برای تغییر یک جامعه، همیشه لازم نیست مستقیماً سراغ همه مردم رفت؛ گاهی کافی است جایگاه یکی از مهمترین ارکان آن جامعه تغییر کند. در ایران، یکی از این ارکان، زن و خانواده است؛ چراکه خانواده نخستین مدرسه تربیت و زن، بهویژه در نقش مادری، یکی از مهمترین حلقههای انتقال فرهنگ و هویت به نسل آینده است.
تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که مسئله زن، بارها فراتر از یک انتخاب شخصی، به میدان سیاست و پروژههای فرهنگی تبدیل شده است. در دوره رضاشاه، سیاستهای مدرنسازی و سکولاریزاسیون دولت با تغییرات گسترده در زندگی زنان همراه شد و در ۱۳۱۴، کشف حجاب به سیاست رسمی حکومت تبدیل و با اجبار اجرا شد. دانشنامه ایرانیکا نیز این سیاست را در چارچوب تغییرات اجتماعی و فرهنگی دوره پهلوی ثبت کرده است.
اما امروز، اثرگذاری فرهنگی الزاماً با اجبار مستقیم اتفاق نمیافتد؛ گاهی از مسیر تغییر تعریف زن از خودش رخ میدهد.
و اینجاست که باید دو مسیر متفاوت را شناخت.
مسیر اول؛ زنِ هویتمند را از خانواده جدا کن.
زنی را تصور کنیم که از نظر اعتقادی و هویتی محکم است؛ حجاب دارد، خانواده را ارزش میداند و مادری و همسری را بخشی از هویت خود میشناسد. برای چنین زنی، نمیتوان مستقیماً خانواده را بیارزش جلوه داد.
پس مسیر دیگری شکل میگیرد: تغییر تعریف موفقیت.
به او گفته میشود موفقیت یعنی مدرک بالاتر، شغل بهتر، درآمد بیشتر، جایگاه مدیریتی بالاتر و حضور اجتماعی گستردهتر.
هیچکدام از اینها ذاتاً ضد زن یا ضد خانواده نیست. زن ایرانی حق دارد تحصیل کند، استاد دانشگاه شود، مدیر باشد، پژوهشگر و کارآفرین باشد و در جامعه اثرگذار شود.
مسئله از جایی آغاز میشود که آرامآرام به او القا شود: برای موفق شدن، باید از خانواده هزینه بدهی.
مادری تبدیل میشود به مانعی برای پیشرفت؛ همسری به مسئولیتی دستوپاگیر؛ و حضور عاطفی و تربیتی در خانه به چیزی که باید تا حد امکان کاهش یابد.
اینجا دیگر کسی به زن نمیگوید «خانواده را رها کن»؛ کافی است آنقدر موفقیت را بیرون از خانه تعریف کنیم که زن خودش احساس کند برای رسیدن به قله، باید از خانه فاصله بگیرد.
این نگرانی با واقعیتهای جهانی درباره کار و خانواده نیز قابل بررسی است. UN Women گزارش میدهد زنان و دختران در جهان بیش از ۲.۵ برابر مردان وقت صرف کار مراقبتی و خانگی بدون مزد میکنند؛ مسئلهای که بر فرصتهای آموزشی و شغلی آنان اثر میگذارد.
مسیر دوم؛ زنِ کمپشتوانه از اعتقادات دینی و شخصیتی را از حیا و عفت جدا کن.
اما همه زنان از نظر اعتقادی در یک نقطه نیستند. برای زنی که پشتوانه فکری و ایمانی ضعیفتری دارد، ممکن است مسیر دیگری اثرگذارتر باشد: تغییر نگاه او به بدن، زیبایی و جذابیت.
اینجا رسانه و فرهنگ تصویری اهمیت پیدا میکند؛ جایی که زن ممکن است بهتدریج نه با اندیشه و شخصیتش، بلکه با ظاهر و میزان جلب توجهش سنجیده شود.
پژوهش منتشرشده درباره زنان ایرانی نیز نشان داده است که فشار ناشی از معیارهای اجتماعی جذابیت جنسی و پیامهای عینیتبخش درباره بدن، با تجربه شرم بدنی و تصویر فرد از خود ارتباط دارد.
در این مسیر، دیگر لازم نیست کسی به زن بگوید «خانواده را کنار بگذار». کافی است حیا را عقبماندگی، پوشیدگی را محدودیت و دیدهشدن بدن را نشانه آزادی معرفی کند.
در چنین الگویی، زن آرامآرام از شخصیت به تصویر تبدیل میشود؛ از انسانی صاحب کرامت به ابزاری برای جلب توجه و مصرف فرهنگی.و مادری را مانع از این جذابیت می داند.
و اینجاست که باید هوشیار بود.
یک زن را میتوان از دو مسیر از هویت خانوادگیاش دور کرد: یکی با تغییر تعریف موفقیت و دیگری با تغییر تعریف آزادی.
یکی ممکن است زن را آنقدر درگیر مدرک، شغل، موقعیت و رقابت اجتماعی کند که خانواده به حاشیه برود؛ دیگری ممکن است با عادیسازی بیپروایی، تضعیف حیا و تبدیل بدن به ابزار دیدهشدن، بنیانهای اخلاقی و عاطفی خانواده را تضعیف کند.
البته غرب یکپارچه نیست و نمیتوان همه دولتها، مردم یا جریانهای فکری غرب را یکسان دانست؛ اما تاریخ ایران و ادبیات سیاستگذاری و فرهنگی معاصر نشان میدهد که الگوهای غربی درباره زن، خانواده، جنسیت و سبک زندگی در ایران و جهان موضوع اثرگذاری و مناقشه بودهاند.
پس دفاع از زن ایرانی، مخالفت با تحصیل و اشتغال او نیست؛ همانطور که دفاع از حیا، به معنای حذف زن از جامعه نیست.
مسئله، ابزار شدن زن است.
زن نه باید ابزار بازار باشد، نه ابزار سیاست و نه قربانی تعریفی که دیگران از موفقیت و آزادی برای او ساختهاند.
زن ایرانی میتواند عالم باشد و مادر؛ مدیر باشد و همسر؛ اجتماعی باشد و باحیا؛ اثرگذار باشد و خانوادهدار.
اگر قرار است زن را حفظ کنیم، باید پیش از هر چیز هویت او را حفظ کنیم؛ زیرا وقتی تصویر زن از خودش تغییر کند، تصویر خانواده نیز دیر یا زود تغییر خواهد کرد.
و شاید مهمترین پرسش تربیتی امروز همین باشد:
آیا دخترانمان را آنقدر آگاه تربیت کردهایم که بدانند میتوانند قلههای علم و اجتماع را فتح کنند، بیآنکه برای رسیدن به آن قلهها، خانه و خانواده را پشت سر بگذارند؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید