امروز: 1405/08/11 ساعت : 19:02
  • سرمقاله
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • حکم به ابتکار و نوید نظم جدید

    پس از دیپلماسی، رهبری تکلیف میدان را نیز تعیین کردند؛ پرهیز از تحجر و اتخاذ ابتکارات متنوع به سوی تمدن نوین اسلامی

    خلاف رویه‌ای که بعضا پسا آتش‌بس پی گرفته شد و مجموعا منتهی به پیام علی‌الاصول ایشان در مخالفت با تفاهم، تغییر دبیر شعام از ذوالقدر به رضایی و بنا به مخاطب نامه اخیر ونس، عهده‌دار شدن ارتباط با آمریکایی‌ها توسط رضایی و نه قالیباف، شد.

    به بیان مصداقی، با اینکه یکی از شروط طرح ۱۰ماده‌ای اعلامی شعام پس از آتش‌بس ۱۹ فروردین، توقف جنگ در همه جبهه‌ها بود، رژیم صهیونی ساعاتی بعد، حملات وحشیانه‌ای به لبنان انجام داد و بیش از ۳۰۰ لبنانی را به شهادت رساند. در واکنش، فرمانده نیروی هوافضا نوشت: «میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است» و سپاه بیانیه داد: «اگر تجاوزات به لبنان فوراً خاتمه نیابد، پاسخ پشیمان‌کننده‌ای به متجاوزان خواهیم داد.»⁠ اما پاسخی داده نشد و منتقدان گفتند برخی برای لطمه ندیدن مسیر مذاکرات، مانع شدند. تا جایی که دو ماه بعدتر و علی‌رغم ادامه تجاوزات رژیم به لبنان و اعلام پایان جنگ در لبنان به عنوان پیش‌شرط شرکت در مذاکره اسلام‌آباد، دیپلمات‌های ایرانی به سمت جلسه مذاکره پرواز کردند. حالا بیانات رهبری در دیدار با دبیر شعام و فرماندهان نظامی، بی‌پرده راه را مشخص می‌کند.

    یا تجاوزات رژیم به ضاحیه بیروت و عبور از خط قرمز اعلامی ایران در خردادماه، که با پاسخ جانانه و هدف گرفتن خاک رژیم از سوی ایران همراه شد و قرارگاه حضرت خاتم‌الانبیا (ص) به آن مناسبت پیام داد و جنوب لبنان را نیز به خطوط قرمز خود اضافه کرد: «ارتش صهیونیستی باید حملات خود به “جنوب لبنان” و ضاحیه را متوقف نماید و در صورت گسترش حملات خود به آن منطقه یا پاسخ به اقدام ایران، با ضربات کوبنده‌تر و پشیمان‌کننده‌تری روبه‌رو خواهد شد»؛ اما در ادامه رژیم مجددا به جنوب تعرض کرد که با پاسخی از سوی ایران مواجه نشد. روزهایی در بحبوحه رسیدن به تفاهم اسلام‌آباد. که منتقدان دوباره علت عدم پاسخ را لطمه ندیدن مسیر دیپلماسی می‌دانستند. اما همه این خویشتنداری‌ها نهایتا به تعبیر رهبری عزیز، به تجربه‌ی تاریک دیگری از جنایت و بدعهدی آمریکا ختم شد؛ نه رفع تحریم، پایان جنگ، آزادسازی دارایی‌های ایران، پرداخت غرامت و خروج از منطقه.

    دیگر ابتکار حکم‌شده رهبری به فرماندهان، تعیین زمان و شرایط پایان جنگ توسط ملت ایران و نیروهای مسلح بود؛ کنایه‌ای به نحوه پایان جنگ‌های اخیر، از جمله رمضان که ایشان آن را نه آتش‌بس بلکه سکوت موقت صحنه نبرد خواندند. جنگی که منتقدان معتقدند پیش از ایجاد بازدارندگی پایدار و به التماس و خواست دشمن آمریکایی پایان یافت.

    ابتکار دیگر ایشان خواستِ به‌روزرسانی بانک اهداف بود؛ چیزی شبیه به آنچه اخیرا سرلشکر رضایی، دبیر شعام و نماینده ایشان اعلام کرد که: «در صورت ازسرگیری درگیری نظامی با آمریکا، زیرساخت‌های فناوری در منطقه، از جمله مراکز داده، کابل‌های ارتباطی و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی، ممکن در فهرست اهدافند که ارزش‌شان بیش از ۲ تریلیون دلار است.»

    دیگر ابتکارات حکم شده رهبر انقلاب، تقویت معماری اطّلاعات نظامی، تعمیق دفاع بومی در دو حوزه «دکترین» و «تاکتیک» و رشد توانمندی‌های روزآمد دفاعی و امنیتی با بهره‌گیری از فنّاوری‌های نوین بود.

    ابتکاراتی که مجموعا در دهه‌ها پساانقلاب، هر دشمنی را به زانو درآورده و وجب به وجب خاک کشور را حفظ کرده‌اند. شاهکارهایی با امکانات کم اما با خودباوری و عدم وادادگی و مرعوب شدن که اگر در زمینه‌های دیگر پی گرفته می‌شدند، شاهد ضعف‌ها و خسارات امروز نمی‌بودیم؛ مانند مذاکراتی که از سعدآباد و برجام تا اسلام‌آباد و منتهی به جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، آورده‌ای نداشتند بلکه بخشی از دستاوردهای حاصل از ابتکارات سایر حوزه‌ها را در قبال تقریبا هیچ واگذار کردند. از ۱۱ تن اورانیوم غنی‌شده و قلب رآکتور تا تنگه هرمز.

    مسیری که هر بار نتیجه و خسارت یکسان داشته و تکرارش مطابق لغت‌نامه‌ها، «تحجر» است؛ رهبری حکیم اما حالا صریح‌تر از همیشه، هرگونه اقدامی متعاقب تعهدات مذاکراتی را پیش از تحقق ۷ شرط، مردود دانستند. بر خلاف اسلام‌آباد که جهت تثبیت پیروزی میدان، در عین تحجر، منتظر تحقق وعده‌های دشمن برای بازگشایی تنگه نماندیم.

    وحدت ساحات نیز با کنار کشیدن ایران از جنگ برای تفاهم، تنها آسیب دید و برهه‌هایی با اقدام میدانی التیام یافت. حالا راه مشخص است و تحجر نیست؛ بلکه وحدت ساحات که به تعبیر رهبری متغیّری تعیین‌کننده با تأثیر راهبردی در شکل‌دهی به نظم جدید سیاسی و امنیتی در غرب آسیا است و با اتحاد ملّت‌ها و دولت‌های اسلامی، زمینه برای شکل‌گیری تمدّن نوین اسلامی فراهم خواهد شد.

    پرتگاه‌های رسیدن به قله وعده‌داده‌شده رهبری شهید و تمدن نوینی که خلف صالح ایشان ذکر می‌کنند، تحجر و خطاهای محاسباتی است؛ رهبری حالا صریحا از آن‌ها نهی و همگان را به ابتکارات تازه در برابر حیله‌های دشمن جانی توصیه می‌کنند.

    تکلیف میدان نیز 4روز پس از دیپلماسی، صراحتا از سوی رهبری، در دیدار با فرماندهان نظامی تعیین شد. حکم کردند به ابتکارات مختلف: پاسخ به دشمن بدون محدودیت جغرافیایی، تعیین زمان و شرایط پایان جنگ احتمالی توسط ایران و به‌روزرسانی بانک اهداف. و نوید دادند نظم جدید منطقه که محصول وحدت جبهه‌های مقاومت است، نهایتا به تشکیل تمدن نوین اسلامی منجر خواهد شد. ایشان پیش‌تر نیز در دیدار با دبیر شعام، «تحقق شروط مطرح شده» را به عنوان تضامین عینی، پیش‌شرط هرگونه اقدام دانستند. یعنی گذر کردن از سه تجربه مشابه مذاکراتی که متحجرانه، هر بار جنگ آورد و در مرتبه سوم ابتکارات چشم‌نواز میدانی را با غفلت از تسری آن‌ها به سایر بخش‌ها، نتوانست تثبیت کند.

    ابتکاراتی که تحت فرماندهی مستقیم رهبری شهید بر میدان، طی دهه‌ها ادامه یافت تا ایران را در جنگی نابرابر و نامتقارن بر مجموعه‌ای با حدود هزار و پانصد میلیارد دلار بودجه نظامی، برتری دهد. آواکس و اف‌۳۵ زدیم و در کنار تخلیه ذخایر راهبردی موشک‌های گران‌قیمت پدافندی، رادارها و تاسیسات آمریکایی در سراسر منطقه را نابود و چشمانش را کور کردیم. جنگی منطقه‌ای که تحقق یکی از آخرین ابتکارات اعلامی رهبری شهید پس از جنگ ۱۲روزه بود؛ که کارگر افتاد و یکی از آثارش یعنی افزایش قیمت انرژی، موجب التماس دشمن برای آتش‌بس و فشار بر آمریکا و شرکا تا همین امروز، علی‌رغم تحجر اسلام‌آبادی و بازگشایی بی‌تضمین تنگه بوده است. حالا خلف صالح ایشان عاقبت هرگونه نه‌جنگ، بلکه هر سطح و نوعی از تهدید را پاسخی بدون محدودیت جغرافیایی اعلام کرده‌اند.

    حمید لشگری

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم