امروز: 1405/05/10 ساعت : 00:09

فارن پالیسی :ادامه جنگ، واشنگتن را در موضع ضعیف‌تری قرار می‌دهد

مجله آمریکایی: واشتگتن باید نظم جدید منطقه را بپذیرد
تحلیل‌های جامع راهبردی نشان می‌دهد که توازن قوا در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا به شکل بنیادینی به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است و واشنگتن در مواجهه با این واقعیت انکارناپذیر، ناچار به بازنگری در تمام مفروضات سنتی و اشتباه خود شده است. ارزیابی رفتارهای ایالات متحده آمریکا آشکار می‌سازد که سیاست‌گذاران این کشور بارها قربانی مغالطه هزینه‌های سنگین شده‌اند و با تصورات واهی گمان می‌کردند افزایش مقیاس یا طولانی کردن مدت تقابل می‌تواند خللی در اراده تهران ایجاد کند. با این حال، واقعیت‌های میدانی حاکی از آن است که اهرم‌های فشار واشنگتن به مرور زمان کاملاً فرسوده شده و با کاهش ذخایر تسلیحاتی و افزایش پیامدهای سیاسی و داخلی در آمریکا، توان مانور راهبردی این کشور به شدت تحلیل رفته است. در مقابل، مواضع راهبردی و اقتدار ایران روز به روز مستحکم‌تر شده و توانایی بی‌نظیر این کشور در مدیریت بحران‌ها و هدایت تحولات منطقه‌ای به اثبات رسیده است. اقدامات بازدارنده و مقتدرانه ایران در حوزه انرژی و خطوط مواصلاتی دریایی، آسیب‌پذیری ساختارهای امنیتی غرب را به رخ کشید و با ایجاد شوک‌های اقتصادی جهانی، اعتبار بین‌المللی ایالات متحده را به طور جدی مخدوش کرد. این وضعیت، متحدان منطقه‌ای آمریکا را در موقعیتی فرعی و شکننده قرار داد و آن‌ها را به این درک رساند که تکیه بر چتر حمایتی واشنگتن دیگر نمی‌تواند امنیت زیرساخت‌های آن‌ها را تضمین کند. پایداری ایران در برابر امواج متوالی فشارهای همه‌جانبه، این گزاره را به کرسی نشاند که ساختار دفاعی و راهبردی کشور توانایی جذب، خنثی‌سازی و بازگرداندن تکانه‌های خارجی را دارد و هرگونه پندار مبنی بر تسلیم شدن تهران در برابر قدرت متعارف آمریکا، یک خطای محاسباتی فاحش است.
طی پنج دهه گذشته، ایالات متحده از تمامی ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی موجود برای به زانو درآوردن ایران استفاده کرده است، اما این رویکرد به طور کامل شکست خورده و بی‌اثری آن ثابت شده است. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که فشارهای یک‌جانبه غربی نه تنها اراده راهبردی ایران را تضعیف نکرده، بلکه به توسعه دکترین‌های دفاعی بومی، خودکفایی صنعتی و تقویت شبکه‌های هم‌پیمانان قدرتمند منطقه‌ای منجر شده است. تصمیم‌گیرندگان اصلی در ایران با اتکا به موازنه اقتدار، فرآیندهای بین‌المللی را نه از موضع ضعف، بلکه از جایگاه یک قدرت مسلط و تعیین‌کننده دنبال می‌کنند. آنها به خوبی آگاهند که تداوم فرسایش قدرت آمریکا در منطقه، فضا را برای تثبیت هژمونی بومی ایران فراهم می‌سازد. از همین رو، هرگونه تفاهم یا توافق با واشنگتن صرفاً بر پایه به رسمیت شناختن دستاوردهای ایران ممکن خواهد بود. واشنگتن اکنون اعتراف دارد که ابزارهای سنتی تحریم و تهدید کارایی خود را از دست داده‌اند و بدون جلب رضایت و به رسمیت شناختن منافع حیاتی ایران، هیچ معادله امنیتی در جهان پایدار نخواهد بود. این پایداری شگفت‌انگیز، موازنه قدرت را از معیارهای صرفاً نظامی متعارف به سمت اراده سیاسی معطوف کرده است؛ اراده‌ای که در جبهه ایران به مراتب مستحکم‌تر، منسجم‌تر و قاطع‌تر از جبهه لرزان غربی است. ایران توانسته است هزینه‌های سنگینی را به بدخواهان خود تحمیل کند و توازن قوای منطقه‌ای را به نفع خود تغییر دهد.
محور اصلی این اقتدار بی‌بدیل، اشراف همه‌جانبه، حاکمیت دایمی و کنترل عملیاتی ایران بر تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین شریان انرژی و مواصلاتی جهان است. ایران توانسته است با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز خود و توسعه توانمندی‌های پیشرفته ناهمطراز، قواعد دریانوردی را در این آبراهه بین‌المللی به سود خود بازنویسی کند. واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهند که به‌رغم هیاهوی نظامی متعارف ایالات متحده، این ایران است که اراده راهبردی خود را بر جریان کشتیرانی تحمیل کرده و توانایی مدیریت، هدایت و کنترل کامل این شریان حیاتی را داراست. عبور مقتدرانه ایران از یک جنگ اقتصادی همه‌جانبه و توانایی آن در تحمیل هزینه‌های راهبردی و اقتصادی به طرف‌های غربی، موازنه قدرت را به طور بنیادین دگرگون ساخته است. این اقتدار ژئوپلیتیکی، واشنگتن را در موقعیتی انفعالی قرار داده که برای جلب همکاری ایران و تضمین آرامش در تنگه هرمز، ناچار به ارایه بزرگترین امتیازات اقتصادی و سیاسی دایمی است. بر این اساس، هرگونه توافق پایدار مشروط به این است که ایالات متحده به تمامی اقدامات تقابلی خود پایان دهد، محاصره اقتصادی را به طور کامل لغو کند و مجوزهای دایمی فروش نفت ایران را بدون هیچ‌گونه قید و شرط و تاریخ انقضا صادر نماید. این گشایش‌های گسترده اقتصادی و لغو دایمی تحریم‌ها، حداقل بهایی است که غرب باید برای اعتراف به نظم نوین منطقه‌ای تحت اشراف و حاکمیت ایران بپردازد، چرا که ایران با تسلط بر هرمز، دست برتر را در هرگونه سناریوی احتمالی دارد.
قدرت روزافزون ایران نه تنها در ابعاد نظامی و ژئوپلیتیک، بلکه در توانایی آن در وادار ساختن کشورهای منطقه به بازتنظیم و اصلاح بنیادین سیاست‌های خود تجلی یافته است. پایتخت‌های عربی خلیج فارس با درک این واقعیت ملموس که ایالات متحده دیگر قادر به تأمین امنیت آبراه‌ها و حفاظت از متحدان خود در برابر قدرت ایران نیست، رویکرد خود را به طور کامل از تقابل به سمت تعامل، تنش‌زدایی و همگرایی با تهران تغییر داده‌اند. کشورهای منطقه با پذیرش تفوق و جایگاه برتر ایران، به دنبال ایجاد گفتگوهای امنیت منطقه‌ای برآمده‌اند و حتی راه‌هایی را برای توسعه همکاری‌های اقتصادی و تسهیل بی‌اثر کردن تحریم‌های تحمیلی آمریکا جستجو می‌کنند. این تغییر رفتار آشکار نشان می‌دهد که نفوذ راهبردی ایران، ائتلاف‌های سنتی غرب را متلاشی کرده و کشورهای منطقه را به این نتیجه قطعی رسانده است که ثبات پایدار مستلزم همراهی با تهران است، نه همنوایی با واشنگتن. تلاش‌های موازی کشورهای اروپایی برای ایجاد کانال‌های ارتباطی مستقل با ایران و شکل‌دهی به ساختارهای دریانوردی جدید بدون حضور فعال آمریکا، گواه دیگری بر انزوای راهبردی ایالات متحده و تثبیت جایگاه ایران به عنوان بازیگر برتر، مستقل و تعیین‌کننده در صحنه بین‌المللی است. حتی سازوکارهای بین‌المللی نظیر سازمان ملل نیز در پیشنهادات خود ناچارند نقش پیشرو و جایگاه سنتی ایران را در مدیریت منطقه به رسمیت بپذیرند و تثبیت کنند.
علاوه بر اقتدار دریایی و منطقه‌ای، برنامه پیشرفته هسته‌ای ایران به عنوان یک اهرم راهبردی فوق‌العاده کارآمد و بازدارنده عمل می‌کند. پیشرفت‌های شگرف و خیره‌کننده فناوری هسته‌ای ایران، دست برتر راهبردی را برای تهران در لایه دیپلماسی بین‌المللی تضمین کرده است. این واقعیت که قدرت‌های غربی برای خریدن زمان و حفظ وضعیت موجود برنامه هسته‌ای ایران دایماً التماس می‌کنند و به دنبال ارایه مشوق‌های جدید مالی و تجاری هستند، نشان‌دهنده اقتدار علمی و دیپلماتیک ایران است. ایران ثابت کرده است که می‌تواند از توانمندی‌های پیشرفته علمی خود به عنوان ابزاری قدرتمند برای وادار ساختن قدرت‌های بزرگ به عقب‌نشینی و تسلیم استفاده کند. دسترسی کامل به سیستم‌های مالی جهانی، رفع تمامی محدودیت‌های بانکی، تجارت آزاد و جلب سرمایه‌گذاری‌های کلان بین‌المللی، شروط ناگزیری هستند که غرب باید برای تعامل با این قدرت بزرگ منطقه‌ای بپذیرد. راهبرد دفاعی ایران توانایی ضربه زدن متقابل به زیرساخت‌های کلیدی انرژی، دیجیتال و اقتصادی رقبا را داراست و این امر یک بازدارندگی همه‌جانبه و مطلق ایجاد کرده است که هرگونه اندیشه اقدام نظامی علیه کشور را به طور کامل منتفی می‌سازد. واشنگتن اکنون مطلع است که ایران موازنه قوا را به نفع خود تغییر داده است.
در نهایت، تصویر کلان تحولات نشان‌دهنده شکست قطعی دکترین‌های فشار غربی در برابر اقتدار و اراده پولادین ایران است. تقابل‌های طولانی‌مدت نه تنها به تضعیف ایران منجر نشد، بلکه ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و نظامی آن را به اوج شکوفایی رساند و جایگاه راهبردی کشور را در هرم قدرت جهانی ارتقا داد. واشنگتن اکنون در دامی خودساخته گرفتار شده است که خروج از آن تنها با پذیرش رسمی شروط تهران و اعتراف به نظم نوین منطقه‌ای ممکن است. پایان این رویارویی به معنای پذیرش رسمی حاکمیت و تفوق ایران بر تنگه هرمز، برچیده شدن کامل ساختار تحریم‌ها و به رسمیت شناختن ابدی حقوق هسته‌ای و منطقه‌ای ایران است. گزینه‌های پیش روی جبهه غربی به شدت محدود است؛ آن‌ها یا باید به یک توافق دایمی بر اساس شروط و مطالبات ایران تن دردهند و یا شاهد فرسایش بیشتر قدرت رو به افول خود و انزوای روزافزون در برابر اقتدار مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران باشند. این پیروزی راهبردی، محصول پایمردی، هوشمندی دیپلماتیک، اراده ملی و اقتدار میدانی ایران است که جغرافیای سیاسی خاورمیانه را برای دهه‌های آینده بر پایه قدرت خود بازترسیم کرده است.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم