امروز: 1405/06/11 ساعت : 08:28
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • چرا فتحِ «ایران قوی» از همیشه نزدیک‌تر است؟

    از دامنه وابستگی تا آستانه قله

    نویسنده:‌ نرجس سادات حقایقی

    روایتِ «ایران قوی»، قصه دیروز و امروز نیست؛ داستانی به قدمت تاریخ این سرزمین است که از جنبش مشروطه به این سو، قامت بلندی به خود گرفت و به مسئله اول و آخرِ ایرانیان تبدیل شد. روزگاری در ادراک عمومی، «قدرت» تنها در خشاب تفنگ‌ها، منابع طبیعی و وسعت جغرافیایی خلاصه می‌شد. اما معمار کبیر انقلاب این معادله دیرینه را برهم زد؛ او با چرخشی تاریخی از قدرت سخت به قدرت نرم، هندسه بازی را تغییر داد و شالوده‌ای نو برای بنای یک «ایران قوی» افکند. منبع اصلی قدرت یک ملت، ترکیب هوشمندانه اراده عمومی، تخصص دانشمندان، پایداری ملی و بازیگری فعال در موازنه قواست.

    رهبر شهید انقلاب و خلف صالح ایشان نیز همواره در تبیین همین مسیر گام برداشته‌اند؛ در بیانات ششم شهریور رهبر معظم انقلاب، بار دیگر این حقیقت یادآوری شد که دشمن تمام توان خود را به کار بسته تا ما را از آرمان ایران قوی دور کند؛ حال آنکه شواهد میدانی، نویدبخشِ واقعیتی خلاف خواسته آنان است. امروز، تداوم این رویای دیرین، در سه جبهه حیاتی رقم می‌خورد؛ سه پرده از یک داستان بزرگ که سرنوشت فردا را می‌نویسند.

     

    *پرده اول: متولد شدن اقتدار بومی*

    جغرافیای سیاسی غرب آسیا همواره دچار التهاب بوده است. از جنگ ۳۳ روزه لبنان و نبردهای غزه گرفته تا حضور داعش در عراق و سوریه، حضور گروهک‌های تروریستی نظیر جیش الظلم  و پایگاه‌هایی که ایالات متحده آمریکا به بهانه حفاظت از دولت‌های عربی و البته حفظ منافع خود در منطقه تأسیس کرده‌اند. در چنین جغرافیایی، ضعیف بودن مساوی با بلعیده شدن است. اما ایران در تمام این طوفان‌ها، قاطعانه روی پای خود ایستاد و استراتژی نظامی‌اش را از «دفاع متقارن» به «بازدارندگی محاسبه‌ناپذیر» ارتقا داد. اما این اقتدار چگونه ساخته شد؟ راز آن در یک کلمه بود: بومی‌سازی.

    در این میان، رهبر شهید با نگاهی راهبردی، بومی‌سازی دفاعی را خط قرمز و شاه‌کلید «ایران قوی» خواند و با پافشاری پدرانه، جان تازه‌ای به باور «ما می‌توانیم» در روح صنعت دفاعی دمید.

    تجلی این دوراندیشی دقیقاً در بزنگاه‌های حساس تاریخی خود را نشان داد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فرصت خرید موشک‌های «اسکاد-بی» با قیمتی بسیار پایین فراهم شد اما ایشان قاطعانه با این تصمیم مخالفت کردند. دلیل این تدبیر راهبردی بارقه‌های امیدبخشی بود که در دانش بومی موشکی در کشور در حال شکل‌گیری بود و واردات این تسلیحات، موتور توسعه و خودکفایی داخلی را سال‌ها خاموش می‌کرد. در همان سال‌ها، شهید سرلشکر منصور ستاری و یارانش آستین‌ها را بالا زدند تا پایه‌های خودکفایی را در پیچیده‌ترین صنایع هوانوردی بنا نهند. آنها توانستند با مهندسی معکوس جنگنده‌ اف -5، نمونه داخلی آن را تولید کنند. جنگنده‌هایی که در جنگ چهل روزه، پایگاه‌های آمریکایی را به درستی و با دقت مورد هدف قرار داد. از دل همان جسارت‌ها، باور به توان داخلی و مطالبات رهبر شهید انقلاب بود که پیشرفتی بی‌نظیر در حوزه پهپاد و هوش مصنوعی از دهه هشتاد شمسی کلید زد. شاهکار این مسیر، پهپاد «شاهد ۱۳۶» بود؛ همان پرنده‌ای که در ابتدا مورد تمسخر غربی‌ها واقع شد؛ اما در نهایت مجذوب کارایی‌اش شدند و برای ساخت نمونه‌های مشابه، به مهندسی معکوس آن روی آوردند. همچنین روشنگری تاریخی رهبرشهید درباره جلوگیری از فروش جنگنده‌های اف-۱۴ در اوایل انقلاب با افشاگری به‌موقع رسانه‌ای، در کنار تاکید همیشگی بر آیه شریفه «وَ اَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة»، نشان داد که قطب‌نمای دفاعی کشور همواره بر دو مدار عقلانیت و شرع چرخیده است. نگاه ایشان یک پیام روشن دارد. کشوری که از درون قوی و در بیرون بازدارنده نباشد، هرگز مجال توسعه پیدا نخواهد کرد.

     

    *پرده دوم: لکوموتیو هسته‌ای؛ فرار از دامِ خام‌فروشی*

    دومین پرده از ارتقای اقتدار ملی، عبور از اقتصاد سنتی و تبدیل آن به اقتصاد توسعه‌یافته و ریشه‌دار است؛ اقتصاد ایران درگیر معضلی مزمن به نام «خام‌فروشی» شده است؛ چرخه‌ای نامتوازن که در آن، نفت و منابع پایه با ارزش‌افزوده ناچیز صادر شده و پس از فرآوری در کشورهای پیشرفته، با قیمتی چندبرابر در قالب کالاهای نهایی به کشور بازمی‌گردند. اما چطور می‌توان از این بن‌بست ساختاری عبور کرد؟ پاسخ راهبردی، حرکت به سمت «اقتصاد دانش‌بنیان» است. راهکار کلیدی در این میان، دستیابی به مرزهای دانش و دستیابی به فناوری‌های پیشران مانند هوش مصنوعی، علوم شناختی و در رأس آن‌ها دانش هسته‌ای است؛ عرصه‌هایی که زنجیره ارزش تولید را متحول کرده و انحصار قدرت‌های اقتصادی را می‌شکنند.

    صنعت هسته‌ای برای ما صرفاً یک ‌صنعت در کنار سایر صنایع نیست، بلکه لوکوموتیوی است که می‌تواند ما را با سرعتی مضاعف به مرزهای توسعه‌یافتگی برساند. علت حساسیت و هراس غربی‌ها از برنامه هسته‌ای ایران، تنها توهم ساخت سلاح هسته‌ای نیست، بلکه وحشت آن‌ها از پدیده‌ای به نام «سرریز فناوری» است. وقتی کشوری مرزهای دانش را در فناوری به‌شدت پیچیده‌ای چون غنی‌سازی می‌شکافد، این تخصص، به‌طور طبیعی به کالبد سایر صنایع داخلی تزریق می‌شود؛ کیفیت تولید را ارتقا می‌دهد، اشتغال می‌آفریند و ساختار سنتی اقتصاد را به شبکه‌ای از فناوری‌های پیشرفته پیوند می‌زند.

    برای ما، انرژی هسته‌ای تنها در چرخش سانتریفیوژها خلاصه نمی‌شود؛ این فناوری امروز نبض اقتدار ما در متن زندگی روزمره است. وقتی سالانه بیماران زیادی با بیش از ۷۰ نوع رادیوداروی ایران‌ساخت به زندگی برمی‌گردند، یعنی دانش هسته‌ای مستقیماً با «جان» جامعه گره خورده است. در روزگاری که نبرد آینده جهان بر سر آب و غذاست، فناوری «هیدرولوژی ایزوتوپی» برای مدیریت منابع آب زیرزمینی و استفاده از پرتوها برای اصلاح بذرها، دژ مستحکمی برای امنیت غذایی ما ساخته است. سرریز این دانش در صنعت، ثابت می‌کند که ما با یک زیست‌بوم کامل قدرت روبه‌رو هستیم. در یک کلام، هسته‌ای شدن برای ما یک ویترین سیاسی نیست؛ پاره کردن زنجیر وابستگی در حیاتی‌ترین شریان‌های کشور یعنی سلامت، آب، غذا و صنعت است؛ و دقیقاً همین استقلال مهارناپذیر است که اتاق‌فکرهای غربی را به تکاپو انداخته تا به هر قیمتی متوقفش کنند.

     

    *پرده سوم: روحیه خودباوری؛ قله‌ای که چشم‌انتظار ماست*

    هیچ موشک و هیچ فناوری پیشرفته‌ای بدون «زیرساخت فرهنگی» و «ایمانِ به توانستن» دوام نمی‌آورد. جوهر اصلی ایستادگی نیم‌قرنه ما، حفظ استقلال همه‌جانبه و باور به توان داخلی بوده است.

    در منظومه اندیشه‌ای رهبر شهید و آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، حفظ استقلال همه‌جانبه، خط قرمز و شالوده اصلی بنای یک «ایران قوی» است. ایستادن بر این قله، دستاورد نزدیک به نیم قرن مجاهدت خستگی‌ناپذیر و پرثمر است؛ بی‌دلیل نیست که رهبر شهید با تکیه بر این مسیر افتخارآمیز، بشارت داده‌اند که «ما به قله نزدیک شده‌ایم» و در این پیچ حساس تاریخی، جایی برای ناامیدی وجود ندارد. تمام آنچه از شکوفایی علمی و اقتدار دفاعی دیده می‌شود، ثمره طلایی تکیه بر سرمایه انسانی، ایمان به توان داخلی و گسستن زنجیرهای وابستگی است.

    البته در این راه خطیر، کمبودها و کاستی‌هایی نیز در مدیریت اجرایی وجود داشته که باید با نگاهی شجاعانه و واقع‌بینانه اصلاح شوند؛ اما با وجود تمام سنگ‌اندازی‌ها، قطار پیشرفت کشور هرگز از حرکت نایستاده است. تاریخ نیم‌قرن اخیر یک حقیقت بزرگ را به اثبات رسانده است. هزینه مقاومت همواره بسیار کمتر از هزینه سازش است. اگر دیروز به سراب سازش دل می‌خوشاندیم، امروز نه خبری از این اقتدار و پیشرفت‌های غرورآفرین بود و نه اثری از استقلال ملی باقی می‌ماند.

    عصر ایرانیان

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم