نویسنده: فهمیه مستحسن
آیا «فضای انتظار» برای یک موعود عدالتگستر، حریمی انحصاری و محدود به کسانی است که از پیش، به کمال ظاهری در مناسک و پوشش رسیدهاند؟ مشاهدهی تجمعات در میدان های شهراین پیشفرض ذهنی را به چالش میکشد. تماشای بانوانی که با سبکهای پوششی متنوع حتی بدون رعایت حجاب کامل یا با پوششهای غیرعرفی در میدان حضور مییابند، زیر یک پرچم مینشینند و با چشمانی اشکبار دعای فرج زمزمه میکنند، از یک «خطای تحلیلی» در ادراک جامعه پرده برمیدارد: این باور غلط که برای ورود به دایرهی مهدویت، باید نقطه پایان را در همان نقطه آغاز جستوجو کرد.
۱. مسئولیت و کنشگری؛ هستهی سخت زیست منتظرانه
بر اساس جهانبینی قرآنی، انسان موجودی رهاشده و بیمسئولیت نیست؛ چنانکه در سوره عنکبوت (آیه ۲) میفرماید:
«أَحَسبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»
(آیا مردم پنداشتند همینکه بگویند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟)
آزمایش دینداری در بستر انزوا رخ نمیدهد، بلکه در پیوند با میدان و جامعه است. وقتی بانویی، فراتر از خطکشیهای مرسوم ظاهری، به یک محفل مهدوی میپیوندد نوعی «مسئولیتپذیری نسبت به سرنوشت جهان» را بروز میدهد. طبق آیات ۷ و ۸ سوره زلزال، سنت الهی بر دیدهشدن حتی کوچکترین اعمال خیر استوار است («فَمَنْ يَعْمَلْ مثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ»). این حضور و اشتیاق قلبی، اولین کنش معنادار در مسیر درک وظیفه است؛ جرقهای که نباید پشت سد قضاوتهای بیرونی خاموش شود.
۲. بازتعریف حیا و عفت: فرآیندی تدریجی، نه شرط ورود
در منظومهی اندیشهی مهدوی و در کلام پژوهشگران این حوزه، «حیا» ملکهای درونی برای صیانت از کرامت انسانی، و «عفاف» سپری در برابر غفلت قلب از مسیر حق است. در فرازی از دعای منسوب به حضرت حجت (عج) میخوانیم:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفیقَ الطَّاعَة… وَعَلَى النّساء بالْحَياء وَالْعفَّة»
این دعا یک افق و مقصد تربیتی برای تمام زنان جامعه است، نه یک فیلتر ورودی برای طرد دیگران. حضور بانویی با پوشش غیرمنطبق با شریعت در محافل مهدوی، نشاندهندهی وجود یک «کشش فطری» به سمت امام است. انسان تا زمانی که در مدار این کشش قرار دارد، در معرض تربیت و ارتقای بینش است. شناخت و اندیشه است که در نهایت رفتار را شکل میدهد؛ بنابراین، حضور در این فضاها نقطه آغازی است تا با ارتقای معرفت، آرامآرام ارزشهای اصیلی چون حیا و وقار در ساحتهای مختلف زیست فردی و اجتماعی تجلی یابد.
۳. عبور از دوقطبیسازیهای کاذب
کارکرد اصلی فرهنگ مهدویت، ایجاد «چتر فراگیر اجتماعی» و حرکت جمعی به سوی آرمان عدالت است. اگر قرار باشد پایگاههای مردمی مهدویت به فضاهایی بسته و یکدست تبدیل شوند، رسالت تمدنی انتظار عقیم خواهد ماند. پیوند دلی افرادی با سبکهای زیست متفاوت بر سر آرمان ظهور، گواهی است بر اینکه اشتیاق به حضور منجی، هویتی فرابخشی و فراجناحی دارد.
قرآن کریم در سوره احزاب (آیه ۵۹) رعایت پوشش را عاملی برای شناختهشدن به پاکی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی معرفی میکند. انتقال این پیام متعالی تنها زمانی محقق میشود که زبان مواجهه، زبان همدلی و پذیرش باشد، نه دفع و انکار.
ظهور، حقیقتی برای تمام بشریت
آنچه در میدانهای مردمی رخ میدهد، یک «تمرین باهمبودن» است. بانویی که با ظاهری متفاوت به این جمعها میپیوندد و با اخلاص دست به دعا برمیدارد، حامل این پیام روشن است که: «رشتهی محبت به امام زمان (عج) در لایههای عمیق هویتی این جامعه زنده است، حتی اگر جلوههای بیرونی آن با استانداردهای مرسوم فاصله داشته باشد.»
جامعهسازی مهدوی، فرآیندی پویا و استکمالی است که در گام نخست، با گشودن آغوش به روی تمامی فطرتهای حقجو و قلوبِ متمایل به عدالت آغاز میگردد. با این وجود، این همگرایی اجتماعی و پذیرشِ اولیه، به معنای توقف در نقطه آغاز یا تاییدِ انفعال در برابر هنجارهای شریعت نیست؛ بلکه ایجاد یک «بستر تربیتی رو به شکوفایی و رشد » است. در این هندسهی معرفتی، تنوع ظواهر در محافل مهدوی نه به عنوان یک «وضعیت مطلوبِ نهایی» برای توجیه کاستیها، بلکه به مثابه واقعیتی میدانی برای آغاز یک حرکتِ تحولی پذیرفته میشود. محبت و اشتیاق به امام عصر (عج)، همان نیروی محرکهای است که فرد را از مرحلهی «کشش دلی» به مقام «کنشگریِ متعهدانه» ارتقا میدهد. ظهور، سرآغاز حیات طیبه است و پیوند یافتن با این حقیقت عظیم، ناگزیر منتظران را به سمت همسویی تدریجیِ ظاهر و باطن با ارزشهای اصیل دینی سوق خواهد داد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید