به قلم: فاطمه صرامی
جاده نجف به کربلا – حرکت در این جاده، تماشای مکررِ بیتکرار است. هر سال بستر وقایع منطقهای و جهانی تغییر میکند و امسال طنین نام مبارک سیدالشهدا با رنجهای جاری در فلسطین اشغالی پیوندی ناگسستنی یافته است. در میان غبار برخاسته از گامهای میلیونها زائر در مسیر بهشت، پیادهروی اربعین فراتر از یک سنت مذهبی مکرر، به تجدید عهدی استراتژیک با جوهره و مرامِ آزادیخواهی حسین بن علی تبدیل شده است. این آیین بیهمتا که در کلام رهبران و اندیشمندان شهید انقلاب اسلامی، یکی از مصادیق عینی آموزه قرآنی «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» به شمار میرود، امروز به عنوان مظهر قدرت نرم امت اسلامی در برابر نظام سلطه قد برافراشته است. گامزدن در این مسیر به عنوان یک نویسنده و همسفر با میلیونها زائر، حقیقتی را عیان میسازد: اربعین با الهام از این آموزه قرآنی، بستری برای همبستگیِ متعهدانه با مظلومان عالم، بهویژه مردم رنجدیده غزه، و آزمونی بزرگ برای عبور از منیتهای فردی و نیل به اخلاق جمعی زیارت است.
وقتی به عنوان جستجوگر حقایق اجتماعی در ستونهای جاده نجف به کربلا قدم میگذاری، نخستین چیزی که تو را شگفتزده میکند، اتمسفر پویای این مسیر است. اربعین در میان تمام روزهای سال و آیینهای مذهبی، نوعی انحصار و فردیت تاریخی دارد؛ بهطوری که حتی برای سایر پیشوایان بزرگ تشیع نیز چنین آیین اربعینی برگزار نمیشود. این ویژگی انحصاری نشاندهنده آن است که کربلا و قیام سیدالشهدا، نقطه عطف و شاخصی ابدی برای سنجش حق و باطل است.
هر گامی که در این مسیر برداشته میشود، تکرار یک سنت دیرینه است، اما این تکرار سالانه هرگز به ورطه ملال و کهنگی سقوط نمیکند؛ چرا که هر سال، این رویداد در بستری از متغیرهای جدید سیاسی، اجتماعی و بینالمللی رخ میدهد. شرایط امروز جهان اسلام و خیزشهای بیدارگرانه بینالمللی، معنای اربعین را به کلی با سالهای گذشته متمایز ساخته است. زمانه کنونی، بستر آزمایش بزرگی است تا مشخص شود چگونه میتوان در هر لحظه و هر جغرافیا، «ناصر حسین» بود و پیام ظلمستیزی او را به زبان معاصر ترجمه کرد. در واقع، حضور در این مسیر به نویسنده فرصت میدهد تا پیوند عمیق میان تئوریهای کلان اسلامی و جلوههای عینی رفتار تودهها را از نزدیک لمس کند.
یکی از محوریترین مفاهیمی که در این سفر ذهن هر تحلیلگری را به خود مشغول میدارد، پیوند میان این حرکت عظیم مذهبی و آموزه قرآنی «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» است. رهبر شهید انقلاب اسلامی با ژرفاندیشی خاص خود، راهپیمایی اربعین را یکی از مصادیق بارز این آیه معرفی کردهاند. این تلقی، خوانشی نوین از قدرت به دست میدهد که در تقابل آشکار با تعاریف مادیگرایانه و تکبعدی غرب از قدرت نظامی و اقتصادی قرار دارد. قوت و قدرتی که در پیادهروی اربعین متولد میشود، قدرتی نرم، جامعهساز و تمدنآفرین است که ابعاد گوناگونی دارد.
نخستین بعد این قدرت، همبستگی اجتماعی و وحدت قلوب است. حضور همزمان میلیونها انسان از نژادها، زبانها و ملیتهای گوناگون در یک مسیر واحد، الگویی بیبدیل از انسجام اجتماعی را به نمایش میگذارد که هیچ سازمان بینالمللی توانایی سازماندهی آن را ندارد. بعد دوم، سلوک خدمترسانی بیمنت است. توزیع بیچشمداشت خدمات، مسکن و غذا توسط موکبداران، بنیانهای فردگرایی لیبرال را به چالش میکشد و نشان میدهد که چگونه ایمان دینی میتواند موتور محرک ایثار و فداکاری جمعی باشد. بعد سوم نیز همافزایی فرهنگی و آگاهیبخشی است؛ این مسیر، پهنهای وسیع برای تبادل آرا، تقویت خودباوری اسلامی و انتقال پیام پایداری به گوش جهانیان است. این ابعاد فکری و معنوی، قدرتی نرم را پدید میآورند که قادر است تصویرسازیهای رسانههای غربی جهت تحقیر امت اسلامی را درهمشکسته و پیام کرامت و ایستادگی را با صدایی رسا منعکس کند.
اما نباید در میانه عظمت این حرکت، چشم بر آسیبها و غفلتها بست. زیارت در جوهره باطنی خود، سفری انفسی برای فراتر رفتن از مرزهای خودخواهی و معاشقهای معرفتی با امامی است که جلوه تام جمال الهی در زمین است. متأسفانه، در ازدحام شدید این حرکت عظیم، گاه شاهد رفتارهایی هستیم که با این روح متعالی سر ناسازگاری دارند. گاهی در میان زائران رفتارهایی دیده میشود که نشان از غلبه خودمحوری، شتابزدگی بیمورد، تعرض به حقوق دیگران در استفاده از منابع و بیتوجهی به نظافت و آرامش همسفران دارد. این رفتارهای دور از ادبِ زیارت، ریشه در عدم درک روح جمعی اربعین دارد.
اربعین باید مدرسهای برای زدودن این غفلتها باشد. زائر حسینی باید بداند که زیارت واقعی، در سازگاری، مدارا، گذشت از منافع شخصی و اولویت دادن به رفاه دیگران معنا پیدا میکند. اگر سلوک ما در طول این سفر دچار نرمش و تحول اخلاقی نشود، ادعای همراهی با مرام حسینی تنها لقلقه زبان خواهد بود. این خودمحوریها، نخستین گام در انحراف از فلسفه قیامی است که هدف آن نجات بشر از جهالت، نادانی و اسارتهای نفسانی بوده است. ادب زیارت اقتضا میکند که زائر از قالبهای تنگ فردی خود فراتر رود و خود را جزئی از یک کل منسجم و مقدس به نام امت مسلمان بیابد. در این حالت است که ایثار جایگزین رقابت، و مهربانی جایگزین اصطکاکهای روزمره میشود.
یکی از چالشبرانگیزترین مشاهدات در مسیر پیادهروی، مقایسه وضعیت رفاهی موجود در موکبها با بحرانهای انسانی جاری در جهان اسلام، بهویژه در باریکه غزه است. در شرایطی که برادران و خواهران مسلمان ما در فلسطین از ابتداییترین نیازهای حیاتی نظیر آب آشامیدنی سالم، نان و دارو محروم بوده و کودکان در زیر آتش و آوار جان میسپارند، وفور بیحد و حصر و گاه تجملاتی سفرههای اطعام در مسیر اربعین، پرسشهای اخلاقی عمیقی را برمیانگیزد. بیتفاوتی نسبت به درد و رنج مردم مظلوم غزه، فاصله گرفتن آشکار از حقیقت حرکت عاشوراست.
امام حسین مظهر ظلمستیزی و دفاع از کرامت انسان بود؛ او جان خود و خاندانش را فدای مبارزه با بیعدالتی کرد. مصرف بیرویه و رقابت در تنوع بخشیدن به غذاها و نوشیدنیها، بدون تلاش برای همافزایی مادی و معنوی در جهت نجات غزه، پارادوکسی آشکار را در ساحت زیارت ایجاد میکند. اگر فضای اطعام اربعین نتواند در نگرش زائران تحولی عملی ایجاد کند تا سهمی از این توجه و ثروت عظیمی که در جادهها جاری است به سمت یاری واقعی مظلومان غزه سوق داده شود، این آیین کارکرد حقیقی خود را از دست داده و به فرمی بیمحتوا تبدیل خواهد شد. زائر حسینی باید پیونددهنده پیام عطش کربلا با فریاد مظلومیت و بیآبی کودکان غزه باشد. این وظیفه دینی و انسانی ماست که از دل این وفور نعمت در پیادهروی، مجرایی به سوی قحطیزدگان تحت محاصره باز کنیم.
جریان اربعین در دهههای اخیر، معنای عمیق و راهبردی خود را در بستر فکری و عملی انقلاب اسلامی پیدا کرده است. انقلاب اسلامی با الهامگیری مستقیم از فرهنگ عاشورا، مقوله ظلمستیزی و استکبارستیزی را از یک بحث نظری محض به یک گفتمان جاری، زنده و قدرتمند در روابط بینالملل تبدیل کرد. این نهضت بزرگ، از همان بدو شکلگیری تا صحنههای عملی نبرد در دفاع مقدس و مقاومت منطقه، نشان داده است که پیروی از راه امام حسین با سکوت در برابر سلطه جهانی و اشغالگری بیگانگان سازگار نیست. جنگهای پیاپی در دفاع از کیان اسلام و پایداری در برابر تحریمها و فشارهای همهجانبه، همگی شعبههایی از همان چشمه زلال عاشورا هستند که امروز در رود خروشان اربعین به هم میپیوندند.
در این بستر، پیام اربعین مستقیماً با آرمانهای جبهه مقاومت گره میخورد. این مسیر طولانی، فرصتی بینظیر برای ایجاد شبکههای ارتباطی میان نخبگان، جوانان و فعالان کشورهای مختلف اسلامی است تا علیه جبهه کفر و صهیونیسم به تعاملی همافزا دست یابند. اگر پتانسیل عظیم اربعین به این مرحله از رشد فکری و عملی نایل شود، حرکت در مسیر درست خود قرار دارد؛ اما چنانچه این ظرفیت بیمانند صرف رفتارهای شخصی، تقابلهای بیثمر مذهبی یا فرقهای داخلی و یا خودنماییهای فردی شود، هدررفتی بزرگ رخ داده است که دشمنان اسلام خواستار آن هستند. تقابلهای بیحاصل و برافروختن آتش اختلافات مذهبی در مسیر زیارت، دقیقاً در جهت خنثیسازی این بمب خبری و فرهنگی عمل میکند که شیعیان و اهل تسنن با وحدت خود ساختهاند.
برای درک عمیقتر ارتباط میان مولفههای گوناگون اربعین اصیل، باید ساحتهای سهگانه این منظومه فکری، یعنی معنویت، اخلاق و مقاومت را همزمان مورد توجه قرار داد. معنویت بدون اخلاق به زهد فروپاشیده و ریای فردی میانجامد. اخلاق بدون مقاومت به سازشکاری و پذیرش ذلت در برابر ستمگران ختم میشود. مقاومت بدون معنویت و اخلاق نیز خطر سقوط به ورطه خشونتهای بیهدف و قدرتطلبیهای دنیوی را در پی دارد. تنها ترکیب متوازن این سه عنصر است که حقیقت تشیع و مکتب اهل بیت را در قالب پدیدهای به عظمت اربعین متجلی میسازد. زائر امروزی باید در هر قدمی که برمیدارد، تعادل این سه ساحت را در درون خود ارزیابی کند.
معنویت در اربعین با خودسازی و پیوند قلبی با امام آغاز میشود، اما در ساحت اخلاق است که این پیوند تجلی بیرونی مییابد و به مدارا، گذشت و ایثار در قبال دیگران تبدیل میگردد. در نهایت، این اخلاق و معنویت به ساحت مقاومت متصل میشود تا نیروی حاصل از تربیت اخلاقی و معنوی، در جهت مبارزه با ساختارهای ستمگر جهانی و حمایت از مظلومان به کار گرفته شود. این زنجیره متصل، اسکلت فکری پیادهروی اربعین را میسازد و غفلت از هر جزء آن، جامعیت پیام کربلا را مخدوش میکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید