یکشنبه نوشتههای محمد تقی فهیم
فیلم جانشین، بی اغراق دلنشینترین فیلم به نمایش درآمده این روزهای سینمای کشور است. سالن سینماها، زیر گامهای ابتذال در حال له شدن است و بدتر از این، اثار ارایه شده به مردم در فضای شبکه نمایش خانگی است که ارمغانی جز غفلت و توهم برای مصرف کنندهاش ندارد، بنابراین فیلم جانشین دراین میان یک نعمت برای ایام فراغت هر فرد و خانواده دل در گرو فرهنگ و هنر است. فیلمی حماسی/معمایی از دوران دفاع مقدس که به نوعی مانند قهرمان قصهاش در سال ۶۶ برای ممانعت از محاصره غرب تا همدان قد علم کرد، حالا دراین عصر با ظهورش بر پرده هوایی تازه به اکران سینماها دمیده است.
دراین مختصر قصد نقد فیلم ندارم بلکه اشارهام به فیلم جانشین ازاینرو است تا در میان مثلث سیاست گذار، تولید کننده و مخاطب، وظیفه فرهنگی دو نهاد مدیریت و تماشاگر را یادآوری کنم. واقعیت این است که اثاری از قبیل جانشین در این وانفسای سقوط ذائقه، نیازمند حمایت است. یعنی به عبارت سادهتر باید زیر بغل آن را گرفت تا زمین نخورد و برای این منظور نقش سیاستگزاران (و ایضا سیاستگذاران) و تماشاگران به شدت پر رنگ است. باید در چیدمان اکران، سالن، منطقه نمایش و شهرهای متنوع، فیلم را پشتیبانی کرد و از طرفی دیگر تماشاگران جدیتر و علاقه مندان فیلمهای فرهنگی و ارزشمند نیز وظیفه دارند تا اوقات فراغت خود را با چنین فیلمهایی پر کنند. اگر چه تولید کنندگان فیلم، سهرابی و شاه محمدی کانسپتی چیدهاند که در تمام وجوه دراماتیک آن برای همه اقشار جامعه و طبقات اجتماعی راضی کننده باشد و هر تماشاگر راهی سالن شده پشیمان خارج نشود، با این حال به دلایل مختلفی اثاری ازاین دست در میان فهرست کنونی نمایشها مهجور خواهند ماند لذا در درجه اول از سوی گروههای مرجع، دانشجویان و هنرجویان و پاسداران فرهنگ و هنر این کشور باید مورد مهرورزی و حمایت قرار گیرند و از سوی دیگر مدیریت کلان هنری و زیر مجموعههایشان خود را موظف ببینند که با امکانات لازمه فکری/لجستیکی و تبلیغی در کنار فیلم قرار بگیرند.
واقعیت امر این است که فقط کشور ما و سیستم نمایشی نیست که از نظر پشتیبانی فرهنگ و هنر وظایف بدیهی دارد. همه کشورها برای فرهنگ و هنر مبتنی و برخاسته از ارزشهای تاریخی/جغرافیایی و ایدئولوژیکی خود هزینه میکنند. حتی کشورهای دارای سینمای قدرتمند خصوصی نیز برای سیاستهای دیپلماتیک/استراتژیک خود بودجههایی را در نظر میگیرند. مثلا منهای امریکا و هند و کره نیز (که اولویتهای تولید در دست بخش خصوصی است) از حمایت تولیدات تصویری حامی ارزشهای خود، منجمله در بخشهای نظامی/امنیتی غافل نیستند، کشوری مانند ترکیه با تمام قدرت سرمایه خصوصی بازهم بودجههایی را برای تولید محتوای گردشگری تزریق میکند. همچنانکه فرانسه اساسا در زمینه حفظ و حراست از هنرهای سنتی و تاریخیاش بودجههای قابل توجهی هر سال اختصاص میدهد یا ایتالیا که مصوبههای پارلمانیاش در بخش تولید فیلمهای مبلغ جذب گردشگر زبانزد است و … بنابراین بخش دولتی و نهادها و ارگانهای ما اگرچه در مرحله ورود به تولید مشارکت قابل توجهی دارند ولی در مراحل پسا تولید و جنبههای پروپاگاندای نمایش این اثار کوتاهیهای پر انتقادی هم دارند.
اما چرا باید با دیدن فیلم جانشین از آن حمایت کرد. نخست اینکه نظر فوق به این مفهوم نیست که الزاما از هر فیلم ضعیف مدعی دفاع مقدسی تولید نهادها باید حمایت کرد بلکه اینجا حرف از فیلمی مانند جانشین است که داستانی از دل تاریخ پرفراز و فرود سالهای جنگ دفاعی اول، ولی برای امروز و حتی فردای این کشور را با قابل دفاعترین شیوه و سبک و سیاق هنری روایت میکند. داستان گیله مردی به نام «حسین املاکی» از خطه گیلان که برخاسته از تحتانیترین قشر زحمتکش ولی با فداکاری و مقاومت و خلاقیت فردیاش به قائممقامی لشکر قدس گیلان ارتقا مییابد و با فرماندهی متفکرانهاش عملیات نصر ۴ را به نتیجه دلخواه تغییر میدهد. داستان واقعی این قهرمان مردمی جنگ، در ساختار حماسی پراکت و تنشزا و با زیر ژانر مستند/بیوگرافیک طراحی و اجرا شده است که داستانک معمایی و خصوصا بازیهای گرم و انرژیک چهرههای معروفی مانند امیر آقایی و خصوصا کم آشناتری همچون آرمان درویش نیز بر جنبههای جذاب حفظ تماشاگر و هیجان فیلم افزوده است. از همینرو است که مخاطب در صورت ورود به سالن خسته نشده و تا اخر پای پرده میخکوب خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید