نگاهی به اعتراضات اخیر دانشآموزی در فرانسه
گزارشهای تکاندهنده رسانههای فرانسه از جمله روزنامه لوموند، پرده از جنایت و توحش مدرن پلیس فرانسه در برخورد با دانش آموزان معترضان برداشت. از اواخر سپتامبر ۲۰۲۶ (مهر ۱۴۰۵)، خشم معترضانی که تنها خواستار بهبود وضعیت رو به نابودی مدارس و امکانات آموزشی بودند – که پرداختن به این موضوع مطلب دیگری میطلبد-، خیابانهای پاریس و سایر شهرها را فراگرفت. اما پاسخ رژیم فرانسه چه بود؟ لشکرکشی پلیس ضدشورش، هجوم وحشیانه به دانشآموزان و حبس و سرکوب گسترده.
بر اساس آمار رسمی اعلامشده در روزنامه لوموند، تنها در بازه ۲۸ سپتامبر تا ۵ اکتبر ۲۰۲۶ (۷ تا ۱۴ مهر ۱۴۰۵)، نیروهای امنیتی فرانسه ۶ هزار و ۵۹ نفر را بازداشت کرده و ۵ هزار و ۶۰ نفر را مستقیم روانه بازداشتگاهها و بازجویی کردند؛ آماری که به گفته خود روزنامه لوموند هم خیرهکننده و بیسابقه است! اوج وقاحت دولت فرانسه آنجاست که بنا بر اعلام وزارت دادگستری فرانسه، ۸۷ درصد از این بازداشتشدگان، نوجوانان و افراد زیر سن قانونی بودهاند! یعنی هجوم مسلحانه به کودکان و نوجوانان!
شاهکار وحشیگری مدرن پاریسی زمانی آشکار شد که یک دانشآموز ۱۵ ساله بر اثر شلیک و انفجار مستقیم نارنجک صوتی دچار جراحات و قطعی دستش شد؛ حادثهای هولناک که افکار عمومی را ملتهب ساخت و دولت فرانسه را مجبور کرد از ترس خشم بیشتر مردم، استفاده از این نارنجکهای مرگبار را «موقتاً» به حالت تعلیق درآورد. آیا این همان «مهد آزادی و حقوق بشر» است که سرکوب و نارنجک را سهم نوجوانان معترضش میکند؟
اما روی دیگر این سکه، نفاق، خباثت و استانداردهای دوگانه غرب در قبال ایران است. در جریان کودتای دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات معیشتی مردم که با هوشمندی، نیازمند تفکیک از آشوب بود، بلافاصله توسط اتاقهای فکرغربی به صحنه حملات تروریستی، تخریب سازمانیافته، آتشزدن اموال عمومی و ترور نیروهای حافظ امنیت تبدیل شد. مدعیان حقوق بشر غربی علاوه بر اینکه خشونتآمیزترین رفتارهای آشوبگران را «اعتراض مسالمتآمیز» نامیدند، بلکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور رژیم تروریست آمریکا، در ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه ۱۴۰۴) رسماً و علناً آشوبگران را به تصرف مراکز حکومتی فراخواند و میگفت کمک در راه است.
ترامپ در آوریل ۲۰۲۶ (فروردین ۱۴۰۵) در مصاحبهای رسمی اعتراف کرد که واشنگتن گروههای تروریستی و تجزیهطلب را برای نابودی امنیت ایران به سلاح تجهیز کرده بود؛ اعترافی که شبکه الجزیره نیز آن را بخشی از پروژه آشکار کاخ سفید برای بیثباتسازی و براندازی در ایران خواند.
حالا باید از مدعیان دروغین حقوق بشر و مزدوران داخلیشان پرسید: چگونه است که وقتی پلیس فرانسه با باتوم، اشکآور و نارنجک جنگی به جان نوجوانان ۱۵ ساله میافتد و هزاران دانشآموز دیگر را به خون و زنجیر میکشد، اسمش میشود «اعمال قانون، حفظ نظم عمومی و مدیریت بحران»؛ اما اگر نیروهای امنیتی ایران در برابر تروریستهای مسلح و براندازانِ اجارهای که اموال عمومی را به آتش میکشند، قتل و وحشیگری میکنند دست به اقدام بزنند، جاروجنجال رسانهای راه میاندازند و برچسب «سرکوب» میزنند؟
آیا حق امنیت ملی و حفظ نظم، فقط قبالهای ششدانگ برای دولتهای غربی است؟ چطور است که دیکتاتوری و خشونت بی حد پلیس فرانسه با فرمول «حقوق بشر غربی» تطهیر میشود، اما دفاع ایران از امنیت مردمش باید متهم شود؟
حقیقت روشن است. حقوق بشر، دموکراسی و آزادی برای غرب، چیزی جز یک ابزار فشار سیاسی و اهرم باجگیری علیه کشورهای مستقل نیست. نسخه دموکراسی آمریکا و فرانسه با خون کودکان و نوجوانان نوشته شده است. آزادی با پاسپورت غربی، سرابی بیش نیست و تناقضگوییهای امروز پاریس و واشنگتن، نقاب را از چهره واقعی و پلید استکبار برداشته است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید