یادداشت از مسعود نصیری – استان همدان، شهر ملایر
وقتی دیپلماسی از قدرت نظامی و اقتصادی جدا میشود
روزهایی را سپری میکنیم که جمهوری اسلامی ایران و مردم مبعوث شده در مقابل جنگ نظامی دشمن آمریکایی صهیونی ایستاده اند
اما قصه این مقاومت به جنگ نظامی محدود نمی شود بلکه این روزها مردم ایران در برابر تحریم های اقتصادی و محاصره دریایی و محاصره هوایی که منجر به ایجاد تورم و رکود اقتصادی و افزایش نرخ ارز شده است مقاومت می کنند.
همه ما میدانیم که جنگ آمریکا و صهیونیسم علیه ایران همانطور که امامشهید فرمودند جنگ منطقه ای و حتی جهانی شده است زیرا هر کشوری از منطقه که محل پایگاه نظامی آمریکا بوده است مورد اصابت موشک های ایرانی قرار گرفته است و با ناآرام کردن تنگه هرمز که اصطلاحاً این تنگه را بر روی آمریکا و متحدان جنگ طلبش بستیم بحران سوخت در جهان و اروپا و آمریکا نمایان شده است که این همان وجه ای از جهانی شدن جنگیست که استعمارگران غربی به طمع تصاحب نفت غرب آسیا در منطقه شعله ور کردند.
در قرن بیستم انگلستان به عنوان ابر قدرت در تصاحب نفت خاورمیانه بود و زیر تاج ملکه انگلستان پر از قراردادهای دارسی گونه بود اما در قرن بیست و یکم آمریکا با اتهام سلاح های کشتار جمعی و بمب اتمی ، سلاح هسته ای و کارتل مواد مخدر به کشورهای نفت خیز دنیا حمله نظامی می کند زیرا می داند که نفت مهمترین پشتوانه تولید داخلی و صادرات کالای خارجی است و تنها راه ایستادن مقابل چین در تولیدات کالا و صنعت ،تصاحب نفت بیشتر جهان است به همین دلیل ترامپ در سخنرانی اخیرش اذعان کرد با حمله به ونزوئلا و دزدیدن رئیس جمهور این کشور شصت درصد نفت جهان را برای آمریکا تصاحب کرده است.
روابط بین الملل و علم اقتصاد میگوید چین نباید تحت هیچ شرایطی دست از حمایت ایران بردارد زیرا هر چقدر سهم آمریکا از نفت جهان افزایش یابد قدرت تولید این کشور افزایش پیدا میکند و در این راستا چین و روسیه و بلوک شرق آسیب خواهند دید و از طرفی دیگر قدرت استخراج و پالایش آمریکا در چاههای نفت غرب آسیا از کشورهای عربی بیشتر است و به مرور زمان سهم این کشورها از نفت خلیج فارس کاهش پیدا میکند.
اما چه باید کرد سوال مهم این روزهاست؛دکترین جمهوری اسلامی ایران باید نسخه ای تجویز کنند که فشار جنگ طلبی ترامپ و گوش به فرمان نتانیاهو بودن وی را مردم آمریکا بیشتر حس کنند به همین دلیل باید قبل از انتخابات میان دوره ای تصمیمی مبنی بر تحمیل شرایط سخت به آمریکا را بگیرند.
جمهوری اسلامی ایران اکنون باید در ادامه این جنگ توامانِ اقتصادی و نظامی راه حل را هم ممزوج ببیند که این کلاف در هم تنیده به تنهایی قابل باز کردن نیست پس باید ایران یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس را که زمینه تصرف راحت تری دارد را انتخاب کند تا با تصاحب آن کشور دست بالا را در مذاکرات پیش روی داشته باشد زیرا اگر تاریخ مذاکرات را ورق بزنید همیشه باید برای مذاکره کردن دست برتر را داشته باشیم اگر روزگاری ۱+۵ کشور مقابل ایران منتظر مذاکره بودند چون جمهوری اسلامی ایران بیست هزار سانتریفیوژ داشت یا در همجواری اسرائیل ، متحدی بنام سوریه و بشار اسد وجود داشت؛پس اکنون نباید زمین بازی ایران و دستان ایرانی خالی باشد و چه گزینه ای بهتر از بحرین برای اینکه ابتدا پایگاه آمریکا در خاک بحرین را فتح کنیم و سپس با تجهیز مردم شیعه و آزاده بحرین این کشور را در میز مذاکره با غربی ها در ترازوی خویش داشته باشیم.
گرچه باید در غرب آسیای بعد از این جنگ اردن را هم مانند سوریه دهه گذشته هم پیمان خویش کنیم اما در کوتاه مدت و برای دست برتر روی میز مذاکره مجبوریم بحرین را تصرف و مردمان آزاده اش را در برابر امریکا و حکام گوش به فرمان آمریکایی تجهیز کنیم.
گزینه بعدی جمهوری اسلامی ایران قبل از انتخابات میان دوره ای آمریکا، جنگ پیش دستانه با آمریکاست در واقع جنگی که بیشتر روی انتخابات این کشور تاثیر بگذارد و این جنگ هم باید توامان با موشک باران پایگاه های آمریکایی در منطقه غرب آسیا و رونمایی از بمب اتم باشد زیرا عاملی که باعث شکست جمهوری خواهان و ترامپ در انتخابات میان دوره ای این کشور می شود اتمی شدن ایران است که مردم آمریکا و مجلس این کشور پیامد جنگ با ایران را به اتمی شدن جمهوری اسلامی ایران توسط راهبرد غلط ترامپ تلقی کنند.
اما اگر هرچقدر جمهوری اسلامی ایران به امید مذاکره با آمریکا آن هم با دستان خالی دل خوش کند چیزی همچون بمباران مجدد ایران توسط آمریکا و متعاقبا آشوب و اغتشاش حاصل از افزایش ارز دامن کشور را می گیرد.
اگر به صحبت های امام شهیدمان حضرت آیت الله خامنه ای برگردیم می بینیم که ایشان فرمودند ما سلاح خطرناکتر از ناو داریم و این اشاره به عدمعقب نشینی توسط ایران بود حال اگر ما موضع عقب نشینی در منطقه را سرلوحه رفتار خویش قرار دهیم چیزی جز شکست نصیبمان نمی شود زیرا به امید کدام مذاکره و به امید کدام وعده آمریکا و ترامپ قمار باز که عهدش به هیچ تعهدی همیشگی نیست هسته ای شدن را تسلیم وی کنیم؟!
متاسفانه عده ای دیپلماسی را فقط در مذاکره می بینند و متوجه نیستند بخشی از دیپلماسی به مواضع ای هجومی و رفتار بین المللی و منطقه ای را شامل می شود.
و اگر شما در مذاکره دست خالی داشته باشید قطعا باید به مذاکره ای تن بدهید که نتیجه اش را طرف مقابل از قبل تعیین کرده است که به قول امام شهیدمان شرافتمندانه و عاقلانه نیست.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید