نگاهی به منطق آمریکایی و سیاسی ترین جام جهانی که آبرو میزبان را برد
«ترامپ خشمگین است. دستش را محکم بر میز می کوبد و می گوید: مگر می شود مهاجم آمریکایی فقط به خاطر یک لگد کارت قرمز بگیرد؟ مگر نمی دانند که برای خط حمله آمریکا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ ما 120 کودک را با موشک قتل عام کردیم و آب از آب تکان نخورد، حالا فقط بخاطر یک لگد ناقابل می خواهند مهاجم آمریکایی را محروم کنند، آن هم در خاک آمریکا؟!
تلفن را با عصبانیت بر می دارد و می گوید که او را به رئیس فیفا وصل کنند.
[تلفن زنگ میخورد]
اینفانتینو: بله!
ترامپ: جیانی! چرا مهاجم ما کارت قرمز گرفته و محروم شده است؟
اینفانتینو: جناب رئیس جمهور! داور طبق قانون حکم داده است.
ترامپ: کدام قانون؟
اینفانتینو: قانون فوتبال.
ترامپ: ببین جیانی! من فقط یک قانون را می شناسم و اون قانون قدرت است.
اینفانتینو: ولی این عادلانه نیست!
ترامپ: ولی آمریکایی که هست!
اینفانتینو: بله قطعاً.
ترامپ: حتی اگر قانونی هم وجود داشته باشد، خودت که خوب می دانی، برای ما نیست. درسته که همه تیم ها در برابر قانون برابر هستند، ولی برخی تیم ها «برابرتر» هستند و البته که تیم امریکا «برابرترین» است.
اینفانتینو: شما می فرمایید چه کار کنیم؟
ترامپ: داشتم فکر می کردم که احتمالاً فیفا به یک ریاست جدید نیاز داشته باشد. شاید هم مالیات صد در صدی بر واردات لوازم ورزشی از اروپا وضع کنم. البته اگر فیفا بتواند در رأی خود بازنگری کند، من هم می توانم در تصمیم خودم بازنگری کنم.
اینفانتینو: [با دستپاچگی] حتماً حتماً جناب رئیس جمهور.
ترامپ تلفن را قطع می کند. با خود می گوید: احمق ها نمی دانند که آمریکا قوی ترین و ثروتمند ترین کشور دنیاست. احتمالاً هنوز بمب افکن های زیبای b-2 ما را ندیده اند …»
این دیگر یک حاشیه فوتبالی نیست، بلکه اصل خبر است. مداخله مستقیم ترامپ در ماجرای اخراج بازیکن آمریکایی، یکی از مصادیق منطق زورگویی و استکبار است. این واقعه نشان داد که زورگویی و سلطه طلبی هیچ حد و مرزی نمی شناسد؛ قوانین فوتبال همانقدر برایش بی اهمیت است که قوانین جنگی، مقررات بین المللی و قواعد اخلاقی. مسأله اصلی، ترامپ هم نیست، چرا که او فقط عریان ترین چهره این منطق است. مسأله اساسی، نظم و تمدنی است که بر استکبار، زورگویی و استعمار بنا شده است. نظمی که در آن حق بر مبنای قدرت تعیین می شود. نظمی که می خواهد بر همه جهان سلطه پیدا کند و حتی از مستطیل سبز فوتبال هم نمی گذرد.
اعمال نفوذ در فوتبال، تنها نمونه ای بسیار کوچک از این منطق استکباری است که «وقتی قدرت دارید، نیازی نیست به قانون پایبند باشید.» بخاطر همین منطق فرعونی آمریکا و نظم استعماری است که مکرراً هشدار داده شده است که نمی توان به امریکا اعتماد کرد، اینکه امضای آنها فاقد اعتبار است، و تفاهم نامه و توافق نامه برای آنها کاغذپاره ای بیش نیست. این یک واقعیت در سیاست خارجی است که بسیاری از قدرتها تنها زمانی به قانون و تعهداتشان احترام میگذارند که نقض آنها برایشان پرهزینه باشد. وقتی قدرت مستکبر بداند که اگر از توافق نامه خارج شود، طرف مقابل همچنان به آن پایبند می ماند، چرا خارج نشود؟
با گفتگو، مذاکره و پند و اندرز نمی توان دولت زیاده خواه را به عدالت خواهی واداشت. تنها راهی که می توان دولت استکباری را به قبول حق و حقیقت وادار کرد، ایستادگی و پرهزینه کردن زیاده خواهی است. همین امر است که موجب می شود داستان همیشه آنطور که استکبار می خواهد پیش نرود. اعمال نفوذ، زیاده خواهی و سلطه طلبی ترامپ در فوتبال به شکستی فاحش از بلژیک انجامید. همانگونه که جنگ، فشار حداکثری و تحریم های او علیه ایران نیز به شکستی فاحش از ملت ایران انجامید. این پیروزی ها ثمره هیچ گفتگو و مذاکره ای نبوده و نیستند، بلکه نتیجه ایمان و اراده ملت ها هستند که به جای تسلیم، مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و سلطه طلبی را انتخاب کرده اند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید