امروز: 1405/06/09 ساعت : 10:09
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • در باب «عقلانیتِ» آقای قائم‌پناه

    یادداشت از سید علی حامی – استان اصفهان، شهر اصفهان

    نقدی بر گفتمان تسلیم

     اخیراً اظهارات جعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، پرده از یک گفتمان عمیقاً بحران‌زا در گوشه‌ای از ساختار اجرایی کشور برداشته است. گفتمانی که در لفافه «عقلانیت» و «خردمندی» پیچیده شده، اما باطن آن چیزی نیست جز تئوریزه کردن ترس، تطبیع با دشمن و تسلیم در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا. وقتی ایشان با استناد به هزینه‌های مقاومت، عملاً سیاست «عقب‌نشینی برای بقا» را تجویز می‌کند، لازم است این منطق معیوب را در برابر اصول بنیادین انقلاب اسلامی و سخنان صریح امام شهید و سرداران شهید به چالش کشید.

    نخستین خطای راهبردی در استدلال قائم‌پناه، خلط مبحث «هزینه» با «هزینه‌پذیری» و بی‌توجهی به «هزینه تسلیم» است.

    ایشان می‌پرسد چرا باید پالایشگاه و برق ما را بزنند؟ پاسخ این است که دشمن، نه به دلیل مقاومت ما، بلکه به دلیل «وجود» ما و اراده ما برای مستقل ماندن، می‌زند. این توهم که اگر ایران از مواضع خود کوتاه بیاید، آمریکا دست از خصومت برمی‌دارد، توهمی است که دو دهه مذاکره و اعتمادسازی در دهه ۸۰ و ۹۰ آن را به شکلی مفتضحانه ابطال کرد. مگر نه این است که بعد از اجرای برجام، تحریم‌ها نه تنها لغو نشد بلکه تمدید شد و تحریم‌هایی جدید به آن افزوده شد؟ مگر نه اینکه در طی یک سال و نیم اخیر، سه بار دشمن در میانه مذاکره به ما حمله کرد؟ طبق مصاحبه البوسعیدی وزیر خارجه عمان با شبکه سی بی اس تنها یک روز قبل از حمله آمریکا در ٩ اسفند، ایران حاضر به ارائه امتیازات بی سابقه ای در مسئله هسته‌ای شده بود، اما بازهم آمریکا حمله کرد. تا جایی که البوسعیدی در جواب این سوال «آیا ایران درباره موشک‌‌های بالستیک خود مذاکره خواهد کرد؟» جواب می‌دهد:«من معتقدم ایران آماده است درباره همه چیز گفت‌وگو کند، همه چیز! اولویت شماره یک حل مسئله هسته‌ای در قالب یک توافق مناسب و شفاف است.»

    به آقای قائم‌پناه باید گوش زد کرد که دشمنی آمریکا با ایران، یک دشمنی وجودی بر سر هویت اسلامی و استقلال‌طلبی ماست، نه یک اختلاف تاکتیکی که با امتیازدادن حل شود. شهید سپهبد رشید به‌درستی فرمود که «هزینه تسلیم هزار بار از هزینه مقاومت بیشتر است»؛ رهبری شهید یک مهر 1404 همزمان با سفر رئییس جمهور به آمریکا برای شرکت در نشست سازمان ملل در مورد مذاکره زیر سایه تهدید فرمودند: «طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران می‌کنیم، چه می‌کنیم؛ این تهدید است. خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً می‌ترسیم،‌ می‌لرزیم و تسلیم طرف مقابل می‌شویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.‌ امروز می‌گویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان می‌کنیم؛ فردا می‌گویند اگر موشک داشته باشید؛‌ بعد می‌گویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید! مدام تهدید [هست] و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم. یعنی قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمی‌دهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمی‌کند.» در نتیجه وقتی شما نشان دهید در برابر هر تهدیدی می‌لرزید، سیر مطالبات دشمن بی‌نهایت می‌شود. قائم‌پناه می‌گوید به جای جنگ، کارخانه‌ها تعطیل نشود؛ اما تاریخ ملت‌هایی که در برابر تروریسم دولتی آمریکا تسلیم شدند، نشان می‌دهد که تعطیلی کارخانه‌ها در آن مسیر، دائمی و همراه با ذلت است، نه موقت. ملت ایران و ملتهای آزاده منطقه نشان داده‌اند که زیرساخت‌ها را می‌توان بازسازی کرد، اما عزت و استقلال را نه.

    دومین خطا، قائم پناه در جمله ای دیگر  گفته بود: «من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا رهبر ما را شهید می‌کند، دست از غنی سازی برمی‌داشتم!»

    با این منطق امام حسین(ع) که می‌دانستند که بناست اهل بیت ایشان و یاران بی نظیر ایشان و حتی حضرت علی اصغر(ع) شش ماهه به شهادت برسد، اصلاً باید بیعت با یزید را قبول می‌کردند! منطق کربلا، «نه» گفتن به بیعت با یزید بود. «رهبری شهید در آخرین سخنرانی خود فرمودند امام حسین (ع) فرمود: «مثلی لا یبایع مثل یزید» کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کنه ملت ایران در واقع میگن مثل ما ملتی با این فرهنگ با این سابقه با این معارف عالی به سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا سرکارند، بیعت نخواهد کرد.» جناب قائم‌پناه اگر امروز می‌گوید برای حفظ جان رهبر یا حفظ زیرساخت‌ها باید از مواضع عقب نشست، دقیقاً همان چیزی را می‌خواهد که یزیدیان تاریخ می‌خواستند: بیعت تحمیلی.

    رهبر معظم انقلاب اسلامی در تحلیل همین منطق فرمودند: «من صریحاً اعلام می‌کنم کسانی که در داخل کشور این فکر را که مطلوب و محبوب دشمنان است ترویج می‌کنند، این‌ها خیانت می‌کنند.» وقتی معاون اجرایی رئیس‌جمهور می‌گوید «عقلانیت حکم می‌کند با هزینه کمتر هدف را به دست آوریم»، باید پرسید هدف چیست؟ اگر هدف صرفاً «ایران ماندن» به قیمت پذیرش سلطه آمریکا و بازگشت به وضعیت قبل از انقلاب است، این با مبانی جمهوری اسلامی در تضاد کامل است. ایرانِ بدون استقلال، ایرانِ ماندگار نیست؛ ایرانِ مرده است.

    سومین خطای فاحش، تفسیر غلط از مفهوم «شهادت» و قیام عاشورایی است.

    پرسش آقای قائم‌پناه که «قصاص امام حسین مگر با کشتن یزید است؟» نشان از عمق فاصله از گفتمان خونخواهی رهبر شهید دارد. اما نکته مهم‌تر آن است که ایشان با این استفهام انکاری، گفتمان «خون‌خواهی» را که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر آن تأکید کرده‌اند، زیر سؤال می‌برد. انتقام از یزید و یزیدیان تاریخ، نه یک پروژه شخصی و محدود به حذف یک فرد، بلکه استمرار همان «نه» گفتن و ایستادگی در برابر جبهه باطل است. خون‌خواهی شهیدان مقاومت، از سردار سلیمانی تا سید حسن نصرالله، یک اصل راهبردی و هویتی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ حذف فیزیکی یک فرد صرفاً بخشی از این انتقام است، اما هدف اصلی فروپاشی نظام سلطه و اثبات حقانیت خون بر شمشیر است.

    چهارمین خطا، بازی خطرناک ایشان با مفهوم «کارشناسی» و تقلیل جایگاه رهبری است.

    دو ماه پیش بود که او در واکنشی تند به پیام علی‌الاصول رهبر انقلاب، با کنایه‌ای سخیف گفت: «اگر قرار باشد تنها نظر رهبری اجرا شود، دیگر مجلس و شورای عالی امنیت ملی معنا ندارد! رهبری به شعام نظر می‌دهد، نظرش کارشناسی می‌شود و ساختار یا می‌پذیرد یا نمی‌پذیرد؛ همیشه اینطور بوده است» این گزاره که پیش از اظهارات اخیرش درباره انتقام و امتیازدادن به دشمن در ازای عدم حمله به ایران بیان شده، از اساس مغالطه است. در نظام جمهوری اسلامی، رهبری نه یک «نظر دهنده» در عرض سایر نهادها، بلکه فصل‌الخطاب و محور وحدت و تصمیم‌گیری نهایی پس از مشورت‌های کارشناسی است. تقلیل ولی فقیه به یک طرف مشورت که نظرش «یا پذیرفته می‌شود یا نمی‌شود»، به معنای نادیده گرفتن جایگاه قانونی و شرعی رهبری و تلاش برای ایجاد دوگانگی در حاکمیت است. 

    در پایان باید گفت اظهارات آقای قائم‌پناه نه یک نظر شخصی، بلکه بازتولید گفتمانی است که امام شهید سالها با آن جنگید؛ گفتمانی که نام آن «عقلانیتِ ترسوها»ست. رهبر انقلاب اسلامی سالها پیش فریاد زدند که «ترسوها حق ندارند اسم عقلانیت را بیاورند». آمریکا در جنگ روانی خود به دنبال ایجاد «اختلال محاسباتی» است تا تصمیم‌گیران ما تصور کنند راهی جز زانو زدن نیست. اگر قرار است «ایرانمان بماند»، باید ایستادگی کنیم؛ زیرا ملتی که در برابر زورگویان جهانی بایستد، جاودانه است و ملتی که از روی ترس سازش کند، برای همیشه در موضع ضعف، تحقیر و وابستگی باقی خواهد ماند. پاسخ به این جریان، تکرار جمله تاریخی امام خمینی(ره) است: «ما و شاگردان مکتب توحید از شهادت نمی‌هراسیم؛ نمی‌ترسیم».

    سید علی حامی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم