امروز: 1405/05/29 ساعت : 06:14

از «اِعدوا» تا پاسخ کوبنده؛ نگاهی به ادبیات بازدارندگی در قرآن و سیره

نویسنده: خدابخش عبدلی – استان قم، شهر قم

 

کلام، نخستین سنگر نبرد

پیش از آنکه موشک‌ها پرتاب شوند، «کلام» صحنه‌ نخست نبرد است. در منطق قرآن، قدرت کلام، به اندازه‌ قدرت شمشیر بازدارنده است. آیه ۶۰ سوره انفال، مؤمنان را به آمادگی همه‌جانبه فرمان می‌دهد تا دشمن را به وحشت اندازند. «قوّه» در این آیه، تنها به قدرت نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه ادبیات بازدارنده و مواضع کوبنده نیز از مصادیق آن است. نوشتار حاضر، با مرور آیات، سیره معصومان(ع) و مواضع رهبران انقلاب، چارچوب ادبیات بازدارندگی را تبیین می‌کند.

مبانی قرآنی ادبیات بازدارندگی

آیه ۶۰ انفال، یکی از بنیادی‌ترین آیات در زمینه بازدارندگی است. قرآن مؤمنان را به «ایجاد خوف» در دل دشمن فرمان می‌دهد؛ خوفی که از طریق «قدرت‌نمایی» و «آمادگی همه‌جانبه» محقق می‌شود. هرگونه ضعف در ادبیات، مواضع یا توانمندی‌ها، طمع دشمن را برمی‌انگیزد. در شرایط جنگ، ادبیات باید «بازدارنده»، «قاطع» و «فاقد هرگونه نشانه‌ای از تردید و انفعال» باشد.

در مقابل، قرآن مسلمانان را از ترسیدن از دشمن و القای این ترس به یکدیگر، به شدت نهی می‌کند. آیه ۱۷۳ آل‌عمران، مؤمنانی را می‌ستاید که در برابر تهدید دشمن، ایمانشان افزون شد و گفتند: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ». همچنین قرآن از ناسزاگویی به دشمنان نهی کرده، اما این نهی به معنای «سکوت» یا «انفعال» نیست. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، میان «ناسزا» و «افشاگری» تفکیک قائل می‌شوند و می‌فرمایند: «اگر بدی‌ها و کارهای زشت دشمن را افشا کنید و بر شمارید، استوارتر در گفتار و رساتر در عذر است».

سیره معصومان(ع)؛ رجز، افشاگری و پاسخ کوبنده

رجزخوانی در میادین نبرد صدر اسلام، نقشی کلیدی در جنگ روانی داشت. امام حسین(ع) در روز عاشورا، با رجزهایی کوبنده، به افشای جنایت پیمان‌شکنان پرداخت و فرمود: «کَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغِبُوا / عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَیْنِ» (این قوم کفر ورزیدند و از پاداش خدا روی گردان شدند). این رجز، با بیانی شیوا و بدون ناسزا، چهره پلید دشمن را افشا کرد.

پیامبر اکرم(ص) نیز در تمام جنگ‌ها، «دعوت» و «اتمام حجت» را بر «قتال» مقدم می‌داشتند. این رویکرد نشان می‌دهد که در شرایط جنگ، باید با ادبیاتی قاطع و بازدارنده، حجت را بر دشمن تمام کرد.

ادبیات بازدارندگی در اندیشه رهبران انقلاب

امام خمینی(ره) با جمله «از ناسزا شنیدن نهراسید»، روحیه عزتمندی را القا کردند؛ مؤمن نباید از توهین دشمن بترسد، اما پاسخ با ناسزا نیست. رهبر شهید(ره)، پس از جنگ دوازده‌روزه، با ادبیاتی بازدارنده فرمودند: «جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران قدرت خود، عزم و اراده‌ خود، استقامت خود، دست پُر خود را به دنیا نشان داد». این ادبیات، سرشار از «امید»، «قدرت» و «استحکام» بود و دشمن را مرعوب ساخت.

نگاهی به ادبیات ضعیف، و قوت‌های ادبیات دشمن

در سال‌های اخیر، در مواجهه با توهین‌های مکرر ترامپ، گاهی شاهد ادبیات انفعالی از سوی برخی مسئولان بوده‌ایم که به جای «افشاگری»، به «محکومیت» اکتفا کرده‌اند. در مقابل، ترامپ با ادبیاتی چون «تسلیم بی‌قیدوشرط» و «نابودی کامل»، فضای جنگ را مدیریت کرده است. این تناقض نشان می‌دهد که ضعف در ادبیات، هزینه‌های سنگین‌تری نسبت به ضعف در میدان نبرد دارد.

پیشنهادات برای ارتقای ادبیات بازدارندگی

– بازگشت به منطق قرآنی «افشاگری»: به جای ناسزا یا سکوت، با استدلال و منطق، چهره واقعی دشمن را افشا کرد.

– استفاده از قالب‌های حماسی و رجزگونه: به کار بردن ادبیات مشابه رجزهای عاشورایی در بیانیه‌ها، روحیه جبهه خودی را تقویت و دشمن را مرعوب می‌کند.

– پاسخ قاطع و فوری به تهدیدات: در برابر ناسزاهای دشمن، با انتشار گزارش‌های مستند از جنایات و رسوایی‌های آنها، چهره واقعی‌شان را نشان داد.

– آموزش ادبیات مقاومت به مسئولان و نخبگان: برگزاری دوره‌های آموزشی مبتنی بر «مکتب مقاومت» و الگوگیری از سیره معصومان(ع).

جمع‌بندی

ادبیات جنگ و بازدارندگی در اسلام بر چهار اصل استوار است: ایجاد رعب در دل دشمن (آیه ۶۰ انفال)، افشاگری مستند به جای ناسزاگویی (سیره علوی)، پاسخ قاطع و فوری به تهدیدات، و ایجاد امید و حماسه در میان خودی‌ها. متأسفانه، ادبیات برخی مسئولان در برابر اهانت‌های دشمن، با این اصول فاصله دارد. مواضع رهبر شهید(ره) و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله تعالی)، الگویی بی‌نظیر برای این ارتقا هستند. ادبیات، اگر در تراز «اِعدوا» نباشد، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه به دشمن پالس ضعف می‌دهد و هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل می‌کند.

نگارنده معتقد است اولا در گوی‌ربایی مسوولیت‌پذیری‌ها، چه از طرف محرِزین و چه محرَزین، باید نصاب‌های گفتاری، مدنظر قرار گیرد در ثانی، برای ضعف‌های موجود، همچنانکه در فلسفه سیاسی بر آموزش تاکید می‌شود آموزش سخنوری، مدنظر باشد. بعضی تعابیر، چه بسا ناشی از برگرداندن و گرته‌برداری‌های نادرست و ناخودآگاه صورت می‌گیرد. مثلا در بیان تمجید از تجمعات خیابانی، به جای اینکه بگوییم: اینان معرکه برپا کرده‌اند، می‌توان گفت: این حضور در خیابان‌ها واقعا یک کار معرکه است! یا مثلا در تجلیل از یک پرستار که با فداکاری، خود را به خطر انداخته و قبل از نجات چند مریض، محل کار آتش‌گرفته‌اش را ترک نکرده، به جای اینکه بگوییم:کار این پرستار در مقایسه با فداکاری این مردم هیچ است یا چیزی نیست؛ می‌توان گفت: فداکاری این پرستار به مانند همه فداکاری‌های مردم عزیزمان، قابل تمجید است. مواردی که نشان می‌دهد نیت گوینده محل اشکال نیست لکن بیان و ادبیات، مبتلا به اشکالات ابتدایی است.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم