از خرداد ۱۴۰۳ که پزشکیان در تبلیغات انتخابات به دانشجویان تهرانی گفت: «من ذوب در رهبری هستم»، تا امروز، چنان ادعاهای دیگر، مثالهای نقض زیادی در گفتار و رفتارش اتفاق افتاده؛ آخرینشان دیدار با فعالان احزاب اصلاحطلب؛ دیداری محفلی در بحبوحه جهشهای نرخ طلا و ارز. جبهه اصلاحاتی که نگاه به کنشهایش تنها در دوره ریاستجمهوری پزشکیان، حکایت دارد از فریاد زدن خواستههای دشمن؛ امروز نیز تصاویری از پزشکیان دستبهسینه روبهروی حسن روحانی، عامل دهه سوخته ۹۰ و متشاکی میلیونها ایرانی؛ و در حال بوسیدن کروبی، شیخ فتنه، پخش شد؛ که دومی تیتر یک روزنامه سازندگی شد. امروز آقای پزشکیان باید مشخص کند نسبتش با این جبهه متحجر و تسلیمطلب چیست؟
متحجر یک فحش از سر عصبانیت نیست. این جبهه از پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه تا امروز که مذاکره با آمریکا منتهی به سه جنگ شده، همچنان بر رفتن به این مسیر اصرار دارد؛ مسیری که هر بار جنگ و ترور و تحریم و خسارت را آورده؛ اما در عین نامیدن خود با عناوینی چون اصلاحطلب و روشنفکر، چنان دگمترین متحجرین دوباره همان مسیر را تجویز میکنند. این جبهه در بیانیهاش دو هفته پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، تنشزدایی با دنیا را توصیه کرد؛ به این معنا که تهدیدزدایی و رویکرد مقتدرانه، دربرابر دشمن کوتاه بیاییم بلکه او به ما رحم کرده و اجازه پیشرفت دهد؛ همین هم پی گرفته شد اما درست میانه مذاکرات تنشزدایانه، رژیم صهیونی با همراهی آمریکا به کشور حمله کرد و بعدتر رسانههای غربی فاش کردند که این مذاکرات تنها ابزاری برای غافلگیری حداکثری ایران در جنگ بود.
این جبهه متحجر و پررو اما همین رویکرد را که ترامپ و نتانیاهو از اعماق وجود میخواستند، پس از جنگ ۱۲روزه نیز ادامه دادند که به «تغییر پارادایم» معروف شد؛ دست پیش گرفتند تا کسی نگوید این راه ذلیلانه شما در مذاکره و تعامل با دنیا، در جنگ ۱۲ روزه چون برجام و نمونههای قبلتر کشور را دچار خسران کرده. ۲۶ مرداد سال گذشته، بدون ملامت دشمن وحشی، همچنان ایران را بدهکار دانسته و به تعامل سازنده با جهان توصیه کردند و با سیاهنمایی از وضعیت اقتصادی که نتیجه حدود سه دهه و نیم دولتداری محافل غربگرا و اصلاحطلب بوده، به نفع دشمن تسلیم تجویز کردند. در بخشی دیگر با ترساندن از وقوع فاجعهای که خود در برجام عاملش بودند، برای جلوگیری از فعال شدن ماشه نیز نسخه مذاکره و توافق پیچیدند؛ در قسمتی از بیانیه توصیه شد: «اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریمها، با هدف آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با ایالات متحده آمریکا و عادیسازی روابط»؛ با این که در جنگ ۱۲ روزه تاسیسات هستهای ایران بمباران شد؛ توافق قاهره هم امضا شد اما چند سه هفته بعد ماشه فعال شد! و نتیجه این توصیهها که امروز روشن است بعدها در کتب تاریخ موجبات مذمت و حسرت دانشآموزان ایرانی را فراهم خواهد کرد.
این جبهه اما توصیه همین رویکرد را در کمال ناباوری در نامه ۲۶ آذر سال گذشته به پزشکیان تکرار کرد و در بیانیه ۱۳ دی ادامه داد و اعتراضات و اغتشاشات جاری در آن برهه، که حاصل عملکرد دولت متبوع خود بود، را مطابق میل ترامپ و نتانیاهو برجسته کرد. این رویکرد دوباره منتهی به جنگ و شهادت رهبری و کودکان و مردمان این سرزمین شد اما ۵ روز پس از آغاز آن، این جبهه متحجر بیانیه داد و همچنان تسلیم و کوتاه آمدن در برابر دشمن وجودی را «صلح» تعبیر کرد و در کمال وقاحت، فرد مناسب رهبری جدید را کسی دانست که حاوی پیام صلح و دوستی برای جهان باشد؛ تو گویی ایران و رهبر شهید آن که حاضر نشد حتی برای حفظ جان خود بمب نسلکشِ اتم بسازد جنگ طلب بوده و آمریکا که وسط مذاکره حمله کرد، صلحطلب. همزمان اکانتهای سایبری در داخل و سرویسهای خارجی از حسن روحانی به عنوان گزینه نام میبردند. کسی که امروز پزشکیان دست به سینه و خندان در حالی که جهشهای دلار و طلا و مذاکرات خسارت بار، رنگ و بوی دولتهای او را به جامعه دادهاند، دیده شد. نسبت کسی که میگفت ذوب در رهبری است، حالا با دلسی رودریگز ایرانی که همراستا با قاتلین امام میگوید و رفتار میکند، چیست؟ رهبری که مذاکره با آمریکا را با انواع ادبیات نهی کردند و هدف دشمن را بلعیدن ایران میدانستند و بر حفظ دانش و دستاوردهای هستهای تاکید موکد داشتند.
جبههای در تحجر تکتاز، که در حمایت از مذاکرات اسلامآباد نیز اوایل تیر بیانیه داد اما باز جنگی دیگر همراه یا تحریم و نقض تمامی بندها به ارمغان آمد! در دیدار اخیر نیز پزشکیان از تلاش برای به سرانجام رساندن تفاهم اسلامآباد گفت و مدعوین نیز آن را سندی افتخارآمیز و بسیار موثر و تعیینکننده دانستند.
حالا بوسه پزشکیان بر گونه ام الفتنه، مهدی کروبی، تیتر یک روزنامه محفلهای قدرت و ثروت میشود؛ محافلی که برجسته کردن موضوعات فرعی برای فرار از پاسخگویی بابت مشکلات اقتصادی حاصل از ناترازی در مدیریت دولتهای خود، تخصصشان است. حالا ابراز ارادت پزشکیان به فتنهگر هتاک به رهبر شهید انقلاب چه نسبتی با ادعای در مسیر رهبری شهید بودن دارد؟ پزشکیان یا خط خود را از این افراد و فرقه متحجر جدا کند یا ادعاهایش در زمان رای گرفتن از مردم صادقانه نبوده. جبههای که بیانیههایش برای مردم جنگ و تحریم داشته، برای خودیها اما رفع حصر و انباشت ثروت و قدرت.
رفاقت با فتنهگر دشمن و گزینه دشمن برای پس از رهبری شهید، در کنار برگزاری جلسهای محفلی با اعضای متحجر حزبی در ایده به بنبست رسیده، زمانی که کشور نیاز به تدبیر برای ثبات بازارها نیاز دارد تا دشمن آن را اهرمی برای تحمیل خواستههای خود نکند، چه نسبتی با منافع مردم و پارادایم رهبری شهید دارد؟ خط خود را جدا کنید و الا به علت نقض ادعاها و تفاوت وعده و گفتار با عمل، مایه وهن قرآن و نهجالبلاغه میشوید.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید