امروز: 1405/07/19 ساعت : 03:27
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • باتلاق ترامپ در برابر ایران

    سرنوشت زلنسکی، آینۀ عبرت برای تسلیم طلبان

     

    تحولات اخیر و توافقات پشت پرده میان جریانات قدرتمند آمریکا و روسیه بار دیگر یک حقیقت کهنه اما همواره زنده تاریخ روابط بین‌الملل را در برابر دیدگان جهانیان بر ملا ساخت؛ امضای بزرگ‌ترین توافق تأمین گازوئیل میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین که طبق آن مقرر شد روسیه بلافاصله بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل در اکتبر، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن در دسامبر (با امکان افزایش تا ۳ میلیون تن دیگر) به آمریکا صادر کند و صدور مجوز موقت وزارت خزانه‌داری آمریکا برای لغو تحریم‌های سوختی تا سال ۲۰۲۷، نشان داد که در منطق استعماری و ساختار سلطه‌گر غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا، مفاهیمی همچون هم‌پیمانی، دوستی استراتژیک، ارزش‌های مشترک و تعهدات اخلاقی هیچ جایگاه واقعی و پایداری ندارند. دونالد ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا نشان داده‌اند که در راستای نیل به اهداف اقتصادی، انتفاعی و استکباری خود، حتی به نزدیک‌ترین و متعهدترین متحدان سنت دیرینه خود نیز هیچ‌گونه رحمی نخواهند کرد. نمونه بارز و عینی این رویکرد کاسبکارانه و سودمحور، سرنوشت تلخ و خفت‌بار ولودیمیر زلنسکی رییس‌جمهور اوکراین است. زلنسکی با طمع حمایت‌های واهی غرب و تکیه بر وعده‌های توخالی واشنگتن، تمام زیرساخت‌ها، امنیت ملی، منابع انسانی و آینده کشورش را به قربانگاه جنگ نیابتی غرب فرستاد و اوکراین را به زمین سوخته‌ای برای تقابل جبهه استکبار تبدیل نمود. او سال‌ها به عنوان سرسپرده و مجری بی‌چون‌وچرای سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکا نقش‌آفرینی کرد و تمام سرمایه کشورش را در پای امیال سلطه‌جویانه کاخ سفید فدا ساخت، اما در نهایت زمانی که محاسبات منفعت‌طلبانه واشنگتن تغییر یافت، آمریکا بدون کوچک‌ترین تردید و پشیمانی، او و مردم اوکراین را تنها گذاشت و برای تنظیم روابط خود با مسکو وارد معامله شد. این رفتار شغال‌صفتانه به روشنی ثابت کرد که در دکترین ترامپ و نظام سیاسی آمریکا، نوکری و خادمی غرب هرگز امنیت‌ساز و تضمین‌کننده نخواهد بود، زیرا ارباب آمریکایی تنها و تنها به منافع آنی، مادی و قدرت شخصی خود می‌اندیشد و به محض پایان یافتن تاریخ مصرف مهره‌های شطرنج سیاسی‌اش، آن‌ها را قربانی یا در توافقات بزرگ‌تر با سایر قدرت‌ها معامله می‌کند. تاریخ پر است از متحدانی که قربانی این خصلت خودخواهانه آمریکا شده‌اند و امروز نیز اوکراین درس عبرت تازه‌ای برای تمام کسانی است که چشم امید به حمایت کاخ سفید دوخته‌اند؛ در همین حال، در داخل ایالات متحده نیز تحولات سیاسی شتاب گرفته و دموکرات‌ها با گسترش نقشه انتخاباتی خود برای انتخابات سنا و مجلس نمایندگان، ایالت عمیقاً جمهوری‌خواه کانزاس را برای نخستین بار در نزدیک به یک قرن گذشته به‌عنوان یکی از اهداف جدی خود مطرح کرده‌اند و سوپرپک اصلی دموکرات‌های سنا ۵ میلیون دلار برای این رقابت اختصاص داده است که به گفته سی‌ان‌ان این امر از تغییر فضای سیاسی و افزایش نارضایتی عمومی حکایت دارد، ضمن آنکه ایالات متحده حتی اوکراین را به شدت تهدید کرده است که اگر به پالایشگاه‌ها و تأسیسات انرژی روسیه حمله کند، ارائه اطلاعات و تصاویر ماهواره‌ای و استراتژیک را نیز به طور کامل قطع خواهد کرد تا ثابت شود واشنگتن در حفظ منافع خود با مسکو، هیچ خط قرمزی برای پشت کردن به نوکرانش باقی نمی‌گذارد. از سوی دیگر، پیروزی دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان در انتخابات آمریکا و ادعاهای واهی و تهدیدات متوهمانه آن‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، نشان‌دهنده یک جهل عمیق و محاسباتی در شناخت حقیقت قدرت مردم ایران و ظرفیت‌های منطقه‌ای کشور است. ترامپ و طیف افراطی جمهوری‌خواه برای راضی نگه داشتن لابی‌های صهیونیستی و هواداران داخلی خود دست به هر اقدام هوچی‌گرانه و فشار حداکثری می‌زنند، اما حقیقت غیرقابل انکار این است که به اعتراف رسانه‌های معتبری چون روزنامه واشنگتن‌پست، جنگ با ایران به باتلاقی مرگبار و پرهزینه برای آمریکا بدل شده است و وارد شدن به جنگ مستقیم یا حتی تشدید تنش‌های پرریسک با ایران، عواقب مرگبار و جبران‌ناپذیری برای اقتصاد و جایگاه جهانی ایالات متحده به همراه دارد، به ویژه آنکه جنگ با ایران باعث جهش قیمت سوخت برای کشاورزان، دامداران و رانندگان کامیون آمریکایی شده و افزایش بهای سوخت و انرژی به یکی از دردسرهای بزرگ اقتصادی برای جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر تبدیل شده است؛ امری که ترامپ را مجبور کرده دست به دامن پوتین شود و از او علناً تشکر کند. داده‌های مؤسسه گالوپ و نظرسنجی‌های دانشگاه کوینیپیاک و آسوشیتدپرس نیز نشان می‌دهد که نارضایتی رأی‌دهندگان از ترامپ و حزب جمهوری‌خواه افزایش یافته و دموکرات‌ها در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با اختلاف پیشتاز هستند.

    ایران امروز در اوج اقتدار دفاعی و بازدارندگی سیاسی و نظامی قرار دارد و توانسته است با هوشمندی کامل، کلید امنیت شریان‌های حیاتی انرژی جهان را در دست بگیرد. هرگونه ماجراجویی احمقانه یا خطای محاسباتی از سوی ترامپ و اتاق‌های فکر واشنگتن، بلافاصله شریان‌های اصلی صدور نفت و گاز را با بحران بی‌سابقه مواجه خواهد ساخت. ما امروز با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، تسلط بر تنگه‌ها و راه‌های مواصلاتی و بازوهای منطقه‌ای، اهرم بسیار قدرتمندی به نام فشار بازار انرژی را در اختیار داریم که توانایی ایجاد تکانه‌های شدید و فلج‌کننده در بازار جهانی نفت را دارد. صعود ناگهانی و سرسام‌آور قیمت انرژی، ابَرپروژه‌ها و اقتصاد شکننده غرب و به ویژه حساب‌کشی‌های انتخابی و ادعاهای رفاهی جمهوری‌خواهان را در همان گام اول فرو خواهد پاشید. از این رو، هرگونه تهدید نظامی یا فشار جدید، بیش از آنکه ایران را متزلزل سازد، برنده اصلی میدان را جمهوری اسلامی و بازنده مطلق آن را شتاب‌زدگی و توهمات دونالد ترامپ خواهد ساخت. نکته بسیار اساسی و عبرت‌آموز دیگری که باید در فضای سیاسی داخلی ایران مورد توجه دقیق و بیداری عمیق قرار گیرد، رفتار برخی جریانات، افراد و نگاه‌های ساده‌انگارانه‌ای است که متأسفانه همچنان در داخل کشور به تغییر چهره‌ها در کاخ سفید و به‌ویژه شخص ترامپ دل خوش کرده‌اند. کسانی که هنوز تصور می‌کنند با آمدن ترامپ یا دست دادن با آمریکا می‌توان به توسعه، گشایش اقتصادی و توافق متوازن دست یافت، باید چشم‌های خود را باز کنند و عاقبت زلنسکی و اوکراین را به عنوان یک درس زنده و ملموس به نظاره بنشینند. زلنسکی تمام هستی کشورش را در طبق اخلاص تقدیم آمریکا کرد، اما در نهایت ترامپ برای تامین گازوئیل کشورش و حل بحران داخلی خود، بدون در نظر گرفتن ذره‌ای از حقوق مردم اوکراین، وارد معامله و بستن پیمان بزرگ سوختی با روسیه شد. این رویکرد خائنانه نشان می‌دهد که آمریکا با هیچ یک از هم‌پیمانان و نوکران خود وفاداری ندارد و ماهیت ذاتی ساختار سیاسی این کشور بر پایه خودخواهی، منفعت‌طلبانه مطلق و استعمار نوین بنا شده است. غرب‌باوران داخلی باید بدانند که آمریکا نه دوست کسی است و نه به تعهدات و امضاهای خود وفادار می‌ماند؛ بدعهدی در پیمان ها و پشت پا زدن به تمامی موازین بین‌المللی اثبات کرد که کاخ سفید تنها زبانی را که می‌فهمد زبان اقتدار و مقاومت است. هرگونه دلخوشی به دشمنی که ذاتش بر استکبار و غارتگری استوار است، چیزی جز گمراهی، وابستگی و تکرار تجربه تلخ کشورهای قربانی‌شده به همراه نخواهد داشت. راه نجات و پیشرفت کشور نه در آویزان شدن به طناب پوسیده کاخ سفید، بلکه در اتکا به توانمندی‌های داخلی، همبستگی ملی و تقویت اقتدار همه جانبه در برابر استکبار جهانی است.

    مهدی محمودی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم