یادداشت از راضیه آقایی زاده – استان قم، شهر قم
گاهی یک رتبه کنکور، فقط یک عدد در کارنامه نیست؛ گاهی میتواند نشانهای از یک «تربیت» باشد. تربیتِ انسانی که آموخته است زندگی همیشه مطابق میل او پیش نمیرود، اما هیچ دشواریای نباید او را از حرکت بازدارد.
رتبه ۱۰۶ کنکور سراسری در رشته علوم انسانی، در شرایطی که فرزند رهبر جمهوری اسلامی ایران، سید محمدباقر حسینی خامنهای، در ماههای منتهی به آزمون با فقدان عزیزان خود مواجه بوده، از این منظر قابل تأمل است. اهمیت این اتفاق البته صرفاً در رتبه بهدستآمده نیست؛ پرسش مهمتر این است که چه نوع تربیتی میتواند جوانی را برای روزهای سخت زندگی آماده کند؟
قرآن کریم میفرماید: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ همانا با سختی، آسانی است. این آیه نمیگوید انسان مؤمن هرگز با رنج مواجه نمیشود؛ بلکه به او میآموزد که سختی، پایان راه نیست. تربیت دینی نیز قرار نیست فرزند را از همه دشواریها دور نگه دارد؛ بلکه باید به او قدرت ایستادن در برابر دشواریها را بیاموزد.
کودکی که همیشه همه موانع از سر راهش برداشته شده، ممکن است در نخستین بحران زندگی احساس ناتوانی کند. اما فرزندی که در خانواده، مسئولیتپذیری، تلاش، صبر، توکل، نظم و امید را آموخته است، در مواجهه با بحران به جای تسلیم شدن، به دنبال راه ادامه دادن میگردد.
اینجاست که نقش پدر و مادر از «تأمین امکانات» فراتر میرود. پدر و مادر موفق، الزاماً کسانی نیستند که زندگی فرزندشان را بیدغدغه میکنند؛ بلکه کسانیاند که او را برای مواجهه عاقلانه و مؤمنانه با دغدغههای زندگی آماده میکنند. فرزند باید بیاموزد که شکست، پایان نیست؛ غم، مانع حرکت نیست؛ و دشواری، مجوز کنار کشیدن از مسئولیت نیست.
در فرهنگ اسلامی، صبر به معنای منفعل ماندن نیست. قرآن پس از یادآوری سختی و گشایش میفرماید: «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»؛ هنگامی که از کاری فارغ شدی، به تلاش برخیز. یعنی انسان مؤمن، حتی در دل دشواری نیز «اهل اقدام» باقی میماند.
این همان ویژگیای است که جامعه امروز ما بیش از هر چیز به آن نیاز دارد: جوانانی که در برابر نخستین شکست، نخستین فشار و نخستین بحران، فرو نریزند. جوانانی که بدانند کشور با انسانهای آسودهطلب ساخته نمیشود؛ با انسانهایی ساخته میشود که در سختی هم مسئولیت خود را فراموش نمیکنند.
رهبر شهید انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب، خطاب مستقیم خود را متوجه جوانان قرار دادند و تأکید کردند که آنان باید گام بزرگ دوم انقلاب را در پیشبرد کشور بردارند. ایشان جوانان را سرمایه و نیروی کارآمد آینده کشور دانستهاند و پیشرفتهای علمی و اقتدار کشور را با تلاش و انگیزه جهادی نسل جوان پیوند زدهاند.
بنابراین، مسئله امروز ما فقط این نیست که فرزندمان در کنکور چه رتبهای به دست میآورد. پرسش بزرگتر این است: آیا او را برای روزی که زندگی مطابق برنامهاش پیش نمیرود، آماده کردهایم؟
آیا به او آموختهایم که بعد از فقدان، شکست، ناکامی و فشار، دوباره برخیزد؟ آیا در کنار درس خواندن، «قدرت ادامه دادن» را هم به او آموزش دادهایم؟
جامعه آینده را فقط نخبگان علمی نمیسازند؛ نسلی میسازد که علم را با ایمان، توانمندی را با مسئولیت، و موفقیت را با خدمت به مردم پیوند بزند.
اگر از این اتفاق یک پیام تربیتی بگیریم، شاید مهمترین آن این باشد: فرزندمان را فقط برای روزهای آرام تربیت نکنیم. او را چنان تربیت کنیم که اگر روزی طوفانی از راه رسید، بداند چگونه بایستد، چگونه امیدش را حفظ کند و چگونه با توکل بر خدا، دوباره حرکت کند.
زیرا آینده ایران را جوانانی خواهند ساخت که یاد گرفتهاند شرایط سخت، دلیل تسلیم شدن نیست؛ گاهی دقیقاً همان جایی است که ظرفیت واقعی انسان آشکار میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید