایران نفت بیشتری فروخت، اما در بازاری بسیار ارزان‌تر؛ ضمن آنکه با بازشدن هرمز، چند برابر نفت ایران برای عربستان، امارات، عراق، کویت و قطر نیز راهی بازار شد.
بازگشت محاصره در ۲۲ تیر ۱۴۰۵ و جهش ۹ درصدی برنت به ۸۳.۳۰ دلار نیز بار دیگر نشان داد که باز یا بسته‌بودن هرمز چه اثر مستقیمی بر قیمت جهانی و هزینه انرژی آمریکا دارد.
خطای محاسباتی یا دستاوردسازی؟
ایراد روایت شاکری فقط یک اختلاف تحلیلی نیست. وقتی ۲۲۰ میلیون بشکه بر کل دوره عملیات تقسیم می‌شود، به‌جای دوره واقعی تفاهم، حجم امتیاز داده‌شده کوچک‌تر از واقع نشان داده می‌شود. سپس با حذف روزهای پرتردد و نادیده‌گرفتن سقوط قیمت نفت، تصویری ساخته می‌شود که گویی ایران ۸۰ میلیون بشکه صادر کرده و در مقابل، تنها روزانه ۱.۸ میلیون بشکه به صادرات رقبا افزوده شده است.
این تصویر می‌تواند مسئولان را دچار یک خطای جدی در محاسبه هزینه و فایده کند: امتیاز نقد ایران در هرمز کوچک جلوه داده می‌شود، منفعت موقت صادرات نفت بزرگ‌نمایی می‌شود و اثر تفاهم بر کاهش قیمت نفت و تخفیف فشار از آمریکا از محاسبات کنار می‌رود.
واقعیت روشن‌تر از این دستاوردسازی‌هاست: ایران نفت بیشتری فروخت، اما چند برابر آن نفت غیرایرانی از هرمز عبور کرد؛ قیمت نفت ده‌ها دلار کاهش یافت؛ فشار بر ذخایر و بازار انرژی آمریکا کمتر شد؛ و رفع محاصره ایران نیز پایدار نماند.
بنابراین روایت آقای شاکری صرفاً ناقص نیست؛ در صورت تبدیل‌شدن به مبنای تصمیم‌گیری، گمراه‌کننده است. تغییر بازه زمانی و حذف گزینشی داده‌ها ممکن است روی کاغذ یک دستاورد بسازد، اما در میدان سیاست، مسئولان را به محاسبه‌ای غلط درباره ارزش تنگه هرمز و بهای واقعی امتیاز واگذارشده می‌رساند. سیاست‌گذاری ملی را نمی‌توان با کوچک‌کردن مخرج‌ها و بزرگ‌کردن دستاوردها اداره کرد.

علی ملک زاده

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم