امروز: 1405/07/09 ساعت : 02:00
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • بحران هماهنگی؛ واکاوی گسل‌ها در دستگاه سیاست خارجی

    یادداشت از طیبه‌السادات غفاری – استان کهگلویه و بویراحمد، شهر دهدشت

    در سیاست خارجی، هر کلمه و هر سکوتی حامل پیامی است؛ به‌ویژه وقتی کشور در میانه‌ی تهدید، جنگ و فقدان‌های سنگین قرار دارد. مجموعه‌ی مواضع و رفتارهای اخیر مسئولان کشور در سفر نیویورک، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی «هماهنگی»، «حدود اختیار» و «راهبرد واحد» در برابر آمریکا پدید آورده است. این سلسله اقدامات متوالی، جامعه‌ی ایران و جهان را به واکنش واداشته است و پاسخ به آن‌ها را نمی‌توان با کلی‌گویی یا متهم‌کردن منتقدان به تضعیف وحدت ملی کنار گذاشت؛ چرا که سکوت در برابر این ابهامات، اعتماد عمومی را فرسوده می‌سازد. نقد اصلی در اینجا، مطالبه‌ی جنگ‌طلبی نیست؛ مطالبه‌ی ثبات، شفافیت و اقتدار در بیان و اجرای سیاست ملی است.

     

    ۱. پرده‌ی اول: ابهام در مأموریت و حدود اختیار

    تعامل عباس عراقچی با استیو ویتکاف، گره‌ی کوری در ذهنیت‌ها نسبت به دستگاه دیپلماسی ایجاد کرد. بنا بر توضیحات سرلشکر محسن رضایی، مأموریت ابلاغ‌شده به ایشان، انتقال دوباره‌ی شروط ایران از مسیر واسطه‌ها بوده است، نه اقدامی دیگر. گزارش‌های رسانه‌هایی نظیر تسنیم و فارس نیز نشان می‌دهد مجوز فراتررفتن از این مأموریت وجود نداشته است؛ حتی ثبت طرح استیضاح وزیر خارجه از سوی امیرحسین ثابتی نیز با همین محورها و موارد مشابه مرتبط است. صرف نظر از اثر این دیدار بر فضای رسانه‌ای و بازار نفت، اکنون این پرسش بنیادی مطرح است: وزیر خارجه با چه اختیاری، بر پایه‌ی کدام تصمیمِ بالادستی و در چه چارچوبی وارد تعاملی مستقیم شده که حتی صدای انتقاد مسئولین را نیز درآورده است؟ مردم حق دارند بدانند مأموریت رسمی چه بوده، آیا فراتر از آن اقدامی صورت گرفته یا خیر، و نظر مرجع تصمیم‌گیر چیست؟ پاسخ‌گویی به این ابهامات، لازمه‌ی اعتماد عمومی و سنجش کفایت مدیریت در سیاست خارجی است.

     

    ۲. پرده‌ی دوم: انفعال در برابر تهدید

    در حالی که دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را به «نابودی» تهدید می‌کرد، نماینده‌ی جمهوری اسلامی ایران در سالن حضور داشت و سخنان او را شنید. رسانه‌های داخلی و خارجی به‌طور گسترده به این حضور پرداختند؛ تصویری که واشنگتن‌پست از نمایندگان در فضای نشست منتشر کرد، گویای عمق فاجعه بود.

    این سکوت و ماندن در سالن، در حالی که کشور خود را قربانی تروریسم می‌داند، چه پیامی به مخاطب خارجی مخابره می‌کند؟

    این تصمیم نسنجیده چه هدفی را دنبال کرده‌است؟

    در مقابل، دیدیم که نماینده‌ی آمریکا هنگام سخنرانی دکتر پزشکیان، حتی حاضر نشد انتقادها را بشنود و جلسه را ترک کرد؛ این تضاد رفتاری میان ما و طرف مقابل، پرسش‌برانگیز است و انتظار می‌رود توضیح داده شود که رفتار نمایندگان، تا چه حد با موضع رسمی کشور مبنی بر قربانی‌بودن ایران در برابر تروریسم متناسب بوده است؟

     

    ۳. پرده‌ی سوم: سخنرانی قدرتمند و پالس ضعف پس از آن

     

    سخنرانی دکتر پزشکیان، نقاط قوت قابل‌توجهی داشت. ترسیم تصویر ایران قربانیِ تروریسم با نمایش تصاویر رهبر شهید و شهدای میناب و لامرد، در قامت دفاع از امنیت ملی، اقدامی درخور بود.

    و می‌توانست حامل پیامی روشن و قاطع باشد:ایران از حقوق و مردمش دفاع می‌کند و خون قربانیانش را بی‌اهمیت نمی‌شمارد.

     اما شیرینی این اقتدار دیری نپایید و روایت محمدجواد ظریف و مصاحبه‌های رئیس‌جمهور، آن را تحت‌الشعاع قرار داد. طبق روایت ظریف، رئیس‌جمهور متن آماده‌شده را کنار گذاشت تا پیام اقتدار ایران در برابر تهدید را با رگه‌های دیپلماسی بفرستد.

     پرسش اینجاست: متن آماده چه تفاوتی با متن خوانده‌شده داشته‌است؟ ظریف چرا از آن خبر داشت؟

    اگر تهدید ترامپ مطرح نمی‌شد پزشکیان چه متنی می‌خواند؟

     چرا بلافاصله تأکید شد که سخنان صریح، واکنش به تهدید بود و متن قبلی متفاوت بوده است؟

    این ابهام‌ها صرفاً به صحن سازمان ملل محدود نماند. در مصاحبه‌های پزشکیان با رسانه‌های خارجی، از آمادگی برای توافق، پذیرش بازرسی از تأسیسات هسته‌ای، و وضعیت پول‌های ایران در چین سخن گفته شد؛ از جمله عبارتی درباره‌ی «کنارگذاشتن اورانیوم غنی‌شده‌ی ۶۰درصدی در چارچوب حقوق بین‌الملل و معاهدات عدم اشاعه» از سمت او مطرح شد. این سخنان در کنار سخنرانی‌ای که بر ایستادگی تأکید می‌کرد، پیام‌های متناقضی مخابره کرد: آیا پیام اصلی ایران «فشار و مطالبه‌گری» است یا «اعلام آمادگی برای توافق» در شرایطی که طرف مقابل همچنان تهدید می‌کند؟ این توضیح که «آن سخنان صریح، واکنش موردی بود»، عملاً به مخاطب خارجی اطمینان می‌دهد که موضع اصلی دولت همچنان دیپلماسی محض است. این شیوه‌ی توضیح، فاصله‌ای معنادار میان پیام محکم روی تریبون و پیام آرام‌کننده‌ی پس از آن ایجاد کرده است.

     

    سخن آخر: پرسش از کفایت

    اینجا دیگر پای «اختلاف سلیقه» یا «تفاوت لحن دیپلماتیک» در میان نیست؛ پای «کفایت در اداره‌ی سیاست خارجی» در میان است. مسئولیت‌پذیری یعنی پیش از اقدام، حدود اختیار روشن باشد؛ سخن رئیس‌جمهور بازتاب تصمیمی سنجیده باشد؛ و مردم مجبور نباشند از لابه‌لای مصاحبه‌ها و توضیحات بعدی، سیاست رسمی دولت را حدس بزنند.

    اگر نتیجه‌ی این رفتارها ابهام، چندصدایی و ارسال پیام‌های متناقض است، دیگر نمی‌توان همه‌چیز را به «سوءتفاهم رسانه‌ای» یا «تفاوتِ سلیقه» حواله داد. در این صورت، مطالبه‌ی پاسخ‌گویی کافی نیست؛ باید درباره‌ی «کفایت و صلاحیت» این مجموعه برای ادامه‌ی مسئولیت پرسید.

     آیا این دولت و این تیم، با چنین سطحی از ناهماهنگی و چنین پیام‌های متعارضی، توان دفاع از منافع ملی را دارند؟

    اگر پاسخ‌گویی روشنی ارائه نشود و این آشفتگی ادامه یابد، مطالبه‌ی بررسی کفایت و صلاحیت مسئولان، یک مطالبه‌ی سیاسی کاملاً قابل‌طرح و ضروری خواهد بود.

    طیبه‌السادات غفاری

    طیبه‌السادات غفاری، متولد ۱۳۶۶ در دهدشت از شهرستان کهگیلویه، استان کهگیلویه و بویراحمد، فعال فرهنگی و سیاسی با بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت منسجم است. همچنینسابقه فعالیت جدی در رسانه محلی دنا‌نیوز را داشته است.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم