امروز: 1405/06/05 ساعت : 01:44
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نمایش یک تصلب فکری، این بار به نام جامعه پزشکی!

    اخیرا در مجمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی در حضور ریاست محترم جمهور، اظهاراتی طرح شد که تماما، حاکی از تلاشی وافر برای بازتولید یک تفکر تجربه‌شده و شکست‌خورده را دارد. این گفتار‌ها در جهت تبلیغ ایده منسوخ یک جناح خاص، آن هم در حضور رئیس جمهور و با همراهی جمعی از اعضای دولت برآمدند. در این یادداشت، نیم‌نگاهی به این بیانات خواهیم داشت.

    به عنوان نمونه، علی تاجرنیا، دبیرکل مجمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی در سخنانی با توهین‌ها و تکرار مکررات واهی، موجبات رنجش مردم مقاوم و مقتدر ایران را فراهم آورد.
    او علی‌رغم داعیه‌داری صحبت از طرف تمامی گروه‌های ملت، در جای‌جای بیانات خود خرده‌روایت‌های یک جریان سیاسی طرد‌شده در میان توده‌های ملت را بر زبان آورد. او ابتدا با حمله به ملی بودن «رسانه ملی»، سپس ادعای «نبودن آزادی در فضای کشور» و همچنین بهره‌برداری از «نارضایتی اجتماعیِ» خودساخته، تمام تلاش خود را در تقویت روایت آن جریان غدار به کار بست.
    اما تاجرنیا تمام این مقدمات را برای رسیدن به اصل ماجرای مد نظرش عنوان می‌کند و با حمله و توهین به منتقدان رویه موجود، آنها را «دلواپسان و افراطیون کج‌فهمی» می‌نامد که به علت نگرانی از به‌خطرافتادن «رانت‌های حکومتی‌شان»، بر «طبل تشدید تنش» و «تداوم جنگ» می‌کوبند و خبر از «فشارهای معیشتی وارده بر مردم» ندارند.
    این توهین‌های وقیحانه در ادامه سخنان همان آقای نامحترمی است که ملت کف خیابان را اقلیت رانتی نامیده بود و به آنها هجمه‌ها و حمله‌ها وارد آورده بود.
    باید از امثال تاجرنیا که در سخنان خود اتفاقاً به‌صراحت از رویه دولت محترم چهاردهم دفاع می‌کنند پرسید، که چه کسی باید پاسخگوی این فشارهای اقتصادی مضاعف بر مردم باشد؟ آیا سیاست‌های غلط اجرایی شده توسط دولت مطلوبتان – طبق اذعان خود – هیچ اثری در وضع موجود نداشته و این اوضاع خودبه‌خود به وجود آمده است؟
    البته که این بیانات ناشی از یک تحریف آشکار است. تاجرنیا با قراردادن فشار اقتصادی و جنگ‌طلبی در کنار هم، زیرکانه می‌کوشد تمام مشکلات موجود را گردن جنگ بیندازد و البته نقش سیاست‌های به‌غایت غلط اقتصادی اجرا شده را نادیده بگیرد.
    طبیعتاً در همین دیدگاه است که مطالبه تداوم مقاومت، جنگ‌طلبی و مذموم تلقی شده و از نظرشان مغایر با مطالبه معیشت مردم انگاشته می‌شود!
    جدای از توهین‌های یاد شده، او در ادامه اشاره می‌کند که هیچ صلحی الزاماً ذلیلانه یا غیر شرافتمندانه نیست!
    و چه ساده‌لوح یا فریبکار است آن کس که فکر می‌کند که میتوان به صلح و سازش با این دشمن وجودی ما رسید.
    و چه کوردل است، آن کس که این‌همه بدعهدیِ دشمن این مرزوبوم را ندیده و در عوض – علی‌رغم ژست خیرخواهی‌اش – سلاح کلامش را به سمت هم‌وطن خویش می‌گیرد و تنها به این جهت که تجربه چندین و چندباره را به او گوشزد کرده، او را مورد هجمه سخنانش قرار می‌دهد.
    او در ادامه، محور سخنانش را حول «صلحِ» انتزاعی خود می‌چیند و از رئیس‌جمهور می‌خواهد که از همه ظرفیت‌های سیاسی برای گشودن مسیر صلح استفاده کند.
    و چقدر کج‌اندیش است آن‌کس که هدف را صلح و سازش با دشمن وجودی این ملت تلقی می‌کند، همان دشمنی که از هیچ جنایتی در حق این ملت بزرگ کوتاهی نکرده و از فشارهای شدید اقتصادی تا جنگ و جنایت‌های عظیم را بر آنان تحمیل کرده و بارها همین دشمن بوده که پیمان شکسته و باز هم می‌شکند.
    همچنین به عنوان نمونه دیگر در همین جلسه، دکتر ظفرقندی، وزیر محترم بهداشت فرصت را غنیمت شمرد و در اظهاراتی با خط مشابه، مدعی شد که باید «صحبت‌های فردی مثل آقای خاتمی را قدر دانست و به آن توجه کرد.» او همچنین در ادامه افزود: «باید رفتارهای قبلی درس عبرت باشد و دیگر ردصلاحیت باعث نشود که افراد از خدمت کردن منع شوند.»
    البته این اظهارات آقای وزیر را می‌توان تلاشی در جهت مشروعیت‌بخشی به اظهارات اخیر سید محمد خاتمی، دقیقا در همین مسیر دانست. همان اظهاراتی که خود را سوگ‌مند رهبر شهید دانست، اما با صرف‌نظر از آراء ایشان مدعی شد که نباید کشور را بر پایه این احساسات پیش برد و باید به سمت صلح شرافتمندانه حرکت کرد!
    به عبارتی، خاتمی با نادیده گرفتن عمدی آنکه یک طرف این صلح، شریف نیست، سخن از صلح شرافتمندانه به میان می‌آورد و بی‌توجه به دشمنی که در حین مذاکرات در جریان، رهبر شهید را به شهادت رسانده، انتقادات را صرفاً ناشی از احساسات مینامد و قائل است که نباید کشور را با احساس مدیریت کرد!
    همچنین امثال خاتمی، آنچنان از لزوم تنش‌زدایی سخن به میان می‌آورند که انگار این طرف ایرانی بوده که حمله را آغاز کرده و این طرف ایرانی است که هر بار تنش را، حتی پس از امضای تفاهم تشدید می‌کند!

    و حالا که سرپرست فکری این جریان، چنین عیان وارد عرصه تحریف شده، جنودش نیز برای تئوریزه کردن خط سازش به میدان آمده و به هر بهانه‌ای تا گفتمان کردن ایده منسوخ خود متوسل می‌شوند.
    آنچه که روشن است، تلاش یک جریان متصلب فکری است که در هر مسئله‌ای، هیچ راهی را جز سازش وهمی خود با دشمنان پیش روی ملت ایران متصور نباشد و با آن همه تجربه که غلط بودن رویه فکری آنها را جار میزند، هنوز خود را در این تفکر غلط غوطه‌ور کنند و هر بار به نحوی و با هر بهانه‌ای، سعی در بازتولید آن در عرصه اجتماعی داشته باشند.
    تاجرنیا و تاجرنیاها، با آنکه در ظاهر نفی می‌کنند، اما در تمام خلاصهٔ سخنانشان، همان خط صلح غیر شرافتمندانه با دشمنان جنایت‌کار این ملت را طلب می‌کنند.
    همانطور که امروز در صحنه اجتماعی کشور نیز واضح است، خط سازش در میان توده‌های ملت بزرگ ایران، محکوم به شکست است و این ملت حکیم دیگر چنین ساده‌اندیشی را برنمی‌تابد و به مقابله با آن برخواهندخواست.
    این سوال مردم همچنان از این افراد پابرجاست که دیگر آمریکا چه باید کند که بی‌اعتباری امضای رئیس‌جمهور جنایتکارش، برای اینها اثبات شود و این جریان به جای حمله به داخل، هجمه‌های خود را به سمت دشمنان این سرزمین نشانه روند؟ آیا به راستی همینان، دشمنان اصلی وحدت ملی نیستند؟

    امیرمحمد متولی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم