یادداشت از طیبهالسادات غفاری – استان کهگلویه و بویراحمد، شهر دهدشت
سناریوی جدید غربگرایان برای نجات خود از انزوا
در دنیای پیچیده امروز، اطلاعات نه تنها خبر، بلکه ابزار تعیینکننده قدرت و میدانی برای جنگ شناختی است. وقتی جریانی در داخل کشور، بهجای تحلیل واقعگرایانه و مبتنی بر منافع ملی، اطلاعات مخدوش و جعلی را پمپاژ میکند، نباید آن را صرفاً یک خطای رسانهای یا لغزش کلامی یک چهره سیاسی قلمداد کرد؛ بلکه باید آن را به چشم یک عملیات شناختی و ترکیبی دید که هدفش ضربه به امنیت ملی، مختلکردن دیپلماسی مقتدرانه کشور و در نهایت، تضعیف موقعیت راهبردی ایران در سطح بینالمللی است.
چرایی این جعل اخبار و مخالفتها را باید در بنبست راهبردی جریان غربگرا جستوجو کرد. این جریان، سالها تمام تخممرغهای سیاست خارجی خود را در سبد تفاهم با غرب و لیبرالیسم اقتصادی گذاشت؛ اما زمانی که این سبد با بدعهدیهای مکرر واشنگتن فرو ریخت، به انزوا دچار شد.
برخی، تحولات اخیر در منطقه و فشارهای داخلی را رویدادهایی جزیرهای و جدا از هم میبینند؛ اما واقعیت این است که ما با یک عملیات ترکیبی سراسری روبهرو هستیم که تفاهمنامه در آن، نه یک توافق دیپلماتیک، بلکه یک فریب بزرگ برای تجدید قوای دشمن در جبهههای مختلف بود. این تحرکات، تکههای یک پازل هستند که هدف نهایی آن، تخریب روحیه اجتماعی و سلب تابآوری ملی است.
این پازل فریب را باید در سه لایه همزمان دید:
1 – لایه منطقهای: خنثیسازی بازدارندگی ایران
دشمن با استفاده از فضای تفاهمنامه، در حال بازسازی جبهه خود است:
- در تنگه هرمز: به دنبال ایجاد یک کریدور تحت نظارت آمریکایی هستند تا با مدیریت قیمت نفت، اهرم بستن تنگه هرمز را که بزرگترین کابوس غرب بود، از دست ایران خارج کنند.
- در جبهه لبنان: سناریوی فشار سیاسی از درون لبنان بر حزبالله با هدف تثبیت جای پای دشمن در ارتفاعات استراتژیک و حیاتی «علیالطاهر» که عملاً تهدیدی دائمی بر امنیت مقاومت ایجاد میکند.
- در جبههی عراق: تلاش گسترده برای همسویی دولتمردان عراق برای خلع سلاح نیروهای مقاومت و قطع ید ایران در جنگ آینده.
2 – لایه داخلی: تجدید قوای جریان کودتا
در داخل کشور، جریان کودتا از فضای ایجادشده برای تنفس دوباره استفاده میکند:
- رهاسازی فضای مجازی برای استقرار اتاق جنگ روانی دشمن در کف گوشیهای مردم.
- ایجاد دوقطبیهای کاذب مانند «خیابان/غیرخیابان» و «مذاکره/جنگ» برای پارهپاره کردن انسجام ملی.
- فشار اقتصادی هدفمند برای خسته و درمانده کردن مردم از درون.
- حمله به بهانههای واهی و شروط خودساخته نسبت به روسیه و چین برای به چالش کشیدن روابط بینالمللی سازندهی ایران.
3- جنگ چهارجبههای؛ کلیت نبرد
امروز در چهار جبهه به صورت همزمان درگیر هستیم؛ چهار جبههای که باید آنها را با هم دید:
- نظامی: تقابل با آمریکا، اسرائیل و گروهکهای تروریستی.
- اقتصادی: تقابل با تحریمهای بیرونی و لیبرالهای اقتصادی داخلی.
- فرهنگی: تقابل با تهاجم سبک زندگی غربی توسط نرمالسازهای فرهنگی.
- سیاسی: تقابل با سازشکاران با سلاح آدرسهای غلط سیاسی.
نمودهای بیرونی هر کدام از مباحث مطرحشده به وفور در اظهارات اخیر سیاسیون موجود است. ادعای اخیر مرعشی درباره شروط چین برای ایران، نمونهای بارز از این دست بود؛ خبری کذب که قطعهای از پازل بزرگتر پروژه ناامیدی و دوقطبیسازی کاذب محسوب میشود. این ادعاها با هدف ایجاد تردید در اثربخشی همکاری با شرق طراحی شده تا کشور را به انفعال کشانده و دوباره به مسیر مذاکرهی نابرابر با آمریکا سوق دهند. این، دقیقاً بخشی از پازل جنگ سیاسی آنهاست.
از طرفی نمونهای که سید جواد حسینیان (عضو اتاق بازرگانی) فاش کرده، مصداق بارز نفوذ در جبهه اقتصادی است: در حالی که تأکید بر واردات نهادههای دامی از مرزهای امن و استراتژیک شمالی (روسیه و قزاقستان) است، برخی در بدنه دولت، با اصرار عجیب، مجوز واردات را به سمت مسیرهای پرریسک برزیل (از طریق دریا) هدایت میکنند! این تصمیمات، عملاً مسیرهای جایگزین شمالی را قفل کرده و وابستگی به خطوطی را افزایش میدهد که آمریکا بر آنها مسلط است.
این یعنی دقیقاً همان همکاری نانوشته با محاصره دریایی دشمن توسط لیبرالهای داخلی. برخلاف القائات، پکن مبادلات تجاری و صادرات نفت ایران را در اوج تنشها ادامه داده و این نشاندهنده شکست استراتژی آمریکا در انزوای ایران است. چین و روسیه، خواهان عبور از نظم تکقطبی تحت سلطه آمریکا و ایجاد یک نظم جهانی چندوجهی هستند. در این جهان پیچیده، هر کشوری به دنبال منافع خود است و چین و روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
در مناسبات حال حاضر، منافع راهبردی آنها ایجاب میکند که با ایران همکاری کنند.این هدف، مستقیماً با منافع ایران در جهت استقلال واقعی و عبور از هژمونی غرب همراستا است.در این فضا اگر ادعاهای خلاف واقع چهرههایی چون مرعشی را در کنار کارشکنیها در تخصیص مجوزهای واردات نهاده از شمال قرار دهیم، صحبتهای رئیسجمهور در شانگهای را به یاد آوریم، فضاسازیها درخصوص رسانه ملی را اضافه کنیم، ایجاد دوگانهسازیهای موهوم مثل «معیشت/خونخواهی» را ببینیم و موارد بیشمار دیگری را کنار حمله به مردم مبعوث در خیابان بگذاریم، تصویری شوم و یکپارچه نمایان میشود: همافزایی فشار خارجی با خط نفوذ و سازش داخلی.
لذا در این نگاه کلان، تضعیف ارتباط ایران با چین و روسیه، نه یک روند ساده، بلکه یک اولویت راهبردی برای این جریان است که با جعل اخبار و تخریب متحدان، به دنبال تحقق آن است.
جریانهای سازشکار، لیبرالهای اقتصادی و نرمالسازهای فرهنگی، با هر ظاهری، در هر لباس و جایگاهی و در کالبد هر جریان سیاسی باید بدانند که سیاست خارجی و معیشت مردم، عرصه قمار منافع حزبی، کاسبی واردات و توهمات لیبرالی نیست. این روند نفوذ و کارشکنی باید متوقف شود و کشور و جریان انقلابی میبایست تمامقد در برابر این خط تخریب ایستادگی کنند.
ملت و جریان انقلابی، جبهه نبرد را بهخوبی میبینند و اجازه نخواهند داد آدرسهای غلط سیاسی و مانعتراشیهای اقتصادی و فرهنگی، ثمره مقاومت ملی را قربانی کند. مردم میدانند عملیات شناختی شما با جعل اخبار و سیاستگذاریهای متناقض، دو بال یک پرنده برای تکمیل پازل جنگ ترکیبی دشمن علیه امنیت ملی ایران است و پاسخ جریانسازیهای خائنانه را محکم و در زمان مناسب خواهند داد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید