افتتاح طوطی
انتشارات طوطی از آن باسابقهها در صنعت نشر ایران هست. پشت این اسم معتبر داستانهای زیادی هست که چه شد به اینجا رسید. عزیز آقا یک کتابفروش و کتاب خوان حرفهای بود. ولی احساس کمبود داستان و حرف خودمانی برای یک ایرانی را شدیداً خالی میدید. یعنی حرف ایرانی برای مخاطب ایرانی. از چند تا نویسنده و ناشر نظرشان را پرسید. خیلیها، چه از نویسندگان و چه ناشران با عزیز آقا موافق بودند؛ گفتند اگر ایدهای داری پای کار هستیم. ولی وقتی زمان شروع حرکت شد مِنمِن کنان شدند. همه نه ولی خیلیها. آقاجعفر، حشمتخان، حاجآقا اسدی، دکتر عبداللهی، خانم موسوی و خانم افشاری از کسایی بودند که پای ایده عزیز آقا ایستادند و همراهش بودند.
حوالی سال ۱۳۴۲ بالاخره عزیزآقا با وجود تمام سختیها انتشارات طوطی را تأسیس کرد. خودش شور، علاقه و توانایی مدیریت را داشت ولی گفت بگذار یکی از نویسندهها که مورد تایید همه باشد را بگذاریم. خودش هم از ته دل راضی نبود. با اجماع نظر، محمد خالقی از نویسندههای باتجربه و متعهد و متدین مسئولیت نشریه را بر عهده گرفت.
دو سال بیشتر از مدیریت آقای خالقی نگذشته بود که انتقادات بالا گرفت. وقتی دوستان طبق عادت همیشه دور هم جمع شده بودند بحث به سمت نشر طوطی و کتابهای منتشر شده رفت؛ حشمتخان کنایه زد که ” صد رحمت به آن خارجیها. حداقل این بود که با زاویه تهاجم فرهنگی میخوندیم. حالا همونها منتشر میشه ولی به اسم خودیها ” آقای دکتر هم گفت “خب شاید داشتههامون در همین حد است” خانم موسوی ادامه داد که ” دکتر یعنی میخوای بگی نویسنده ایرانی فقط بلده کپی کنه؟ یعنی خودش ایده نداره؟؟؟” خانم افشاری به شوخی گفت ” این بود آرمانهای ما” بعد از این حرفها عزیز آقا مطمئن شد که باید خودش کارها را دست بگیرد. آخر مگر میشود صرفاً با تغییر دادن اسم جک به مجید مدعی شد که رمان ایرانی نوشتیم؟؟؟
شروع مشکلات آقای عزیزی در انتشارات طوطی ان شاءا… هفته آینده
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید