امروز: 1405/05/10 ساعت : 01:08

شکار شکارچی

از تسلط کامل بر تنگه هرمز تا حیرت آمریکا از تسلط ایران
عملیات هدفمند و نقطه‌زن نیروی هوافضای سپاه پاسداران علیه پایگاه هوایی «الازرق» در خاک اردن، مصداق بارز آیه شریفه «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» بود؛ نبردی که در آن اراده و تدبیر نیروهای مسلح با نصرت الهی همراه شد تا فصل جدیدی از موازنه قدرت و بازدارندگی موشکی در منطقه رقم بخورد. این پایگاه که به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین مراکز عملیاتی آمریکا شناخته می‌شود، زیر چتر حمایتی شدیدترین سامانه‌های پدافندی قرار داشت. وجود چندین لایه از سامانه‌های پیشرفته از جمله پاتریوت (PAC-3) و سامانه تاد (THAAD)، این پایگاه را به یک دژ به ظاهر نفوذناپذیر تبدیل کرده بود، اما شلیک متراکم موشک‌های ایرانی ثابت کرد هیچ نقطه‌ای در برابر اراده ایران امن نیست.
کلید موفقیت این نبرد هوشمندانه، تغییر در طراحی مهندسی و هوش ساختاری کلاهک‌های موشکی بود. کلاهک‌های جدید با تغییر شکل بدنه، کاهش بازتاب راداری و بهره‌گیری از سیستم‌های مانور در فاز نهایی، توانستند الگوی پیش‌بینی رادارهای رهگیر دشمن را برهم بزنند. این فناوری باعث شد موشک‌ها با مانورهای سنگین، شبکه راداری متراکم آمریکا را سردرگم ساخته و بدون مواجهه با موثرترین لایه‌های پدافندی، مستقیم وارد فاز شیرجه نهایی شوند. عبور دقیق از میان ده‌ها موشک رهگیر، کارآمدی و به‌روزرسانی مستمر توان موشکی ایران را به رخ کشید.
ابعاد دیگر این موفقیت بزرگ، بر پایه اشراف کامل اطلاعاتی و ارتقای چشمگیر توان رصد نیروهای مسلح ایران شکل گرفت. رصد لحظه‌ای پایگاه الازرق، پایش دقیق رفت‌وآمدها و جانمایی دقیق آشیانه‌ها با استفاده از ترکیب داده‌های پهپادی، شبکه اطلاعاتی منطقه‌ای و دریافت تصاویر شفاف ماهواره‌ای با رزولوشن بالا از منابع موثق آسیایی و چین، زمینه یک غافلگیری تمام‌عیار را فراهم کرد. این اشراف دقیق باعث شد هدایت موشک‌ها درست در زمان حضور بیشترین تعداد جنگنده‌ها و کادر فنی صورت گیرد.
هدف اصلی این ضربه کارآمد، رمپ‌های استقرار و سوله‌های پشتیبانی جنگنده‌های نسل پنجم F-35 بود. این نبرد پیام روشنی به همراه داشت: جنگنده‌های دشمن حتی در عمق آشیانه‌های بتنی و مستحکم خود نیز هیچ‌گونه امنیتی ندارند و در دژهای خود هدف اصابت دقیق قرار می‌گیرند. هواپیمایی که در تبلیغات نظامی غرب به عنوان «شکارچی نامرئی آسمان‌ها» و مدرن‌ترین بازوی برتری هوایی معرفی می‌شد، روی زمین غافلگیر شد و موشک‌های نقطه‌زن ایرانی، این شکارچی مدعی آسمان را روی زمین شکار کردند.
اصابت نقطه‌زن موشک‌ها منجر به انهدام کامل و ۱۰۰ درصدی ۳ فروند F-35 و وارد آمدن خسارات بسیار سنگین و غیرقابل بازسازی به ۳ فروند دیگر شد؛ ضربه‌ای بی‌سابقه‌ای که نشان داد افسانه شکست‌ناپذیری F-35 توسط توان موشکی و اطلاعاتی نیروهای مسلح ایران برای همیشه شکسته شده است. علاوه بر انهدام این تجهیزات فوق پیشرفته، تلفات انسانی سنگینی نیز به کادر فنی و متخصصان آمریکایی مستقر در پایگاه وارد شد و فلج شدن توان عملیاتی این مرکز را به دنبال داشت.
این تحول راهبردی ثابت کرد که عصر انحصار فناوری‌های تحمیلی و برتری یک‌جانبه هوایی غرب به پایان رسیده است. امروزه توازن قوا نه با تبلیغات رسانه‌ای، بلکه با فناوری‌های متکی بر دانش بومی و خرد عملیاتی در میدان واقعی نبرد تعریف می‌شود. پیام واضح این موفقیت برای جهان این است که قدرت‌های فرامنطقه‌ای دیگر نمی‌توانند با اتکا به تجهیزات گران‌قیمت، اراده خود را بر ملت‌های مستقل دیکته کنند.
فروپاشی لایه‌های پدافندی در این عملیات، یک پیام راهبردی و صریح برای تمام کشورهای منطقه داشت: امپراتوری نظامی آمریکا که حتی توانایی تامین امنیت پایگاه‌ها، نیروها و پیشرفته‌ترین تجهیزات خودش را ندارد، هرگز نمی‌تواند تکیه‌گاه امنیتی قابل اعتمادی برای کشورهای منطقه باشد. اتکا به چتر حمایتی واشنگتن، سرابی بیش نیست و منطقه‌ای که آمریکا در حفاظت از دژهای خود در آن عاجز مانده، باید امنیت خود را در همکاری‌های درون‌منطقه‌ای بجوید.
پایگاه الازرق اردن که نقطه اتکای پروازهای تهاجمی غرب بود، اکنون به نمادی از ناکارآمدی «پدافند چندلایه» تبدیل شده است. این نبرد ثابت کرد که پیشرفته‌ترین ابزارهای جنگی مدعی برتری هوایی نیز در برابر تکنیک، اشراف اطلاعاتی و موشک‌های نقطه‌زن ایران آسیب‌پذیرند

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم