گزارشی از حسین پیام
گفتگو با علی اوسطی خادم اجتماعات شبانه در چهارراه نبرد تهران | روایتی از 230 شب میدان داری
از شب دهم اسفند و همزمان با اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، تجمعات شبانه در چهارراه نبرد تهران آغاز شد؛ حرکتی که به گفته حاجآقا اوسطی، خادم این تجمع، ابتدا با امکاناتی محدود شکل گرفت و بهتدریج با مشارکت مساجد، گروههای مردمی و همراهی نهادهای مختلف ادامه یافت. او در گفتوگو با روزنامه عصر ایرانیان، از تداوم حضور مردم، مطالبه انتقام و مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی، کمکهای مردمی برای تقویت بنیه دفاعی و رسیدگی به محرومان میگوید؛ روایتی از تجمعی که به گفته او، پس از ۲۰۰ شب همچنان با حضور اقشار مختلف مردم ادامه دارد.
این تجمع از چه تاریخی و در واکنش به چه رویدادی در چهارراه نبرد شکل گرفت و چگونه توانسته تا امروز بدون وقفه ادامه پیدا کند؟
این تجمع از همان شب اولی که شهادت رهبری بزرگوار اعلام شد، در این چهارراه شکل گرفت. در ابتدای کار، همه مساجد و گروهها برای حضور در این منطقه آمدند. این چهارراه سالیان سال به نام چهارراه کوکاکولا معروف بود که بعدها با کمک اعضای شورای شهر توانستیم نام آن را به چهارراه نبرد تغییر دهیم.
از شب اول، یعنی شب ۱۰ اسفند، بعد از نماز مغرب و عشا، در اینجا حضور پیدا کردیم. آن زمان فقط یک صندلی و چهارپایه گذاشته بودیم و سیستم صوتی مناسبی هم نداشتیم، اما بهتدریج این تجمع شکل گرفت.
مردم احساس کرده بودند با توجه به اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی که رهبری شهید از آن تعبیر به کودتا کرده بودند، حضور در خیابان و ناامید کردن دشمن از ایجاد اغتشاشات داخلی یک وظیفه است. مردم به حمدالله آمدند و امشب که شب دویستم است، شور و نشاط عجیبی از خودشان نشان دادهاند.
اداره و تداوم این حرکت مردمی چگونه انجام میشود و هماهنگی، اطلاعرسانی و مدیریت آن چگونه صورت میگیرد؟
طبیعتاً کاری به این بزرگی از عهده یک نفر خارج است. ممکن است در بعضی میدانها فقط پرچمگردانی یا پخش یک سرود برای یک ساعت انجام شود، اما اینجا که یکی از میادین اصلی تهران است، شرایط متفاوت است.
شهرداری در کنار ما قرار گرفت و سیستم صوتی و جایگاه را برای ما آماده کرد و کمکهای خوبی انجام داد. سپاه نیز در کنار ما بود. ناحیه شهید محلاتی و ناحیه دیگر نیز با توجه به قرار گرفتن این محدوده در مرز مناطق ۱۳ و ۱۴، امنیت اینجا را حفظ میکنند.
روحانیون و ائمه جماعات منطقه نیز به میدان آمدند. مسجد ما در کنار همین چهارراه قرار دارد و مسجد قدس نیز از مساجد محوری تهران است.
در همان اوایل کار، حضور آقایان ناصربخش و عالمبخش از نعمتهایی بود که خداوند برای این تجمع قرار داد و آنها کار اجرا را آغاز کردند. بهتدریج گروهی را تشکیل دادیم و هماهنگیها را انجام دادیم؛ اینکه چه فردی دعوت شود و چه برنامهای اجرا شود.
همه این اتفاقات بهتدریج شکل گرفت، چون در ابتدا نمیدانستیم قرار است چند شب در اینجا بایستیم. ابتدا فکر میکردیم چند شب بیشتر ادامه نداشته باشد، اما کمکم این حرکت گسترش پیدا کرد. اکنون گروهی داریم که با یکدیگر هماهنگ میکنیم و تلاش داریم مطالب و دستورهایی را که از سوی رهبری یا مراکز هماهنگی این تجمعات مطرح میشود، در این چهارراه اجرا کنیم.
غیر از مسجد قدس، چه مساجد دیگری در این محدوده در تجمع حضور دارند؟
از پایین و بالای منطقه در اینجا حضور پیدا میکنند. در محور خیابان پیروزی، مساجد مختلفی حضور دارند؛ از جمله مسجد زینب کبری، مسجد امام محمد تقی، مسجد انصارالمهدی، مسجد انبیا و مسجد انصارالحسین. در پایین منطقه نیز مسجد جعفری و مسجد علوی حضور دارند.
در مجموع، حدود ۱۵ مسجد در این تجمع مشارکت دارند و گاهی نشستهایی با ائمه جماعات و فعالان این مساجد برگزار میکنیم و از نظرات آنها استفاده میکنیم.
به نظر شما مهمترین انگیزه و مطالبه مردمی که در طول این ۲۰۰ شب در این میدان و تجمعات حضور داشتهاند چه بوده است؟ آیا این مطالبات در طول زمان تغییر کرده است؟
بین خودم و خدا، در این ۲۰۰ شب کوچکترین تغییری در مطالبات مردم ندیدهام. از شب اول، حرف از انتقام بود و تا همین امروز نیز ادامه دارد. از همان ابتدا مطالبه مردم مبارزه با صهیونیست و آمریکا بوده و شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نیز نشاندهنده همین موضوع است.
وقتی رهبری فرمودند منتظر تحقق مطالبات آن تفاهمنامه میشویم، مردم واقعاً مطالبهگری کردند. به نظر من و بسیاری از دوستانی که در اینجا حضور دارند، مردم واقعاً پای کار انقلابشان ایستادهاند؛ با تمام گرانی و تورمی که احساس میکنند، با تمام مشکلات داخلی، تحریمهای خارجی و سایه جنگ، مردم پای کشور و نظامشان ایستادهاند.
به همین دلیل، وقتی فردی که قبلاً مسئولیتی داشته است، سخنی میگوید، مردم ناراحت و معترض میشوند و میپرسند چرا یک فرد باید آنقدر قدرت یا جسارت پیدا کند که چنین سخنانی مطرح کند. مردم، مردم خوبی هستند.
بزرگترین چالش شما در حفظ این تجمعات که تاکنون بهصورت مستمر ادامه داشته، چه بوده است و حمایت و بازخورد مردم و ساکنان اطراف را چگونه ارزیابی میکنید؟
چه در خیابانهای اطراف و چه در خیابان پیروزی که منطقهای با حالوهوای بازاری است، کمترین ناراحتی را از مردم دیدهام. البته گاهی اعتراضهایی بوده، اما نمیتوان گفت که زیاد بوده یا مردم با اصل تجمع مشکل داشتهاند.
یک نکته مهم برای مردم این است که وقتی خیابان بسته میشود، خودروها به کوچهها و خیابانهای جانبی هدایت میشوند و مردم این موضوع را پذیرفتهاند؛ چراکه ترجیح میدهند امنیت وجود داشته باشد و اتفاقات گذشته تکرار نشود.
حتی بعضی از مغازهداران میگفتند قبلاً جرئت نمیکردند بیشتر از ساعت ۹ شب در مغازه بمانند، اما حالا تا ساعت ۱۱ شب میمانند، چون میدانند امنیتشان حفظ میشود.
البته گاهی برنامههایی خارج از زمان معمول تجمع برگزار میشود؛ مثلاً گروهی از ساعت ۱۲ شب تا ۲ بامداد برنامهای دارد که ممکن است موجب اعتراض برخی همسایهها شود، چون خواب و استراحت آنها مختل میشود. اما درباره زمان اصلی تجمع، ما نیز تلاش میکنیم کمترین فشار به همسایهها وارد شود و بهترین وضعیت ترافیکی در منطقه ایجاد شود. در این زمینه واقعاً اعتراض قابلتوجهی نشنیدهام
اگر قرار باشد پیام این تجمع در چهارراه نبرد را در یک پاراگراف به مسئولان ایران، مردم کشور و تصمیمگیران آمریکا منتقل کنید، آن پیام چیست؟
مردم هستند و ایستادهاند. مردم نظامشان را دوست دارند و مسئولان نیز باید این نکته را متوجه شوند. مردم فقط برای انتخابات پای کار نیستند؛ آنها انقلاب و کشورشان را دوست دارند.
مسئولان باید بدانند که برای این مردم، هر قدمی که بردارند و هر کاری که برای رفاه آنها انجام دهند، کمترین کاری است که میتوانند انجام دهند؛ چراکه این مردم واقعاً پای کار هستند.
برخی رسانههای خارجی و رسانههای معاند مدعی هستند که برای حضور مردم در این تجمعات به آنها پول داده میشود. در اینباره چه خاطرهای دارید؟
یک خاطره را برای ثبت در تاریخ میگویم. فکر میکنم شب دهم یا یازدهم بود که فردی به اینجا مراجعه کرد و یک سرویس طلا آورد. گفت این طلا را سالها قبل برای دخترش خریده بوده، اما حالا میخواهد آن را برای تقویت بنیه دفاعی کشور اهدا کند.
فردای آن روز، آن را تحویل دفتر مقام معظم رهبری دادیم و موضوع را نیز اعلام کردیم. بعد از آن، موارد دیگری هم اتفاق افتاد. چند کیلو طلا برای تقویت بنیه دفاعی به اینجا آورده شد. فردی میگفت خانه دارم و میخواهم آن را بدهم، فرد دیگری میگفت مغازه دارم و خانمی میگفت یک خودرو دارد و میخواهد آن را اهدا کند.
حتی یک خانم انگشتر نقرهای داشت که ارزش چندانی نداشت و آن را برای کمک آورده بود. همانجا برای آن مزایده برگزار کردیم. فرد دیگری که نقاشی میکشید، تابلویی آورده بود و میگفت ارزش آن چند میلیون تومان است و میخواهد آن را برای صنعت دفاعی اهدا کند.
پس از آن نیز مبالغ قابلتوجهی جمعآوری شد که همه به دفتر مقام معظم رهبری تحویل داده شد و رسید آن نیز به مردم ارائه شد.
پس از کمکهای مردمی برای تقویت بنیه دفاعی، آیا این کمکها در زمینههای دیگری نیز ادامه پیدا کرد؟
بعد از آن به فکر محرومان منطقه افتادیم. در شب عید قربان اعلام کردیم که مردم برای کمک مشارکت کنند. حدود ۳۰ گوسفند و دو رأس گوساله قربانی کردیم و برای حدود ۶۰۰ خانواده شناساییشده در همین منطقه، گوشت تهیه و توزیع شد.
حدود یک ماه قبل نیز به ما خبر دادند که در منطقه منوجان در جنوب استان کرمان، حدود چهار هزار خانوار کپرنشین برای زندگی و تأمین نیازهای اولیه خود به آرد نیاز دارند. ما اعلام کردیم و توانستیم برای این چهار هزار خانوار آرد تهیه کنیم و خودمان آن را به منطقه بردیم و توزیع کردیم.
در همین منطقه نیز مسجدی نیمهکاره داشتیم. مردم کمک کردند و اکنون مسجد در مراحل پایانی ساخت قرار دارد.
در ایام محرم نیز اینجا از حالت یک تجمع معمولی خارج شد و به حسینیه چهارراه نبرد و تکیه خیابان تبدیل شد. مردم در این مراسم شرکت کردند و روزهای بسیار خوبی در کنار آنها رقم خورد.
همه اینها نشان میدهد که مردم حاضرند با یکدیگر همدلی کنند و در کنار هم بایستند تا کشورشان به دست نااهلان نیفتد.
در جریان این مدت، آیا اتفاقات امنیتی یا تهدیدهایی هم وجود داشته است؟
شبهایی را اینجا گذراندیم که اتفاقات مختلفی رخ داد. پیش از یکی از شبها تهدید کرده بودند که برق تهران را هدف قرار میدهند. در انتهای خیابان پیروزی نیز یکی از تأسیسات برق قرار دارد و در آن شب اتفاقی برای آنجا افتاد و برق قطع شد. با وجود این شرایط، مردم به خانه نرفتند و ایستادند و شعار دادند.
شبی هم که تأسیسات نفتی شهرری مورد حمله قرار گرفت، مردم انعکاس نور آن را در آسمان دیدند، اما باز هم ایستادند.
یک شب نیز به ما اعلام کردند که در برخی شبکههای معاند گفته شده چهارراه نبرد را هدف قرار میدهند تا تجمع تعطیل شود. من همان ابتدا آمدم و موضوع را به مردم گفتم. مردم ایستادند و گفتند میمانیم.
در طول این مدت، شهدای زیادی داشتیم و مراسم تشییع و بزرگداشت تعدادی از شهدا از اینجا برگزار شد. مردم میآمدند، شهدا را میدیدند و با وجود نگرانی و اضطراب، میایستادند.
در همان روزها، افرادی میآمدند و میپرسیدند قیمت یک پهپاد یا یک موشک چقدر است و میگفتند میخواهند برای تقویت بنیه دفاعی کشور کمک کنند. این مردم نسبت به کشور، رهبرشان و وجببهوجب خاکشان احساس مسئولیت دارند.
مسئولان باید قدر این مردم را بدانند و دشمنان نیز باید بدانند که اگر تصور کردهاند روزی مردم اجازه تجاوز به کشورشان را میدهند، چنین تصوری اشتباه است
در ابتدا تصور میکردید این تجمع تا چه مدت ادامه داشته باشد؟
ما در شبهای اول نمیدانستیم این تجمع تا چه زمانی ادامه پیدا میکند. فکر میکردیم شاید ۱۰ شب یا ۲۰ شب بایستیم، اما همان زمان هم میگفتیم اگر لازم باشد ۲۰۰ شب میایستیم.
امشب شب دویستم است و مردم خسته نشدهاند. حتی در روزهایی که فکر میکردیم به دلیل مناسبتهای مختلف مردم کمتر حضور پیدا کنند، جمعیت بیشتر شد.
در روز قدس، سال تحویل، سیزدهبدر و حتی چهارشنبهسوری، مردم آمدند و در برخی از این شبها جمعیت بیشتر هم شد.
ما با تصور خود فکر میکردیم شاید مردم کمتر بیایند، اما هر بار بیشتر آمدند. پیرمرد آمد، پیرزن آمد، جوان آمد، کودک آمد و هرکس توانست، خودش را به اینجا رساند..
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید