آغاز فصل تازه ای از حاکمیت ملی عراق با اخراج نظامیان آمریکایی، مرحله ای زمینه ساز برای استقلال نفتی و اقتصادی
خروج آمریکا از عراق نه یک تصمیم اداری در واشنگتن، بلکه نتیجه سالها ایستادگی، پایداری و مقاومت مردمی عراق بود؛ مقاومتی که ستون اصلی آن را گروههای شیعه عراق بر دوش کشیدند و در کنار آن، حمایت ایران و پیوستگی تاریخی دو ملت ایران و عراق، این مسیر را به یک جریان توقفناپذیر تبدیل کرد. حضور آمریکا در عراق با شعارهایی چون آزادی و دموکراسی آغاز شد، اما واقعیت میدانی چیزی جز فروپاشی ساختارهای سیاسی، فشار اقتصادی، نفوذ در بانک مرکزی عراق، دخالت در تصمیمهای کلان، و محدود کردن استقلال کشور نبود. مردم عراق این وضعیت را نپذیرفتند و همین نارضایتی، بذر مقاومت را در دل جامعه کاشت؛ مقاومتی که گروههای شیعه عراق آن را از یک واکنش پراکنده به یک جریان سازمانیافته و قدرتمند تبدیل کردند.
این گروهها با تکیه بر پایگاه مردمی گسترده، هویت دینی و ملی، تجربه سالها فشار و بیثباتی، و حضور ریشهدار در ساختار سیاسی کشور، توانستند مقاومت را به نیرویی تبدیل کنند که حضور آمریکا را پرهزینه کرد. آنها در میدان امنیتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فعال بودند؛ در پارلمان فشار آوردند، در دولت مطالبه خروج کردند، در جامعه هویت ملی را حفظ کردند، و در میدان مقاومت، هزینه حضور آمریکا را بالا بردند.
در این مسیر، ایران نقش مهمی داشت؛ نه بهعنوان یک قدرت خارجی، بلکه بهعنوان کشوری که با عراق پیوند تاریخی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی دارد. ایران در سختترین سالها کنار عراق ایستاد، از ساختارهای سیاسی جدید حمایت کرد، در بازسازی امنیتی نقش داشت، و پیوستگی دو ملت را به یک پشتوانه واقعی برای مقاومت تبدیل کرد. این پیوستگی، نه یک شعار سیاسی، بلکه یک واقعیت تاریخی است؛ دو ملت که در طول قرنها در کنار هم زیستهاند، در سختیها کنار هم بودهاند، و در برابر سلطه خارجی، یکدیگر را تنها نگذاشتهاند.
یکی از مهمترین میدانهای سلطه آمریکا، اقتصاد عراق بود. بانک مرکزی عراق سالها تحت فشار و نظارت مالی گسترده آمریکا قرار داشت و این فشار نه فقط اقتصاد را محدود کرد، بلکه استقلال سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار داد. همکاری و ارتباط مستمر بانک مرکزی عراق با وزارت خزانهداری آمریکا و فدرال رزرو آمریکا، بهویژه در زمینه انتقالات خارجی، دلار و نظام بانکی، همچنان یکی از مهمترین اهرمهای نفوذ مالی آمریکا بر عراق به شمار میرود. حتی در سال ۲۰۲۶ نیز بانک مرکزی عراق از ادامه هماهنگی با وزارت خزانهداری آمریکا و فدرال رزرو سخن گفته است.
گروههای شیعه عراق این نقطه حساس را بهخوبی شناختند و فهمیدند که استقلال واقعی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. بنابراین یکی از محورهای اصلی مقاومت، تلاش برای کوتاه کردن دست سلطه خارجی از اقتصاد عراق بود. این تلاش، در کنار فشارهای سیاسی و اجتماعی، نقش مهمی در مطالبه خروج آمریکا داشت.
امروز یک واقعیت مهم نیز باید بهصراحت بیان شود: پایگاههای نظامی آمریکا در عراق تخلیه شدهاند و در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ خروج نهایی نیروهای آمریکایی از عراق اعلام شد؛ اما این به معنای پایان کامل حضور و نفوذ آمریکا در عراق نیست. سفارت آمریکا در بغداد همچنان باقی است و دولت آمریکا همچنان در عراق حضور دیپلماتیک دارد. وزارت خارجه آمریکا نیز در اطلاعات رسمی خود، سفارت این کشور در منطقه بینالمللی بغداد را همچنان ثبت کرده است.
بنابراین خروج نیروهای نظامی آمریکا از پایگاههای عراق را نباید پایان همه اشکال نفوذ آمریکا دانست. پایگاههای نظامی تخلیه شدهاند، اما سفارت آمریکا همچنان پابرجاست و اهرمهای اقتصادی و مالی نیز همچنان اهمیت دارند. بهویژه در حوزه بانک مرکزی، دلار، انتقالات خارجی و ارتباط با نظام مالی بینالمللی، نقش وزارت خزانهداری آمریکا و فدرال رزرو همچنان موضوعی تعیینکننده برای استقلال اقتصادی عراق است. گزارشهای منتشرشده نیز نشان میدهد که سازوکارهای مالی مرتبط با ذخایر و درآمدهای نفتی عراق، از جمله حسابهای مرتبط با فدرال رزرو نیویورک، به واشنگتن اهرم قابلتوجهی بر اقتصاد عراق دادهاند.
آمریکا در روایت رسمی خود، خروج از عراق را یک تصمیم سیاسی معرفی کرد، اما واقعیت این است که این تصمیم بدون فشار مقاومت هرگز به این شکل رخ نمیداد. مقاومت حضور آمریکا را پرهزینه کرد؛ نه از طریق خشونت کور، بلکه از طریق پایداری اجتماعی، فشار سیاسی، مطالبه ملی، و حضور گسترده در ساختار قدرت. مردم عراق نشان دادند که یک ملت، وقتی تصمیم بگیرد سرنوشتش را پس بگیرد، حتی قدرتهای بزرگ نیز مجبور به عقبنشینی میشوند.
خروج آمریکا نتیجه همین اراده بود؛ ارادهای که بخش مهمی از آن توسط گروههای شیعه عراق هدایت شد و با حمایت ایران و پیوستگی دو ملت، به یک جریان توقفناپذیر تبدیل گردید.
امروز عراق در نقطهای ایستاده که میتواند آیندهاش را خودش بسازد. استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال امنیتی و استقلال فرهنگی ستونهای این آیندهاند. بانک مرکزی عراق باید از هرگونه فشار خارجی مصون باشد، سیاست ارزی باید بر اساس نیازهای مردم عراق تنظیم شود، و تصمیمهای کلان باید در بغداد گرفته شود، نه در پایتختهای دیگر. پایان حضور نظامی آمریکا، هرچند گام مهمی است، اما استقلال اقتصادی و کاهش اهرمهای خارجی در نظام مالی عراق نیز باید به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد.
مقاومت عراق با همه پیچیدگیها و هزینههایش یک پیام روشن داشت: استقلال نتیجه ایستادگی است. خروج نظامی آمریکا اولین گام در این مسیر بود؛ گامی که بدون مقاومت گروههای شیعه عراق و بدون حمایت ایران هرگز برداشته نمیشد. این گروهها با تکیه بر هویت، پایگاه مردمی و نقش تاریخیشان توانستند مسیر استقلال عراق را باز کنند.
امروز عراق باید این مسیر را ادامه دهد؛ با وحدت ملی، با استقلال اقتصادی، با سیاست خارجی متوازن، با حفظ هویت فرهنگی، و با تقویت پیوستگی دو ملت ایران و عراق که در سختترین سالها ثابت کرد یک پیوند واقعی و تاریخی است.
خروج آمریکا پایان یک دوره بود، اما آغاز دورهای مهمتر نیز هست: دوره ساختن عراق مستقل؛ عراقی که پایگاههای نظامی آمریکا از آن خارج شدهاند، اما همچنان باید برای کاهش نفوذ خارجی، حفظ استقلال اقتصادی، تقویت حاکمیت ملی و تعیین سرنوشت کشور توسط مردم و نهادهای عراقی تلاش کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید