بازشدن تنگه هرمز با وعده های آمریکا؛ تجربه دوباره خطای اسلام آباد و تنفس گیری آمریکا
افت میزان و شدت درگیریها با آمریکا، همزمان با به گوش رسیدن اخباری مبنی بر رفتوآمد هیئتهای دیپلماتیک و ردوبدل شدن برخی پیامها، در آستانه بازگشت قیمت نفت به اعداد بحرانی، باعث تشدید گمانهزنیها درباره تکرار یک تجربه تاریک شده است.
ضربات تحمیلشده به پایگاههای دشمن در کشورهای اردن، عربستان، امارات، کویت، بحرین و قطر، همزمان با بسته شدن تنگه هرمز از یک سو و ورود انصارالله به صحنه با بستن بابالمندب از سوی دیگر، میزان هزینههای نظامی-اقتصادی واردشده به وی را بسیار بالا برده است. سیر صعودی قیمت نفت در این روزها و سردرگمی آمریکا برای پیدا کردن راهی برای کنترل اوضاع، شرایط را برای وی پیچیده کرده است. با احتساب این موضوع که شروع مجدد جنگ، به زعم آمریکا، باعث تشدید فشار به ایران میشود، اما او نیز بهخوبی از این موضوع آگاه است که بحران حاصل از وضعیت فعلی، در صورت گسترده شدن جنگ، عمق بیشتری پیدا میکند و صرفاً بین شیب کند یا تندِ تشدید بحران، مخیر به انتخاب است.
اما شباهت وضعیت کنونی به آنچه در ۱۹ فروردین رخ داد، با تطبیق شرایط میدان و اخباری که در ابتدای متن ذکر شد، خطر تکرار یک انتخاب اشتباه را گوشزد میکند. رژیم آمریکا به ناچار به دنبال مسیری بود تا سلاح تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند و معادله جنگی را که در طول ۴۰ روز برقرار شده بود، تغییر دهد و مشخصاً انجام این کار در چارچوب فضای جنگی ممکن نبود. آغاز آتشبس و شروع محاصره دریایی، انجام گفتوگوهای اسلامآباد و امضای تفاهمنامه، سیر تحولات در تنگه و تلاش آمریکا برای دور زدن مدیریت ایران در تنگه با ایجاد مسیر جایگزین، همگی بهخوبی در حافظه ملت ایران ثبت و ضبط شده است.
اگر قرار است امکان پایان جنگ و گیر نکردن در فضای نه جنگ، نه صلح میسر شود، مسیر آن از تحمیل هزینه جدی به دشمن و مطمئن کردن وی از عدم وادادگی میگذرد. این نوع تفکر که در مقابل دشمن مستکبر، بدهبستان در میانه جنگ، آنهم در زمانی که وی علناً به دنبال تحمیل فشار و هزینه بیشتر است و زیر بار انجام هیچ پیمانی نمیرود، هیچ نتیجهای جز تضعیف موضع ما، پیشروی دشمن و برنامهریزی وی برای تحمیل ضربات آتی ندارد.
نکته مهم دیگر از این تجربه تلخ، اتفاقات پساآتشبس در لبنان بود. حزبالله لبنان که همزمان با آغاز جنگ رمضان وارد میدان نبرد شده بود، پس از آتشبس مورد حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی قرار گرفت. با وجود مصاحبهها و پیامهای مسئولان کشور مبنی بر گنجاندن آتشبس لبنان به عنوان پیششرط مذاکرات، آنچه در واقعیت رخ داد، بسیار دورتر از خوشخیالیهای مذاکرهکنندگان بود.
اکنون نیز در فاز جدید تشدید تنشها، یمن نقش مهمی را در همراهی با ایران بر عهده گرفته است. یاوران غیور ایران در جنگ با آمریکا به خاری در چشم استکبار جهانی تبدیل شدهاند که محاسبات آنها را بههم ریخته است. دور از ذهن نیست که دشمنان غربی-عربی-عبری مقاومت، برای تضعیف یمن، مشابه آنچه برای لبنان رقم زده شد را در نظر داشته باشند. لذا تصور اینکه حمله به لبنان و یمن معنایی جز حمله به ایران دارد، میتواند یک خطای محاسباتی اساسی در ذهن مسئولان کشور باشد. ما اگر نتوانیم وحدت ساحات را به عنوان سیاست رسمی بر فضای جنگ حاکم کنیم، در اثر حیلهگری دشمن دچار آسیبهای جدی خواهیم شد.
در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در آرایش سیاسی یا امنیتی منطقه باید با در نظر گرفتن تجربههای پیشین و واقعیات میدانی مورد ارزیابی قرار گیرد. تجربه نشان داده است که هرگاه دشمن احساس کند اراده طرف مقابل برای ادامه مسیر تضعیف شده، تلاش خواهد کرد دستاوردهای میدانی خود را تثبیت کند. از این رو، حفظ انسجام داخلی، هماهنگی میان اضلاع مختلف محور مقاومت و پرهیز از ارسال هرگونه پیام متناقض، اهمیت دوچندان پیدا میکند. هر تصمیمی که بدون در نظر گرفتن پیامدهای راهبردی آن اتخاذ شود، میتواند زمینهساز تغییر موازنه به سود طرف مقابل باشد و هزینههای بیشتری را در آینده بر کشور و متحدانش تحمیل کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید