اربعین؛ رزمایش منتظران قیام نهایی
سایه جهاد
قدمهایش سنگین میشد …
هر چه به حرم نزدیکتر میشد قدمهایش سنگینتر میشد …
بار روی دوشش سنگینتر …
بار روی دوشش تابوتی نیمه سبک بود …
تابوت پیرمردی غریب و شهید …
تابوت به خودی خود روی دوشش نبود اما او کل مسیر نجف تا کربلا را به دنبالش آمده بود …
میخواست لحظهی پایان فراق ۶۹ ساله را ببیند …
از ورودی شهر قیامت به پا بود اما دم حرم …
وقتی در ماشین حامل که باز شد گویی عاشورا شده باشد ...
نیمههای شب بود اما کربلا بیدار بیدار بود …
پیرمرد درهم ریختهی شهیدی از نسل سجاد ِ حسین بلاخره به حرم رسیده بود …
چه رسیدنی …
جسم شهید …
روح زخمی از تهمت …
پرچم روی تابوتش تا به ضریح برسد پاره شد …
عمامهاش هم در نجف جا مانده بود …
می گفتند اولین زائر اربعین امسال است …
پیرمرد سالها دلش در مشایه بود …
در پیاده رفتن مسیری که از علی ابنابی طالب آغاز و به حسین و عباس ِ او ختم میشد …
هر ساله اربعین در تهران مراسم داشت و تسلی میداد دلهای جا مانده را در حالی که خود جا ماندهترین بود.
۶۹ سال فراق؛ آنقدر حسین را دوست داشت که مثل او هم شهید شد.
تشنه …
گرسنه …
با خانواده …
شب شهادتش مثل ظهر شهادت حسین صدای هلهله آمد
او از راه ِ حسین دست نکشید و بعد او امتش ۱۵۵ شب را در خیابان ماندند.
بیشتر هم خواهند ماند …
او از حسین جهاد را …
عشق را …
مقاومت را …
به خوبی آموخته بود …
شهادتش مثل حسین و تشییعش شد مثل مراسم اربعین حسین …
پررنگترین غایب امسال ما در مراسم اربعین اوست …
البته آنها از ما حاضرترند؛ او و سربازان شهید و رشیدش.
عزیز ما حالا در محضر ارباب و دوشادوش امام زمان عجلالله است؛ منتظر قیام …
قیامی از جنس عاشورا …
و اربعین رزمایش منتظران قیام نهایی است …
هر قدمی که در این مسیر برداشته میشد به نیت ظهور فرزند زهراست …
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید