امروز: 1405/08/10 ساعت : 16:41
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • از توهم انتخابات تا تباهی ساختاری

    ارزیابی بحران وجودی و فروپاشی درون‌زای رژیم صهیونیستی

    سایه سنگین بحران وجودی، فروپاشی اعتماد عمومی و گسست عمیق ساختاری، این روزها بیش از هر زمان دیگری بر پهنه سیاسی رژیم موقت صهیونیستی سنگینی می‌کند؛ رژیمی که در میان سردرگمی حاصل از شکست‌های خفت‌بار میدانی، غرق شدن در تلاطم جنگ‌های فرسایشی و اضمحلال ارتش خود، به درگیری‌های وحشیانه داخلی و معرکه موهوم انتخابات پناه برده است. تکاپوی مضحک سردمداران تل‌آویو برای عبور از بن‌بست سیاسی و تلاش مذبوحانه بنیامین نتانیاهو برای بازسازی محبوبیت ازدست‌رفته‌اش، تنها نمایانگر حقیقت عریانی است که جبهه مقاومت سال‌ها بر آن تأکید داشته است: رژیم صهیونیستی در یک مارپیچ نزولی و فروپاشی غیرقابل‌بازگشت گرفتار شده و هیچ انتخابات، ائتلاف‌سازی یا مانور تبلیغاتی توان نجات این ساختار روبه‌زوال را ندارد.

    برای درک عمق این تشتت بی‌سابقه، باید آرایش احزاب و جریان‌های سیاسی در درون این رژیم بحران‌زده را به دقت کالبدشکافی کرد؛ احزابی که در ساختار انتخابی کنست به سه اردوگاه اصلی تقسیم شده‌اند و به جان یکدیگر افتاده‌اند:

    ۱. اردوگاه ائتلاف راست‌گرای حاکم (جناح نتانیاهو) این بلوک متشکل از احزاب افراطی راست، فاشیسم مذهبی و ارتدوکس‌های حریدی است که برای حفظ قدرت خود دست به هر جنایتی می‌زنند: حزب لیکود (Likud) به رهبری بنیامین نتانیاهو به عنوان هسته اصلی کابینه فعلی، مسئول مستقیم ناکامی‌های نظامی و اقتصادی رژیم است و نتانیاهو برای فرار از پرونده‌های قضایی، تمام توان خود را صرف باج‌دهی به گروه‌های افراطی کرده است. حزب عُوتسما یهودیت یا قدرت یهودی (Otzma Yehudit) به رهبری ایتامار بن‌گویر، حزب فاشیستی و راست افراطی است که علناً خواستار اخراج فلسطینیان، اشغال کامل غزه و سرکوب شدیدتر در کرانه باختری است و پافشاری‌های او موجب قطبی‌شدن شدید در جامعه صهیونیستی شده است. حزب صهیونیسم مذهبی و زُهوت به رهبری بتسلئیل اسموتریچ، نماینده جریان شهرک‌نشینان تجاوزکاری است که به دنبال الحاق رسمی کرانه باختری است و سیاست‌های اقتصادی آن موجب تحمیل تورم و بحران معیشتی بر صهیونیست‌ها شده است. حزب شاس به رهبری آریه درعی، حزب حریدی و مذهبی راست‌گراست که تمرکز اصلی آن بر دریافت بودجه‌های هنگفت برای مدارس دینی و فرار جوانان حریدی از خدمت اجباری نظامی است؛ مسأله‌ای که معترضین صهیونیست را به شدت خشمگین کرده است. حزب یهودیت متحد توراتی (UTJ) ائتلاف مذهبی ارتدوکس افراطی به رهبری یعقوب آشر و یتسخاک گولدکنوپف است که صرفاً بر حفظ معافیت نظامی حریدی‌ها تأکید دارد و تهدیدات مداوم آن‌ها به خروج از ائتلاف، کابینه نتانیاهو را در آستانه فروپاشی قرار داده است. حزب نوام (Noam) به رهبری آوی مائوز، حزب تک‌نفره راست بنیادگرایی است که بر ترویج تعصبات شدید مذهبی و ضدیت با آزادی‌های اجتماعی متمرکز است.

    ۲. اردوگاه اپوزیسیون سکولار و میانه (جناح مخالفان نتانیاهو) این جریان‌ها متشکل از فرماندهان سابق ارتش، احزاب لیبرال و راست‌های سکولار هستند که خواهان برکناری نتانیاهو می‌باشند: حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، حزب نوظهور میانه-امنیت‌گرایی است که با مانور بر شکست‌های نظامی نتانیاهو سعی در جذب صهیونیست‌های سردرگم دارد، اما فاقد هرگونه راهبرد واقع‌بینانه برای برپایی امنیت است. ائتلاف بیخاد میان حزب یس عتید به رهبری یائیر لاپید و جریان نفتالی بنت، مدعی نجات اقتصاد و بازگرداندن روابط دیپلماتیک است، اما در عمل به دلیل تضاد منافع شدید میان بنت و لاپید شکننده است. حزب دمکرات‌ها به رهبری یائیر گولان، حزب هم‌پیمان چپ-میانه ناشی از ادغام حزب کارگر و مرتس است که به دلیل صعود افراط‌گرایی در جامعه صهیونیستی به حاشیه رانده شده است. حزب آمیچای یا یسرائیل بیتینو به رهبری آویگدور لیبرمن، حزب راست‌گرای افراطی سکولاری است که هم‌زمان دشمن سرسخت حریدی‌ها و خواستار سرکوب شدیدتر جبهه مقاومت است. حزب آبی و سفید به رهبری بنی گانتس پس از ناکامی در لایه‌های نظامی و خروج از کابینه جنگ، نفوذ خود را از دست داده و دچار بحران هویت سیاسی شده است. حزب رزمندگان و اقتصاد به رهبری یوآز هندل و یارون زلیخا، نمایانگر خشم و فرسایش شدید نیروی نظامی ارتش رژیم صهیونیستی و فلج اقتصادی ناشی از جنگ‌های متعدد است.

    ۳. احزاب و فهرست‌های جریان عربی (اقلیت‌های داخلی) فهرست مشترک به رهبری یوسف جبارین و احمد طیبی، نماینده حقوق فلسطینیان ساکن اراضی ۱۹۴۸ است حزب فهرست متحد عربی (Ra’am) به رهبری منصور عباس، جریان محافظه‌کار عربی متمرکز بر چانه‌زنی‌های بودجه‌ای و رفاهی برای شهروندان عرب است.

    بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی‌های منتشرشده توسط منابع عبری‌زبان و رسانه‌های رسمی تل‌آویو (از جمله کانال‌های ۱۲ و ۱۳ رژیم صهیونیستی)، اتمسفر سیاسی اراضی اشغالی بیش از پیش در باتلاق بن‌بست ساختاری و ائتلافی گرفتار شده است. در این نظرسنجی‌ها، اردوگاه مخالفان به رهبری چهره‌هایی نظیر گادی آیزنکوت و یائیر لاپید توانسته است بین ۵۲ تا ۵۶ کرسی را به خود اختصاص دهد، اما همچنان برای دستیابی به اکثریت مطلق ۶۱ کرسی جهت تشکیل کابینه پایدار با کسری جدی مواجه است؛ در مقابل، بلوک حامی بنیامین نتانیاهو و متحدان راست افراطی و حریدی او در سقف حمایتی حدود ۵۰ کرسی متوقف مانده و حزب لیکود نیز در بهترین حالت بین ۱۸ تا ۲۱ کرسی را کسب می‌کند که نشان‌دهنده سقوط آزاد کرسی‌های این حزب سنتی است. در این میان، احزاب عربی با کسب حدود ۱۴ الی ۱۵ کرسی نقش موازنه منفی را ایفا می‌کنند و حزب یشار به رهبری گادی آیزنکوت توانسته بین ۲۰ تا ۲۳ کرسی را به دست آورد.

    در این میان، ماهیت جنایت‌کارانه و ساختار جعلی این رژیم به گونه‌ای است که به صراحت اعلام می‌کنیم: برای امت اسلامی، ملت‌های مظلوم منطقه و جبهه مقاومت، هیچ تفاوتی میان جناح‌ها، احزاب و مهره‌های سیاسی درون اردوگاه متجاوزان وجود ندارد؛ چه باندهای فاشیستی و راست افراطی نتانیاهو و بن‌گویر بر مسند کار باشند و چه ائتلاف‌های رنگ‌وبارگرفته‌ی سکولار، میانه‌رو یا ژنرال‌های شکست‌خورده نظیر آیزنکوت، لاپید و گانتس سکان هدایت را به دست گیرند، همگی از یک طبع و سرشت استثمارگر و اشغالگر برخوردارند و دستشان تا مرفق به خون کودکان و زنان بی‌گناه غزه و فلسطین آلوده است. این جریان‌های سیاسی متخالف در ظاهر رقیب یکدیگرند، اما در هدف راهبردی خود که هم‌افزایی برای استمرار تجاوز، حفظ ماهیت آپارتاید و تداوم کشتار در جغرافیای اسلامی است، کاملاً اشتراک مساعی دارند؛ از این رو، هر فرد و گروهی که در این رژیم موقت به قدرت برسد، تفاوتی با دیگران نداشته و همانند سگ زرد و برادر شغال، مهره‌ای سوخته در ساختاری نامشروع و محکوم به فنا به شمار می‌رود که هیچ‌گونه تنفس مصنوعی، دخالت یا دلسوزی از سوی واشنگتن یا دیگر حامیان غربی نمی‌تواند جان تازه‌ای در کالبد پوسیده و رو به اضمحلال آن بدمد.

    تراکم و تعارض شدید این احزاب و داده‌های آماری نظرسنجی‌های کانال ۱۲ و ۱۳، گواهی روشن بر استیصال و بی‌سرانجام بودن ساختار انتخابی رژیم صهیونیستی است. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند هیچ‌یک از دو جناح اصلی توان دستیابی به حد نصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل یک کابینه باثبات را ندارند. حقیقت عریان این است که دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی تحت ضربات فرسایشی و هوشمندانه جبهه مقاومت به طور کامل فروپاشیده و سران تل‌آویو کانون اصلی شکست‌های خود را از میدان نبرد به نطق‌های انتخابی کشانده‌اند. تغییر چهره‌ها و جایگزینی مهره‌های سیاسی متجاوز، نه از بار تاوان جنایات آنان می‌کاهد و نه معادلات عینی در صحنه میدانی را دستخوش تغییر خواهد ساخت. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان جبهه مقاومت بارها تأکید کرده‌اند، فرآیند زوال رژیم صهیونیستی وارد فاز نهایی خود شده است؛ رژیمی که حتی با حمایت‌های بی‌دریغ نظامی و سیاسی استکبار جهانی نیز توان پنهان‌کردن ترک‌های عمیق ساختار داخلی خود را ندارد و هر گامی که به سمت صندوق‌های رأی برمی‌دارد، گامی بلندتر به سوی سرنوشت محتوم و فروپاشی نهایی است.

    مهدی محمودی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم