یادداشت از محمد مهدی اکبرزاده، آذربایجان شرقی، تبریز
ایران در روایت جدید مسکو چه جایگاهی دارد؟
تحولات سالهای اخیر نشان داده است که جهان در حال عبور از دورهای است که در آن قواعد و ترتیبات سیاسی و اقتصادی عمدتاً بر محور قدرتهای غربی تعریف میشد. در روایت جدید کرملین، آینده نظام بینالملل نه در یک نظم تکقطبی، بلکه در توزیع گستردهتر قدرت میان مراکز مختلف شکل خواهد گرفت؛ جهانی که در آن روسیه، چین، ایران، هند و دیگر قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای نقش فعالتری ایفا میکنند. در چنین تصویری، ایران برای مسکو صرفاً یک همسایه جنوبی یا یک شریک مقطعی نیست، بلکه یکی از بازیگران مهم معماری جدید اوراسیا به شمار میرود.
نخستین نقطه اتصال تهران و مسکو، نگاه مشترک به ضرورت شکلگیری نظامی متوازنتر در عرصه بینالمللی است. هر دو کشور تجربه فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب را داشتهاند و به همین دلیل، تقویت استقلال راهبردی و کاهش وابستگی به سازوکارهای تحت سلطه غرب، برایشان اهمیت ویژهای دارد. البته این همگرایی به معنای یکسان بودن همه دیدگاههای ایران و روسیه نیست؛ اما در سطح کلان، دو کشور در این برداشت مشترکاند که جهان آینده باید چندمرکزیتر باشد و قدرتهای مستقل بتوانند بدون قرار گرفتن در چارچوبهای یکجانبه، منافع ملی خود را دنبال کنند.
دومین عرصه مهم، ژئوپلیتیک اوراسیاست. ایران و روسیه هر دو در موقعیتی قرار گرفتهاند که میتوانند حلقههای ارتباطی میان شرق، شمال و جنوب این پهنه گسترده باشند. توسعه کریدور بینالمللی شمال–جنوب، اتصال ظرفیتهای حملونقل ایران به شبکههای روسیه و اوراسیا و گسترش همکاریهای بندری، ریلی و ترانزیتی، از این منظر تنها پروژههای اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از شکلگیری مسیرهای جدید تجارت جهانی خارج از الگوهای سنتی غربمحور محسوب میشوند.
انرژی نیز یکی از مهمترین حوزههای منافع مشترک است. ایران و روسیه از بزرگترین دارندگان ذخایر انرژی جهان هستند و همکاری میان آنها میتواند از رقابت صرف در بازار انرژی فراتر رفته و به همکاری در حوزههای سرمایهگذاری، فناوری، پالایش، انتقال و توسعه بازارهای جدید منجر شود. در شرایطی که ساختار بازار جهانی انرژی در حال تغییر است، هماهنگی میان دو قدرت بزرگ انرژی میتواند ظرفیتهای تازهای برای هر دو طرف ایجاد کند.
در کنار اقتصاد و انرژی، همکاریهای امنیتی و منطقهای نیز اهمیت دارد. ثبات در آسیای مرکزی، قفقاز، دریای خزر و خاورمیانه، برای امنیت ملی هر دو کشور اهمیت مستقیم دارد. ایران و روسیه میتوانند از طریق گفتوگوهای منظم و سازوکارهای منطقهای، در مدیریت بحرانها و جلوگیری از تبدیل رقابتهای منطقهای به بیثباتی گستردهتر نقشآفرینی کنند.
از این منظر، جایگاه ایران در روایت جدید مسکو را باید در چارچوب «شراکت راهبردی اوراسیایی» دید؛ شراکتی که ظرفیت آن بسیار فراتر از همکاری دوجانبه است. ایران برای روسیه، هم یک قدرت منطقهای اثرگذار، هم یک مسیر ارتباطی حیاتی و هم بازیگری مستقل با ظرفیتهای قابل توجه اقتصادی و ژئوپلیتیکی است. در مقابل، روسیه نیز برای ایران دسترسی به بازارها، فناوری، ظرفیتهای سرمایهگذاری و شبکههای ارتباطی اوراسیایی را فراهم میکند.
اگر این ظرفیتها با نگاه بلندمدت، برنامهریزی دقیق و توجه متقابل به منافع ملی مدیریت شود، تهران و مسکو میتوانند از مرحله همکاریهای موردی عبور کرده و به سمت یک مشارکت پایدار و چندلایه حرکت کنند. اهمیت رابطه ایران و روسیه در جهان جدید دقیقاً در همین نقطه است: دو کشور میتوانند نه صرفاً در واکنش به فشارهای بیرونی، بلکه بر اساس فرصتهای مشترک و چشمانداز ساختن نظمی چندقطبی، روابط خود را تعریف کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید