عدم صدور ویزا برای رئیس سازمان انرژی اتمی، محصول مجموعهای از کنشگریهای ناتراز و خطا، مقابل اقدامات دشمن در موضوع هستهای در این سه جنگ است
با درخواست آژانس، اتریش از صدور ویزا برای رئیس سازمان انرژی اتمی برای حضور در کنفرانس عمومی، خودداری کرد. چند روز قبلتر هم پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شده بود. خطای محاسباتی در واکنش به اقدامات آژانس و دشمن اما مربوط به این چند روز نیست؛ گزارش غرضورزانه آژانس که بهانه جنگ ۱۲روزه شد، حمله مستقیم به موضوع مذاکره توسط طرف مذاکره در آن جنگ، عدم رسیدن به حساب گروسی پس از جنگ و امضای توافق قاهره که تلاشی ناموفق برای جلوگیری از فعالشدن ماشه بود، دوباره ادامه دادن به مذاکرات هستهای در بهمنماه، ۴مرتبه حمله به محوطه نیروگاه بوشهر در جنگ ۴۰روزه و حتی طرح بحث هستهای در مذاکرات پس از آتشبس این جنگ، همگی شواهدی بر عدم کنشگری در تراز مردم مبعوث، در سرتاسر این دور باطل بوده؛ و موجب امتداد آن تا امروز شده؛ چه بشود، از NPT خارج میشویم؟
۵ دور مذاکراتی که از ۲۳ فروردین تا ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ برگزار شد، موضوعش هستهای بود. با اینکه همین ترامپ اردیبهشت ۹۷ یکطرفه از برجام خارج شده بود و آژانس ۱۵مرتبه تصدیق کرده بود ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست. در اثنای مذاکرات بهار سال گذشته، ایران اعلام کرد به آرشیو اسنادی راهبردی از رژیم صهیونی دست یافته و انتشار برخی از تصاویر گمانهزنیهای جدی پیرامون ارتباط گروسی با صهیونیستها مطرح کرد. چند هفته قبلتر و اواخر اردیبهشت، گروسی گزارشی مغرضانه درباره مسائل پادمانی باقیمانده ایران منتشر کرده بود که به «ردپای اورانیوم در چند مکان اعلامنشده و عدم ارائه توضیحات فنی معتبر از سوی ایران» از سال ۲۰۱۹ به بعد اشاره داشت.
به همین بهانه شورای حکام ۲۲خرداد قطعنامهای تصویب و ایران را به نقض تعهدات پادمانی متهم کرد که البته در رایگیری، چین و روسیه مخالفت کردند که حکایت از طلوع نظمی جدید و چند قطبی در دنیا داشت. بامداد فردای صدور این قطعنامه، رژیم صهیونی مشروعیتی خودساخته برای تجاوز به خاک ایران دید؛ فرماندهان و دانشمندان زبده را ترور و در روز دهم جنگ، آمریکا تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد. در حالی که ایران عضو NPT بود و مطابق ماده ۴ آن حق غنیسازی صلحآمیز داشت و رژیم صهیونی عضو آن نبود و بمب اتم دارد. که همین، نشانه جدی فروپاشی نظم جاری دنیا به دست منادی اصلی آن است.
اما تحجر و رفتن به همان راهی که بارها از آن پاسخی مشابه و زیانبار گرفته بودند، توسط دیپلماتها ادامه یافت. شهید لاریجانی در روزهای آخر آن جنگ، با اشاره به همین اقدامات مشکوک و جنگساز گروسی، در وصفش گفت: «آدم مالی نیست و در این ماجرا بد عمل کرد» و تهدید کرد: «جنگ تمام شود، به حساب گروسی خواهیم رسید»؛ جنگ هم تمام شد، او در مرداد از سوی رهبری شهید، دبیر شعام شد اما رسیدن به حساب گروسی، ختم به امضای توافق قاهره با تایید کمیتهای فرعی در شعام، در ۱۸شهریور، میان عراقچی و گروسی شد تا شیوهنامهای جدید برای ازسرگیری بازرسیهای آژانس تعیین شود! به این خیال که، ماشه، فرزند فرانچسکو و اشتباه فاحش محاسباتی عراقچی و همکاران در برجام، فعال نشود؛ اما هم آن فعال شد و تمام قطعنامهها به خوانش بلوک غرب، بازگشتند، هم کنشگری از سر ضعف و نشان ندادن اراده برای گرفتن غرامت و خسارت حملات به تاسیسات هستهای و قطعنامههای بیجا، دشمن را هم برای فشار بیشتر، دچار خطای محاسباتی کرد.
انتظار میرفت همان موقع از NPT خارج شویم که به هیچ وجه از منافع ما صیانت نکرد؛ تا دشمن دروغگو، حیلهگر و وحشی در ابهام هستهای فرو برود و با حداقل واکنشی برای قلادهپارهکردنهایش مواجه شود. کار اگر به موقع انجام نشود و در تراز مردمی نباشد که در سه جنگ اخیر درخشیدهاند، خسارات به بار میآورد؛ خساراتی که تا امروز ادامه دارد؛ این چنین خطاهای محاسباتی، مردم را از تکمیل و تثبیت فتح میدانی، محروم میکنند.
خطا از ۱۷ بهمن ماه و با آغاز دور جدید مذاکرات هستهای ادامه یافت و منتهی به شهادت آقایی شد که یکم مهر، این کار را فراتر از خطا، غیرهوشمندانه، غیرشرافتمندانه و غیر عاقلانه خواندند. دشمن وجودی، به پشتوانه همین کنشهای ناتراز دستگاه دیپلماسی و پیامهای ضعف پیاپی مسئولین، ۹اسفند دوباره هجوم آورد و در کنار جنایات متعدد، ۴ مرتبه به محوطه نیروگاه اتمی بوشهر حمله کرد که موجب تخلیه کارکنان روس آن شد و در جنایتی دیگر به مرکز تولید آب سنگین خنداب اراک حملهور شد.
اما ناباورانه تحجر در جلسه مذاکره پساآتشبس ۱۹ فروردین در اسلامآباد هم ادامه یافت. علیرغم آن که رهبری، شعام و مردم هرگونه بحث دیگری را با دشمن شکست خورده در میدان درباره موضوعات هستهای ممنوع و مردود میدانستند و پیگیر تعیین نحوه گرفتن غرامت و خسارت و خروج آمریکا از منطقه بودند، نبویان از اعضای همان کاروان مذاکراتی، با اشاره به گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار آن جلسه، اذعان کرد: «این اقدام دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود»!
همین خطاهای نامتناهی از جمله حضور در اسلامآباد بدون تحقق پیششرطهای اعلامی، در ادامه محاصره، جنگ سوم، حمله به نفتکشها و نقض تمام بندهای سوءتفاهم ۲۸ خرداد را در پی داشت. آیا وقت عبرت گرفتن نه از بدعهدیها و وحشیگریهای قدیمی، بلکه وقایع همین بازهای که در این متن وصف آن آمد، نیست؟ اخیرا و در ۱۸ شهریور نیز در شورای حکام، قطعنامهای علیه ایران تصویب شد که البته باز چین و روسیه با آن مخالفت کردند و پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شد؛ گروسی هم دوباره مدعی شد ایران فعالیتهایی در کوهکلنگ دارد و مکمل گزافهگوییهای ترامپ در این باره شد. در مقابل، چین و روسیه در بیانیهای مشترک با ایران در جلسه شورای حکام، هم بازگشت تحریمها با فعال شدن ماشه را نامعتبر دانستند، هم رویکرد سیاسی غرب نسبت به برنامه هستهای ایران را محکوم و بیاساس.
حالا که این دوران تغییر نظم به نقطه عطف خود رسیده و حمایت از ایران در برابر غرب از راهبردهای اصلی شرق است، نباید با خطای محاسباتی سعی کرده بچههای خوب نظم قبلی باقی ماند؛ در شرایطی که رییس سازمان انرژی اتمی را به کنفرانس عمومی آژانس راه ندادند، چرا باید به قواعد غرب پایبند بمانیم؟ تحجر در این مسیر کار را به این تحقیرها رسانده؛ در صورتی که میشد با ابتکار از NPT خارج شد و قواعد جدیدی با شرقیها بنیان گذاشت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید