ایران، از جلسه تحقیرآمیز سه قدرت در 1322، تا گردهمایی متحدان ناامیدِ ابرقدرت در 1405؛ خامنهای شهید کشوری ساخت که نه اشغال شد، نه تسلیم نظمسازی بیگانه
تاریخسازی شاگردان خامنهای شهید در جنگ، توهم اعتماد به امنیتسازی آمریکا در منطقه را فروپاشاند و از دل آن، توافق دفاع مشترک مکه، میان سعودی، پاکستان و ترکیه سر برآورد؛ سکوت عملی درقبال اقدام نظامی علیه هر سه کشور، از جمله آنچه یمن به تلافی سالها جنایت سعودی میکند اما، ناکارآمدی این پیمان را خیلی زود اثبات کرد؛ حالا خالدبنسلمان، عاصم منیر و ابراهیم کالین، در جستجوی امنیتساز واقعی منطقه و 8 ماه پس از آنکه آمریکا میخواست ایران را با تجاوز مستقیم از معادلات منطقه حذف کند، به مرکز فرماندهی محور مقاومت آمدهاند؛ همان که لاوروف هم به آن اذعان کرد که: «ایران میتواند محور شکلگیری ساختار جدید امنیتی در منطقه باشد». عجب عبرتها در قیاس حضور این سه در تهران، با کنفرانس تهران در آذر 1322 و جلسه استالین، روزولت و چرچیل در سفارت شوروی نهفته؛ روزگاری که دوسال از اشغال ایران، شکست سریع ارتش، خلع قدرت از رضامیرپنج و جایگزینی محمدرضایی میگذشت که حتی خبر تشکیل این جلسه را نیز به او ندادند. سالهایی که خامنهای شهید تازه چشم به جهان گشوده بود تا غفلت و کنشگری غلط ایران در بزنگاه تغییر نظم در جنگ جهانی دوم را ببیند و در دوران رهبری، ایران را برای این روزهای تغییر نظم دنیا آماده کند.
واقعیت مناسبات حاکم بر دنیا قدرت است؛ درک این، از توان تسلیمطلبها که حالا نمایش صلحطلبی اجرا میکنند، خارج است؛ پدران معنوی اینان در جنگهای جهانی اول و دوم که ایران اصلا استقلالی از خود نداشت و مشکلی برای قدرتی به حساب نمیآمد، همین راه را رفتند و اعلام بیطرفی کردند. اما ایران هم در آن جنگها با میلیونها کشته در اثر قحطی تحمیلی و آسیب به زیرساختها و لگدمال شدن عزت ایرانی، باخت و هم بعد از آنها؛ که تا امروز باید در نظم ظالمانه برآمده از آن دوران بازی کند؛ اگر حتی پیشرفت علمیاش از حدی بگذرد، آنها جنگنده میفرستند و اساتید دانشگاه را چنان جنگ 12روزه به خاک و خون میکشند. جنگهایی که بزنگاههای تغییر نظم دنیا شدند؛ ملتهایی به لحاظ مادی برای دههها بردند، که واقعیت مناسبات دنیا را درک کرده بودند و خود را برای آن لحظات تاریخی، آماده.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری مردی که هنوز نه دنیا بلکه حتی ایران او را آن چنان که شاید نشناخته، نقطه شروع آمادهسازی برای دوره تغییر نظم بعدی بود که این روزها در آن هستیم. 11سال بعدتر، ناظر رنجهای ایران و ایرانی در سالهای سیاه اشغال و مبارز نستوه انقلابی علیه رژیم وابسته و دستنشانده پهلوی، سکان انقلاب خمینی (ره) را به دست گرفت و چنان در اوج تحریم و بینیازی از شرق و غرب، برای امنیت و اقتدار کشور، پی ریخت که تجاوز مشترک آمریکا و ناتو و رژیم صهیونی که جمعا حدود 1500 میلیارد دلار بودجه نظامی دارند، خللی در آن ایجاد نکرده بلکه در چشم جهانیان جلوه کرده. نقطه اوج این تاریخسازی آنجا بود که رهبری شهید علیرغم توصیهها برای ساخت بمب اتم، حتی جهت تضمین امنیت جان خود، از خط قرمزها کوتاه نیامدند؛ برخلاف پیروزهای نقاط بزنگاهی گذشته که خط قرمزی در جنایت نداشتند.
هوشمندی و کار شبانهروزی رهبری شهید طی دههها، کار را به اینجا رسانده که لاوروف، وزیر خارجه قدرت نظامی دوم دنیا، کمتر از دوماه پیش اعتراف کرد: «ایران میتواند محور شکلگیری ساختار جدید امنیتی در منطقه باشد». نه عربستان و ترکیه؛ و نه حتی پاکستان که بمب اتم دارد؛ ایران، چون امنیت آن درونزاست و نه متکی به ارتش، پایگاهها و تسلیحات بوتیکی آمریکا؛ که در هجوم موشکها و پهپادهای ساخته شده با دانش ایرانی، هم مفتضح شدهاند و هم ته کشیدهاند. اتفاقی که ترکیه را هم به پیمان میان پاکستان و عربستان اضافه کرد تا 17 مرداد در مکه چیزی شبیه به ماده 5 ناتو را امضا کنند؛ یعنی اگر حملهای به هر یک از اعضا صورت گرفت، باقی اعضا مستقیما به حمایت از او وارد جنگ شوند.
پس از انعقاد پیمان، شاید با توجیهاتی میشد از درگیریهای نظامی میان پاکستان و افغانستان و بمباران پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال غرب سوریه که رژیم صهیونی ادعا کرد ترکیه قصد استقرار در آن داشت، چشم پوشید؛ اما قدرتنمایی یمن، یکی از اعضای محور مقاومت، و هدف گرفتن روزانه فرودگاهها و زیرساختهای انرژی آن تا به امروز، قابل چشم پوشی نبود؛ و پیمان مکه نیز پس از آمریکا و شرکا در نظمسازی برای منطقه ناکام ماند و تنها به تماسهای تلفنی و درخواست پاکستان از ایران برای مداخله علیه یمن ختم شد! اینها طلیعههای نظم جدیدی است که «محور مقاومت علیه نظم ظالمانه دنیا»، دارد پی ریزی میکند. این میراث خامنهای شهید که ملت مبعوث حالا سراپا چشم شده و مراقب اوست، برای دههها بلکه سدههای آینده میتواند نه برای ایران و محور مقاومت، بلکه برای آزادگان دنیا، رفاه و عدالت به ارمغان آورد؛ آن موقع ایران بر قله افتخار و عزت میایستد و مورد ستایش جهانیان قرار میگیرد. هزینههای جاری البته قطعا کمتر از آن تحقیر و قتل عام و خسارتی است که با بیطرفی در بزنگاههای قبلی دیدیم؛ «هزینه سازش، بیشتر از هزینه مقاومت است».
ایران آمدنِ مقامات سعودی که گاو معروف شیرده آمریکایی هاست، پاکستان که ارتشی تماما آمریکایی دارد و ترکیه که ترامپ رئیسش را دوست خوب خود میخواند، یعنی مرگ حضور آمریکا در منطقه؛ یعنی آنچه از آمریکا در منطقه مانده جسد است و بی خاصیت؛ روح ندارد. یعنی محور مقاومت به رهبری ایران، به خوبی میداند چقدر پیش آمده و چقدر نزدیک به آن قله سعادت و انسانیت و افتخار است. با این اجلاس حالا ایرانی، تراز واقعی قدرت خود را به خوبی درک کرده؛ میداند دارد چه کار میکند؛ میداند پرچم را از چه بزرگان شهیدی تحویل گرفته و آن را به وسوسه تسلیمطلبها و ضعیفها که محقور قدرت جانیان آمریکایی هستند، زمین نمیگذارد. مسیر را با اقتدار و ابتکار طی خواهد کرد نه با تحجر و بازگشت به عقب ناچارها؛ مردمی که برابر اشغال و بلعیدن ایران ایستادهاند و حالا دارند برای منطقه بلکه دنیا نظمسازی میکنند؛ درست خلاف اوایل دهه 20 شمسی که اشغال شد و دههها تحت نظم ظالمانه زاده آن روزها رنج دید؛ اما همانطور که رهبری عزیز نگاشتند: «آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد». تیری تمدنی که خامنهای شهید جانش را در آن گذاشت و پرتاب کرد، جز با گذر از تمام مرزهای دنیا، بر زمین نخواهد نشست.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید