یادداشت از نجمه صالحی، استان قم
روزهای نخست ماه مهر، شهر ناگهان چهره دیگری پیدا میکند. خیابانهایی که تا چند روز پیش خلوتتر بودند، شلوغ میشوند؛ خودروهای سرویس مدرسه یکی پس از دیگری به حرکت درمیآیند، فروشگاههای اطراف مدارس رونق میگیرند و والدینی که در روزهای گذشته برنامه منعطفتری داشتند، بار دیگر ساعت زندگی خود را با زمان مدرسه فرزندانشان هماهنگ میکنند.
بازگشایی مدارس یکی از رویدادهایی است که همزمان بخشهایی از اقتصاد و زندگی اجتماعی شهر را فعال میکند. چند هفته پیش از باز شدن مدرسهها، این تغییر از بازار آغاز میشود. فروشگاههای لوازمالتحریر، پوشاک و کفش، کتابفروشیها و مراکز ارائه خدمات آموزشی با افزایش تقاضا مواجه میشوند. خانوادهها بخشی از درآمد خود را به هزینههای تحصیل اختصاص میدهند؛ از کیف و کفش و نوشتافزار گرفته تا کتاب، سرویس، تغذیه و کلاسهای آموزشی.
بایسته توجه است که اقتصاد مدرسه فقط به خریدهای اول مهر محدود نیست. در سالهای اخیر، آموزش به یکی از بخشهای قابل توجه هزینههای برخی خانوادهها تبدیل شده است. مدارس غیردولتی نمونه روشنی از این تغییرند. خانوادههایی وجود دارند که برای بهرهمندی از امکانات آموزشی، کلاسهای کمجمعیتتر، برنامههای جانبی یا خدمات بیشتر، شهریههای قابل توجهی پرداخت میکنند. در نتیجه، مدرسه علاوه بر یک نهاد آموزشی، به بخشی از زنجیره اقتصادی گستردهتری تبدیل شده است که خانواده، مدرسه، خدمات آموزشی، حملونقل و کسبوکارهای پیرامون آن را به هم پیوند میدهد.
البته این هزینه برای همه خانوادهها معنای یکسانی ندارد. مبلغی که برای یک خانواده، هزینهای معمولی است، ممکن است برای خانوادهای دیگر بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه را مصرف کند. به همین دلیل، بازگشایی مدارس علاوه بر رونق برخی بازارها، تفاوت توان اقتصادی خانوادهها را نیز آشکار میکند.
اثر مدرسه بر اقتصاد، به جابهجایی پول هم محدود نمیشود؛ زمان نیز در این میان یک متغیر اقتصادی است. ساعت آغاز و پایان مدرسه بر برنامه کاری والدین اثر میگذارد. برخی خانوادهها باید زمان رفتوآمد خود را تغییر دهند، مرخصی ساعتی بگیرند و برای مراقبت از فرزندان برنامه تازهای پیدا کنند یا هزینه بیشتری برای سرویس و خدمات مراقبتی بپردازند. به همین ترتیب، با آغاز سال تحصیلی، تقاضا برای حملونقل و برخی خدمات شهری نیز افزایش پیدا میکند.
در واقع، مدرسه بخشی از یک شبکه بههمپیوسته است؛ تغییری در برنامه آن میتواند به خانه، بازار، حملونقل و محل کار والدین سرایت کند، اما امسال یک نگرانی دیگر نیز در پس بازگشایی مدارس وجود دارد؛ نگرانی از اینکه در صورت تداوم ناامنی و شرایط جنگی، آموزش حضوری دوباره جای خود را به آموزش مجازی بدهد.
تجربه آموزش غیرحضوری نشان داد که انتقال کلاس از مدرسه به خانه و آموزش مجازی، میزان بیشتری از مسئولیت پیگیری درس، فراهم کردن ابزار و اینترنت، نظارت بر حضور و همراهی با دانشآموز بر عهده خانواده قرار میگیرد. از سوی دیگر، ارتباط مستقیم دانشآموز با معلم و همسالان و بخشی از تعاملات اجتماعی روزمره نیز کاهش مییابد. این مسئله برای خانوادههایی که امکانات، زمان یا شرایط یکسانی ندارند، میتواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد.
در شرایط جنگ، مسئله پیچیدهتر میشود. خانوادهها از یک سو امنیت فرزند را در اولویت قرار میدهند و از سوی دیگر، نگران اختلال دوباره در روند آموزش و بازگشت کلاسها به فضای مجازی هستند. بنابراین، افزون بر مسئله باز بودن مدرس، مسئله حفظ همزمان امنیت، کیفیت آموزش و امکان ارتباط حضوری نیز مطرح است.
بازگشایی مدارس موجی است که از کلاس آغاز میشود و تا خانه، بازار و خیابان امتداد پیدا میکند به عبارتی نظم زندگی خانواده با آن دگرگون میشود. ساعت خواب و بیداری، وعدههای غذایی، رفتوآمد، برنامه کاری والدین و فعالیتهای روزانه فرزندان دوباره در چارچوب مشخصی قرار میگیرد. میتوان گفت این بازگشایی، تداوم نظمی است که بخش مهمی از زندگی اجتماعی بر مدار آن تنظیم شده است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید