امروز: 1405/06/05 ساعت : 01:31
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • مقایسه نصیحت در اندیشه سیاسی اسلام و غرب

    اندیشه سیاسی مدرن از فرد آغاز می شود نه از جامعه و پیوندها و نسبت های اجتماعی. اساساً ایده «وضع طبیعی» ناظر به تقدم فرد بر جامعه دلالت دارد. این فردگرایی به طور مشخص در لیبرالیسم کلاسیک قابل مشاهده است. اما از دهه ۱۹۸۰، متفکرانی مثل کارول گیلیگان استدلال کردند که نظریه‌های اخلاقی موجود بیش از حد بر حقوق، عدالت، قواعد و استقلال فردی تمرکز کرده‌اند و نوع دیگری از استدلال اخلاقی را نادیده گرفته‌اند: استدلال مبتنی بر رابطه، مسئولیت، وابستگی و مراقبت از دیگری. نظریات فمینیستی نیز در رشد ایده «اخلاق مراقبت» نقش داشتند. اما این ایده کاملاً صبغه اجتماعی دارد و بعد سیاسی آن که در چارچوب مفهومی آزادی مثبت یا حقوق مثبت بیان می شود، کاملاً از بالا به پایین است. یعنی ناظر به وظایف دولت در قبال شهروندان است. مهمترین ابزارهای نظارت و مراقبت شهروندان بر حاکمان، در چارچوب نهادهایی مثل مجلس، احزاب و رسانه های اجتماعی است. امری که البته در عمل در سلطه سرمایه قرار می گیرد.

    ضمن اینکه این نظارت در چارچوب «حق فرد» صورتبندی می شود و لذا فرد ملزم به انجام آن نیست. اما در اسلام نصیحت حاکمان، همچون امر به معروف، یک تکلیف شرعی است.

    در اندیشه سیاسی مدرن، به لحاظ نظری، دولت حق نصیحت و خیرخواهی شهروندان را ندارد، چرا که همانطور که رالز می گوید، حق مقدم بر خیر است. خیر و سعادت اموری فردی هستند و دولت حق مداخله در آن را ندارد. بنابراین، می‌توان سه صورت متفاوت از رابطه شهروند و حکومت را از یکدیگر متمایز ساخت: در صورت نخست که لیبرالیسم کلاسیک و نئولیبرالیسم تعلق دارد، شهروند «صاحب حق» است و دولت مکلف به رعایت حق اوست؛ در صورت دوم، که به سوسیالیسم و برخی نحله های برابری خواهانه لیبرالیسم و فمینیسم تعلق دارد، شهروند «موضوع مراقبت» دولت است و دولت مسئول فراهم کردن شرایط زندگی و رفاه اوست؛ و در صورت سوم، که اندیشه سیاسی اسلامی نیز در آن جای می گیرد، شهروند علاوه بر برخورداری از حق، واجد «تکلیف نسبت به امر عمومی» نیز هست و در قبال سلامت اخلاقی و سیاسی قدرت مسئولیت دارد.

    اساساً سکولاریسم موجب جدایی درستی و راستی از حکمرانی شده است. و از اینروست که شاهد هستیم کسانی چون ترامپ که سراسر فساد و تباهی هستند به حکومت می رسند. لذا مفهوم خیرخواهی و نظارت بر حکومت در دایره محدود حقوق فردی گرفتار شده است.

    محمدرضا طاهری

    دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم