امروز: 1405/06/09 ساعت : 11:09
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • مرجعیت رسانه ملی و بازار داغ گفتگوهای زرد رسانه‌ای

    یادداشت از مریم فتحی اصل  – استان قم، شهر قم

    رسانه ملی این روزها با انبوهی از نقدها روبه‌روست و همین هجمه‌های چندسویه، به‌تدریج مرجعیت آن را در میان افکار عمومی کاهش داده است. نتیجه‌ی طبیعی این کاهش مرجعیت، شکل‌گیری فضایی است که برنامه‌های گفتگومحور، بیرون از چارچوب رسمی صداوسیما ضبط و در بستر فضای مجازی منتشر می‌شوند؛ برنامه‌هایی که معمولاً از مجریانی بهره می‌برند که شهرت خود را مدیون حضور در تلویزیون هستند، اما اکنون در فضایی بدون نظارت ساختاری فعالیت می‌کنند.

    نکته‌ی مهم‌تر، انتخاب کارشناس و موضوع این‌گونه برنامه‌هاست. غالباً هم کارشناس و هم موضوع، از جنس حاشیه‌سازی است؛ موضوعاتی که ظرفیت بالایی برای جلب توجه دارند، بی‌آنکه لزوماً پشتوانه‌ی علمی یا پژوهشی داشته باشند. نمونه‌ی بارز این رویکرد را می‌توان در گفتگوی اخیر علی ضیا با نوید کلهرودی دید، جایی که ادعایی درباره‌ی نگاه به‌ظاهر حسرت‌گونه‌ی زنان محجبه به زنان بی‌حجاب مطرح شد. این گزاره، نه بر پایه‌ی هیچ پژوهش مستندی استوار است و نه از تحلیلی جامعه‌شناختی برخاسته؛ بلکه صرفاً یک دیالوگ ژورنالیستی است، جمله‌ای ساخته‌شده برای شنیده‌شدن، نه برای بیان واقعیت.

    در واقع، اگر کلیت گفتگوی این برنامه را مرور کنیم، به‌روشنی می‌توان دریافت که هدف اصلی، جذب مخاطب و بهره‌گیری از ادبیات ژورنالیستی برای ترند شدن برنامه و کارشناس آن بوده است، نه طرح دقیق و مسئولانه‌ی یک موضوع اجتماعی حساس مانند حجاب. این نوع گفتگوها با انتخاب هوشمندانه‌ی موضوعاتی که همیشه «داغ» و «دست‌به‌نقد»اند، مسیر کوتاه‌تری برای دیده‌شدن پیدا می‌کنند؛ مسیری که نیازی به عمق تحلیلی یا استناد علمی ندارد.

    این پدیده، نشانه‌ای هشداردهنده است. وقتی مرجعیت رسانه ملی در ذهن مخاطب کم‌رنگ می‌شود، خلأ ایجادشده را رسانه‌هایی پر می‌کنند که نه پاسخگویی نهادی دارند، نه الزام به رعایت استانداردهای حرفه‌ای، و نه دغدغه‌ای برای صحت‌سنجی محتوا. در چنین فضایی، هر مدعایی—هرچند بی‌پایه—می‌تواند با بسته‌بندی جذاب و اجرای حرفه‌ای، به یک موضوع پرمخاطب تبدیل شود و در غیاب نهاد ناظر، بدون نقد جدی نیز باقی بماند.

    پرسش اصلی این است: با این رویکرد رو به گسترش چه باید کرد؟ نمی‌توان صرفاً به نقد پس از انتشار بسنده کرد، چرا که تا زمانی که این نقدها مطرح می‌شوند، محتوای موردنظر بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی یافته و به هدف اولیه‌ی خود—یعنی جلب توجه—رسیده است. راهکار واقعی باید در سطحی بالاتر جست‌وجو شود:

    نخست، رسانه ملی باید با تقویت کیفیت و عمق برنامه‌های گفتگومحور خود، دلیلی برای مهاجرت مخاطب و مجری به فضاهای بیرون از ساختار باقی نگذارد. دوم، لازم است ساز‌وکاری برای پاسخگو کردن کارشناسانی که در چنین فضاهایی ادعاهای بدون پشتوانه مطرح می‌کنند، شکل بگیرد؛ ولو این پاسخگویی از طریق نقد رسانه‌ای و افکار عمومی باشد. سوم، باید فرهنگ مطالبه‌گری آگاهانه در میان مخاطبان تقویت شود تا هر گزاره‌ی جذاب رسانه‌ای، بی‌درنگ و بدون سنجش صحت آن، پذیرفته و بازنشر نشود.

    در نهایت، آنچه امروز رسانه ملی با آن مواجه است، تنها یک بحران مرجعیت نیست، بلکه بحرانی در اقتصاد توجه است؛ جایی که سادگی و جذابیت یک ادعا، جای دقت و صحت آن را گرفته است. مقابله با این روند، نیازمند بازنگری جدی در نحوه‌ی تولید محتوای گفتگومحور و بازتعریف مرزهای حرفه‌ای‌گری در رسانه است.

    مریم فتحی اصل

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم