وزارت ارشاد در دوره جدید علاوه بر بی برنامهگیهای مبرهن و متناقض، در زمینه به کارگیری نیروهای همکارش نیز دچار اشتباهات زیادی شده که حتی با یک بررسی ذهنی و امار سرانگشتی متوجه رقم بالای آن خواهیم شد که البته کل معاونتهای وزارت ارشاد مسأله و موضوع این قلم نیست ولی سازمان سینمایی و زیر مجموعههایش (در مقام تأثیرگذارترین بخشهای وزارتخانه) در زمره دغدغههای نگارنده محسوب و به آن پرداخته میشود.
یکی از خطاهای استراتژیک سازمان سینمایی عدم دقت و تأمل لازم در زمینه محول کردن پستهای کلیدی سازمان به نیروهایی است که حتی در کوتاه مدت متوجه اشتباهی بودن آن میشوند و نکته مغفول اینکه در اکثر مواقع برای جبران این خطاها، دچار خطای بزرگتر و آسیبزنندهتری میشوند. یعنی مدیری ضعیف و پر انتقاد را برکنار و مدیری ضعیفتر و ناکارآمدتر را جایگزین میکنند. اگر چه این سیکل بیمار ناشی از روابط فردی و گروهی و جناحی همواره کارکرد داشته است، ولی به این شوری تقریبا نوبر است.
عجیب است که در عرصه فرهنگ و حوزه هنر و خصوصا مدیوم سینما که اساسا باید پیشتازی در هر موضوع و مقوله و پدیدهای وجود داشته باشد و حتی نسبت به حرکتهای رو به آینده الگوی دیگر نهادها و مراکز و ارگانها باشد، اما همواره خودش دچار ازمون و خطا است به طوری که به اصطلاح «کمیت»اش لنگ میزند. یکی نیست به این اقایان بگوید که خطا پشت خطای شما هزینه دارد و تاوان آنرا باید مردم دستشان از همه جا کوتاه بپردازند. البته اگر هم بودهاند و هستند منتقدانی که کجرویها را گوشزد کرده و میکنند متاسفانه آقایان ، پنبه در گوش پشت میزان نشستهاند که ثمرهاش بیتفاوتی و انفعال نسبت به روند کنونی کشور در میدان جنگ و صلح است یا تصمیمات خلقالساعه و عجیب گرفتن مانند همین تغییر و تحولات اخیر صورت گرفته در سازمان سینمایی است.
آقایان، شما که دستتان در جیب خودتان نیست. اینجا دولت است و حقوق این دم و دستگاه عریض و طویل غالبا بی خاصیت و پر اشتباه را ملت میدهند. اینکه نمیشود شما مرتب با اشتباهات اشکار و پنهانتان صندلیدار پستی باشید که مردم، آنهم دراین شرایط بد اقتصادی، هزینه آن را به دوش میکشند. انتصاب سال گذشته شما برای مسولیت مهمی چون «معاونت ارزشیابی و نظارت» بی برو برگرد غلط قابل پیشبینی بود، خصوصا سپردن مقام دبیری پاره دوم (بینالملل)جشنواره فیلم فجر به ایشان، نشان از فقدان بررسی همهجانبه و تحقیقی بود و به نوعی از سر باز کردن جایگاهی بود که هزینه گزاف و اعتبار ایران در گرو این بود. دراین رابطه دلسوزان ، منجمله این قلم نسبت به روال جاری وقت هشدار داده و به نقد آن پرداختیم، اما آنچه باید در وقت خودش توجه میشد، حالا پس از هزینهتراشی و آسیب اعتباری به آن رسیدند. چطور میشود که از ناحیه برخی اتفاق امروز در سال گذشته قابل دریافت بود، ولی از سوی شماها پس از ماهها خطا کاری باید درک شود. خیلی خب میپذیریم که به مصداق «از هر جا جلو ضرر گرفته شود، سود است» شما اکنون فهمیدید و مبادرت به جلوگیری از ضرر بیشتر شدید، چرا باید خطا روی خطای قبلی انجام شود؟ یعنی واقعا قحطالرجال است که به جای مدیر برکنار شده، مدیری بازنشسته و امتحان پس داده جایگزین شود، آن هم مدیری که در مقطع حضور خود کارنامه قابل دفاعی که نداشته، حتی به دلیل عملکرد پر انتقاد خود، میبایستی مواخذه میشد.
معاون نظارت و ارزشیابی تازه منسوب شده، خصوصا در دوره مدیرعاملی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، متاسفانه با تیم همکارانش خروجی ضعیفی داشتند و از منظری حتی اسیب جدی به بدنه مستند سازی کشور وارد آوردند، به طوری که باعث پراکندگی جامعه مستند سازی کشور شدند. در دوره مدیریت ایشان شعار نخبه گرایی و مثلا تخصص ستایی سرلوحه سیاستهای مرکز قرار گرفت که درنتیجه آن طی مدتی کوتاه بسیاری از بروبچههای مستند ساز از محور مرکز دور و به نوعی اواره اینجا و انجا شدند و….
در پایان این مطلب بد نیست تا به نکته مهمی اشاره کنم و همانا که به دلیل عدم شفاف سازی و شفاف گویی، تحلیلهایی از این دست ناچار به استفاده از اطلاعات مطروحه خارج از بدنه بوروکراتیک مربوطه است. مثلا پیرامون همین تغییر مدیران به جز تعریف و تمجید از یکدیگر هیچ نکته درخور توجهی گفته نمیشود. باید منتظر روزی باشیم که وقتی مدیری برکنار میشود، چرایی آن نیز رسانهای شود. خصوصا ارایه آمار عملکرد چنین مدیرانی برای تحلیل وضعیت قبلی و موجود بسیار مهم است.
سازمان سینمایی؛ خطا پشت خطا؟!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید