یادداشت از علی باقری – استان سمنان، شهر شاهرود
اساسا هر نبردی در یک نقطه خاتمه می یابد لکن صورت مسئله، چگونگی پایان بندی و درواقع طریقه و نحوه قاب بندی سکانس های غایی جنگ است.
در این مدت اخیر، کمابیش در محافل، گعده ها، تشکل های دانشجویی و برنامه های خبری تحلیلی در قاب رسانه ملی، شاهد گفت و گو ها و بعضا مناظره ها و مباحثات متعددی توسط اساتید و صاحبنظران علوم سیاسی و روابط بین الملل بوده ایم. کلیشه ای ترین مبحث مورد جدل و تضاد آرا ، به طور قطع به موضوع چگونگی پایان و خاتمه تهدید های بیگانه و دفع و رفع سایه جنگ از سر کشور اطلاق می شود.
فارغ از این نکته اهم، که چه شیوه نامه های تخصصی و فطری را می بایست اتخاذ کرده و ترتیب اثر و سپس اعمال نماییم که بازدارنده شود و امنیتی درون زا و پایدار برای کشور پدید آورد ، باب یک تئوری و درحقیقت اندیشه حائز اهتمام باید همواره باز و گشوده بماند که به طریق اولی چه باید کرد و یا فی الواقع چه افعال و ترک فعل هایی را به وجه وقوع برسانیم که امنیت و منافع ملی را محقق سازد!
حقیقتا 250 شب مقاومت و رشادت ملت متمدن و متدین ایران اسلامی نیز مثال زدنی بوده که موجب گشته نقطه ای از تاریخ کهن و عظیم بشریت و جهان اسلام را به نفع خود مصادره کنند و در حد مطلوبی هم انصافا عوامل شکل گیری امنیتی پایدار و بازدارندگی ملی را در برابر دسایس خصوم و خِصام یهودی_صهیونی ما مرقوم ساخته است. در مجاورت این جبهه مردمی، در محور های دانشگاهی وطن نیز، الحق بیداری و جنبش مومنانه مقبولی رویت شده و کرسی ها و سلسله مباحثات پرتعدادی برپا شده به جهت راهیابی به پاسخ جامع و عقلائی بدین پرسش که “چه باید کرد که دیگر جنگ نشود!؟”
دیدار اخیر دبیر شعام با مقام معظم رهبری با چنین محوریتی برگذار شد.
دکتر محسن رضایی و متفقا حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر انقلاب، بهالصّراحه اشاره کردند که زین پس مطلقا نباید درپی آتش بس های بی پایه و اساس و تفاهم نامه های ضعیف متجانس با ترکمانچای، گلستان، آخال، پاریس و موارد مشابه اینان باشیم و از قضا به العکس که حکما باید طوری عمل کنیم که برای همیشه چرخه شوم “جنگ ، آتش بس ، مذاکره” و یا مصداقا همان حالت نه جنگ نه صلح منقطع گردد.
خدا قوت
ما باید بدنبال ثبات منطقه ای با محوریت قدرت اول و بلامنازع خاورمیانه یعنی جمهوری اسلامی ایران باشیم و این مهم و اصل راهبردی الزاما با رفع دائمی خطر و تهدید ترور میسر می شود نه صرفا با دفع موقت و گذرای خطر.!
اخیرا مسئله مهمی سرتیتر روزنامه ها و پایگاه های خبری تحلیلی کشور شده است.
دکتر امیرحسین ثابتی یکی از نمایندگان جوان مجلس شورای اسلامی در یک نشست برخط تلویزیونی طی یک تخاطب و مناظره مجدانه ای که با یکی از کارشناسان آن برنامه تلویزیونی داشت، دکترین پایان بندی دائمی تنش و درگیری از سر کشور را مطرح کرد که قابل بررسی میباشد.
واکاوی و تفتیش صفرتاصدی و تفصیلی این گفت و گو در این مقال نمیگنجد لکن می شود مختصرا به بخش برجسته و مرتبط با این مرقومه اشاره کرد.
آقای دکتر ثابتی جزو افراد و کارشناسانی است که معتقدند برای تثبیت نظم ایرانی و پایداری امنیت و رفاه ملت در منطقه الزاما و اجبارا احتیاجی به انعقاد عقود حقوقی و دیپلماتیک و پیمان نامه های تعجیلی و بی پشتوانه تضامنی نبوده، نیست و نخواهد بود.
لذا ایشان در پاسخ به استدلال آقای وحید خضاب (مترجم و پژوهشگر) مبنی بر اینکه قاب بندی نهایی نبرد های بزرگی همچون جنگ آمریکا و ویتنام و یا تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان در نزاع ۳۲روزه، جملگی با دیدار های دیپلمات ها و مشخصا امضای توافقنامه های صلح و متضمن اتمام جنگ همراه بوده است؛ که امیرحسین ثابتی چنین رویه و سخنی را به طور اصولی مردود دانست ولی در ادامه کلیت و بنیاد این ادله که سکانس پایانی هر جنگ را در صورت لزوم می توان با نقش آفرینی عرصه و میدان دیپلماسی متصور باشیم را، تایید کرد. که در این نقطه از بحث، طرفین به یک تسالم عقیده و وحدت نظری دست یافتند.
حال لازم است فارق از مسائل شیرین بازی های سیاسی(مشروط بر اینکه بر وحدت ملی در این مقطع آسیب نزند)، و جدا از دیدگاه های تحزبی و جناحی بنشینیم با مطالعه و تورق عمیق تاریخ با بینش و بصیرتی صحیح، حقایق و واقعه های رخداده در گذشته را کشف کنیم و عبرتی سازیم برای آینده و امنیت ملی مان.
در انتها باید توجه داشته باشیم که لزوما درگیری ها و خصومت های حقوقی ، دیپلماتیک و یا نظامی حاکمیت ها، با مذاکره متوقف نمی شود چه بسا که تجربه اثبات کرده است که دست کم دو مرتبه آمریکایی ها ایران را در بحبوحه مذاکرات بازیچه خود قرار داده و بنا بر اذعان و اقاریر مقامات ارشد پنتاگون و شخص دونالد ترامپ، در اصل مذاکرات مسقط و ایام تفاهم نامه MOU که هنوز جوهر امضای ترامپ و مسعودپزشکیان خشک نشده بود نبرد ۱۷ روزه در نوار جنوبی کشورمان برما تحمیل کردند، یک طرح و استراتژی فریب جهت اتلاف وقت و جبران تسلیحات و ادوات هدر رفته سنتکام محسوب می شد.
بنا بر این باید بدین موضوع به یک اصل و نظریه متقن نگاه کرد که اول باید ثمره مقاومت در کف میدان پیاده بشود و استحصال ایستادگی تمام عیار در برابر ضربات نرم و سخت متجاوز علاوه بر تثبیت سیاسی بر دشمن تفهیم نیز بشود، سپس به طور فی نفسه دشمن نظم و آن ساز و کار و رژیم حقوقی_سیاسی ما را مثلا در خصوص ایجاد قواعد و مکانیزم نوین در تردد کشتیرانی در تنگه هرمز را می پذیرد و بعد از آن طبعا دست از غارت و یورش بر میدارد زیرا اساسا نا امیدی و خوف از عواقب تهاجم آنان را به فکر وا میدارد.
ابتدا باید امریکایی ها و اذانب و ایادی مزدورشان نظامنامه تدوینی و تقنینی جمهوری اسلامی را بپذیرند و بدان احترام بگذارند در آن صورت می توانیم به قوت مدعی شویم که امنیت را برای مملکت و منطقه مترتب ساختیم و پس از آنکه نظم جدید ایرانی به عنوان ابرقدرت یکه تاز و صدرنشین جامعه جهانی بر همگان تفهیم ، تثبیت و تحکیم گردد درواقع فتح تمامی قلل توسعه حاصل شده است و یکی از آرمان های ایدیولوژیستی و کلان رهبر شهید انقلاب پیش از آزادسازی قدس شریف محقق گشته است به لطف پروردگار و با عنایت و دعای خیر سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. ان شاءالله.






دیدگاهها ۰