«مسئولان برای جلوگیری از جنگ سوم مطلقاً حق هیچ ریسکی ندارند؛ هر عقبنشینی تاکتیکی برای حفظ ایران لازم است، باید انجام شود»؛ تیتر خبرگزاری خبرآنلاین در گفتوگو با حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، علناً بازتولید گفتمان تسلیم و تزریق هراس به اراده ملی در میانه مصاف سنگین با دشمن است. کنار هم نشاندن تعابیر «جنگ سوم» و «عقبنشینی»، القای این خط ادراکی خطرناک است که گویی سرنوشت محتوم ایران، شکست کامل یا تن دادن به شروط متخاصم است؛ آنهم در شرایطی که تمامی رسانههای غربی خود معترف به شکست و گیر افتادن آمریکا هستند.
مرعشی با ادعای اینکه جسارت رژیم صهیونیستی ناشی از کاهش توان به دلیل شرایط اقتصادی بوده، رابطه علت و معلول را وارونه میکند. این در حالی است که تاریکترین دهه اقتصادی کشور با دلبستگی به آمریکا سپری شد و همین چهرهها با وعده سرمایهگذاریهای چندهزار میلیاردی واشنگتن در ایران، توأمان عامل ضعف اقتصادی و جری شدن دشمن در حملات شدند. اعتراف رسانههای غربی و مواضع صریح رئیسجمهور در روزهای گذشته نیز اثبات کرد عامل تعرض متجاوز، چرخه معیوبِ «مذاکره، جنگ، مذاکره»، توافقاتی چون برجام، مخابره پالس ضعف و فقدان پاسخ قاطع بود. با این حال، مرعشی با چشمپوشی بر سوءمدیریتهای اقتصادی و توهماتی چون تنشزدایی با آمریکا که پیشتر از سوی همفکرانش مطرح میشد، مقاومت ملی را سرزنش کرده و میگوید: «آیا قرار است بایستیم تا تورم به ۱۰۰ درصد برسد؟ بعد دلار به ۲۷۰ هزار تومان برسد و باز هم بایستیم؟ سپس دلار به ۴۰۰ هزار تومان برسد و باز هم بگوییم باید مقاومت کنیم؟ چه کسی گفته که اصالت با جنگ است و صلح اولویتی ندارد؟»؛ سخنانی که تلاشی است برای کشیدن روکش فریبنده صلح بر خواسته تحمیلی تسلیم در برابر متجاوزی که به دنبال نابودی و تاراج ایران است تا روزگاری بدتر از آنچه تسلیمطلبان در جنگهای جهانی اول و دوم بر سر ایران آوردند را تکرار کند.
این نگاه تقلیلگرایانه در حوزه داراییهای حیاتی امنیت ملی نیز با ادعای او تکرار میشود که «نمیتوانیم هم تمام خواستههای مربوط به انرژی هستهای را حفظ کنیم»؛ در حالی که رهبر معظم انقلاب، حراست از دستاوردهای هستهای را عین حراست از مرزهای جغرافیایی کشور دانستهاند؛ فناوری راهبردی که رهبر شهید عمر مبارک خود را وقف تثبیت آن کرد و دانشمندان این سرزمین پای آن به شهادت رسیدند. برخلاف تصویرسازی این جریان، جامعه بر سر ارکان قدرت ملی ایستاده است؛ چنانکه در آخرین نظرسنجیهای معتبر، ۷۵.۵ درصد مردم با پذیرش محدودیت برد موشکی در توافق مخالفت کردهاند، ۷۰.۳ درصد رقیقسازی یا خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را رد کردهاند و ۶۹.۴ درصد تأکید دارند تعطیلی غنیسازی نباید شرط پایان جنگ باشد؛ همچنین در پاسخ به امکان مذاکره مجدد با آمریکا، اکثریت افکار عمومی با آن موافق نبودهاند.
طنز تلخ ماجرا آنجاست که همزمان با این اظهارات مرعشی—همان کسی که روزی ادعا میکرد با یک احوالپرسی با ترامپ همه تحریمها برداشته میشود—و درست هنگام خصومت علنی وزیر خارجه آمریکا علیه هویت و تمدن چندهزارساله ایران، یار دیگر او محمدجواد ظریف برای توجیه خوی استکباری دشمن مدعی میشود: «مارکو روبیو از جناح ضد مذاکره در آمریکاست و دنبال اهداف خودش است». دیپلماتی که در برجام فریب فرانچسکو را خورد، هنوز از خطای محاسباتی تفکیک دشمن دست برنداشته و نسخه انفعال میپیچد.
این رویکرد در تضاد بنیادین با هدایتهای راهبردی نظام است. حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در پیام نوروزی ۱۴۰۵ («اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی») گوشزد کردند که روزنه امید دشمن، بهرهگیری از ضعفهای مدیریتی گذشته است و حل این معضلات نیازمند تقویت اقتدار است، نه امتیازدهی؛ چنانکه در پیامهای ۲۷ تیر و ۶ شهریور ۱۴۰۵ نیز تفرقهافکنی و خدشه به انسجام ملی را خط قرمز اعلام کردند و این سخنان به وضوح بر ضد وحدت و انسجام مردم است. این مواضع در امتداد دکترین رهبر شهید است که مؤکداً انذار دادند «عقبنشینی غیرتاکتیکی غضب الهی را در پی دارد» و ارعاب روانی، دشمن را جسورتر میسازد.
در شرایطی که پایداری و وحدت ملی ضرورتی حیاتی است، سکوت دستگاه قضا در برابر چنین اظهاراتی پذیرفتنی نیست؛ نباید مردم احساس کنند با وجود موضعگیریهای پیاپی علیه اقتدار کشور، مروجان تسلیم و بمبارانکنندگان امنیت روانی مصونیت دارند، چنین اتفاقی مبین مسئولیت قطعی دستگاه قضا در برخورد با این افراد است.
همچنان زیادهگویی علیه امنیت ملی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید