امروز: 1405/05/01 ساعت : 01:21

فارن افرز: پشت پای پکن به شیوخ عرب

انتشار گزارش اخیر نشریه فارن افرز با عنوان «مشکل چین در خلیج فارس»، پرده از واقعیت جدید و تکان‌دهنده‌ای در مناسبات بین‌المللی منطقه غرب آسیا برداشته است. این مقاله که به قلم سه تن از پژوهشگران ارشد حوزه سیاست بین‌الملل نگاشته شده، در واقع اعتراف صریح و بی‌پرده نخبگان فکری غرب به بن‌بست راهبردی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس است؛ بن‌بستی که حاصل اعتماد بیش از حد به وعده‌های امنیتی واشنگتن و رویابافی روی قدرت موازنه‌گر پکن بوده است.
تحولات و بحران‌های نظامی اخیراً رخ‌داده در منطقه – به‌ویژه جنگ و تنش‌های گسترده پیرامون ایران- نشان داد که محاسبات شیخ‌نشین‌های خلیج فارس تا چه حد دور از واقعیت‌های سختِ ژئوپلیتیک بوده است.
طی یک دهه گذشته، حکام عرب خلیج فارس – به‌ویژه ریاض و ابوظبی- با مشاهده خروج تدریجی یا نوسانات رفتاری آمریکا، به سمت شرق چرخش کردند. آمارها شگفت‌انگیز بود: حجم تجارت میان چین و شورای همکاری خلیج فارس به مرز ۳۰۰ میلیارد دلار رسید و از مجموع تجارت این کشورها با آمریکا و اتحادیه اروپا پیشی گرفت. پکن نزدیک به ۳۶ درصد از نفت مورد نیاز خود را از این حوزه تامین می‌کرد و میانجی‌گری تاریخی سال ۲۰۲۳ میان ایران و عربستان نیز این باور را در ذهن ناظران منطقه‌ای تقویت کرد که چین آماده است نقش یک بازیگر بزرگ و ضامن امنیت پایدار را ایفا کند.
اما فارن افرز اذعان می‌کند که بحران اخیر، تمامی این تصورات را برباد داد. زمانی که شعله‌های جنگ در منطقه بالا گرفت و شریان‌های انرژی و امنیت سفارتخانه‌ها و زیرساخت‌های خلیج فارس به خطر افتاد، پکن تنها تماشاگر میدان بود. چین نشان داد که برای منافع و امنیت خود – مانند گرفتن ضمانت‌های اختصاصی از انصارالله برای عبور کشتی‌هایش – چانه می‌زند، اما حاضر نیست کوچک‌ترین هزینه سیاسی یا نظامی برای حامیان عرب خود بپردازد.
به اعتراف نویسندگان فارن افرز، پکن فاقد دکترین امنیتی برای خاورمیانه است. سیاست چین بر اصل «سود حداکثری و مسئولیت صفر» استوار است. فلج تحلیلی و محافظه‌کاری شدید رهبران چین ثابت کرد که پکن شانه زیر بار هیچ مسئولیت سنگینی نخواهد داد و قرار نیست موازنه‌گری برای زیاده‌خواهی‌ها یا خلاهای امنیتی آمریکا باشد.
روی دیگر این سکه تلخ، وضعیت ایالات متحده است. اعتراف فارن افرز به ناکارآمدی واشنگتن، ابعاد واقعی‌تر این گزارش را روشن می‌سازد. پایتخت‌های عربی اکنون بیش از هر زمان دیگری نسبت به آمریکا دچار سرخوردگی و خشم هستند. واشنگتن با ماجراجویی‌های نظامی و سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده، آتش جنگی را برپا کرد که بازار جهانی انرژی را به آشوب کشاند و زیرساخت‌های منطقه را متزلزل ساخت، اما در زمانی که متحدان عربش زیر فشار ضربات تلافی‌جویانه قرار گرفتند، از تامین امنیت اولیه آن‌ها عاجز ماند.
این امر پایتخت‌های عربی را در پارادوکسی مهلک قرار داده است: آن‌ها متوجه شده‌اند قدرتی که خود را تنها «ضامن امنیت» منطقه می‌داند (آمریکا)، خود عامل اصلی ایجاد بی‌ثباتی و جهنم امنیتی در خلیج فارس است.
گزارش فارن افرز تاکید می‌کند که روابط کشورهای عربی با چین قطع نخواهد شد، اما دستخوش یک «واقع‌گرایی دردناک» می‌شود. عربستان، امارات و قطر همچنان به چین نفت خواهند فروخت، پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر، رباتیک و فناوری‌های نوین را با سرمایه‌گذاران چینی پیش خواهند برد و دفاتر صندوق‌های ثروت ملی خود را در پکن و شانگهای فعال نگه خواهند داشت؛ اما دیگر هیچ حاکم عربی تصور نخواهد کرد که پکن برای حفظ امنیت آن‌ها جت جنگنده یا نیروی نظامی اعزام می‌کند.
به نوشته فارن افرز، رابطه کشورهای عربی با چین در حال شبیه شدن به رابطه چین با ایران است: «مناسباتی بر پایه اضطرار و نیاز اقتصادی، نه انتظارات راهبردی و تعهدات متقابل.»
این بن‌بست بی‌سابقه، شورای همکاری خلیج فارس را دچار چنددستگی و سردرگمی شدید کرده است:
1 خط موازنه و دیپلماسی منطقه‌ای: کشورهایی مانند عمان و تا حدی عربستان سعودی، با درک این واقعیت که نه واشنگتن قابل اعتماد است و نه پکن پای کار می‌آید، راهکار را در ایجاد ترتیبات امنیتی درون‌منطقه‌ای دیده‌اند. مسقط صراحتاً خواستار شکل‌گیری یک نظام امنیتی جدید پس از عصر حضور آمریکا شده است که در آن ایران، عراق و کشورهای عربی بدون مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای به توافق برسند.
2 خط وابستگی از روی استیصال: کشورهایی مانند امارات، بحرین و کویت که خِلاء وجود یک جایگزین نظامی را به شدت احساس می‌کنند، ناچار شده‌اند دوباره به زیر چتر حمایتی آمریکا بروند، هرچند که خود نیز می‌دانند این چتر سوراخ است. از این رو، هم‌زمان تلاش می‌کنند با گفتگوهای فشرده با تهران، آنکارا و اسلام‌آباد، سطحی از بازدارندگی خودنوشته را ایجاد کنند.
گزارش فارن افرز در نهایت این حقیقت را آشکار می‌سازد که «معماری امنیتی وارداتی» در خلیج فارس شکست خورده است. واشنگتن دیگر اعتبار و توانابقای نقش «پلیس منطقه» را ندارد و چین نیز هیچ تمایلی برای برعهده گرفتن چنین نقش هزینه‌بری از خود نشان نمی‌دهد. پیام نهایی این گزارش برای پایتخت‌های منطقه روشن است: امنیت خریدنی نیست و هیچ قدرت فرامنطقه‌ای—چه در غرب و چه در شرق—منافع حیاتی خود را فدای امنیت دیگران نخواهد کرد. راه نجات خلیج فارس تنها از مسیر همگرایی، دیپلماسی مستقیم و درک واقعیت‌های جغرافیایی منطقه می‌گذرد.

بهنام زارع

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم