یادداشت از مسعود نصیری – استان همدان؛ شهر ملایر
بعد از ملی شدن نفت و کوتاه شدن دست بریتانیا از ذخایر ملی ایران، غربی ها به سمت محاصره دریایی دولت مصدق رفتند تا قطره ای نفت از خارک خارج نشود. همچون امروز که بعد از باج ندادن ملت مبعوث شده ایران در زمینه هستهای، نفت و قدرت موشکی، آمریکاییها به دنبال محاصره دریایی ایران رفتهاند هرچند انتخاب پلن محاصره بعد از جنگ و تحریم های شدید اقتصادی نشان دهتده شکست نظامی دشمن در میدان است زیرا امریکایی ها قبول کرده اند میدان را هم از دست داده اند. همانطور که خیابان را بعد از بعثت مردم که قریب دویست شب است در خیابان ها هستند از دست داده اند.
اما این بار محاصره دریایی ایران برگ برنده ای برای ترامپ قمار باز نیست زیرا ایران چون میدان را توسط قدرت آفندی در دست دارد میتواند به راحتی منافع آمریکایی ها را در منطقه تحت حمله قراردهد.
اما نقطه مشترک در سال ۱۳۳۲ و آن کودتای انگلیسی امریکایی که منجر به بازگشت دیکتاتوری پهلوی به ایران شد و کودتای دی ماه ۱۴۰۴ که هدفشان فرش قرمز پهن کردن با خون ایرانیان برای ربع پهلوی بود هردو کودتا برای استعمار ایران بوده است همانطور که امام شهیدمان فرمودند آمریکا میخواهد ایران را ببلعد اما مردم و انقلاب اسلامی مانع او شده اند.
آری نفت ایران و موقعیت ژئوپلتیکی اش و منابع طبیعی ایران آنقدر برای آمریکا و غرب و اروپا و کشورهای حاشیه خلیج فارس وسوسه انگیز است که با بهانه های مختلف مثل بمب اتمی به ایران حمله کنند یا درصورت شکست نظامی با محاصره نفتی یا تحریم اقتصادی یا محاصره خاکی همراه با مذاکره در نقش پلیس خوب و پلیس بد و میانجیگر امتیازی مثل جزیره خارک که نفت خیز است را بگیرند.
امام شهیدمان حضرت آیت الله خامنه ای آشوب های دی ماه گذشته را کودتا نامیدند درواقع اشاره ایشان به اقدامات عوامل تحت امر آمریکایی، صهیونی بود زیرا کودتای دی ماه ۱۴۰۴ نیز بخشی از پازل حمله نظامی آمریکا در روز نهم اسفند ماه محسوب می شد تا در نقش نجات دهنده ای که خودش مخمصه آشوب دی ماه را برپا کرده به ایران حمله کند،مثل سال ۱۳۳۲ که چند ماه قبل از کودتای ۲۸ مرداد آمریکا در نقش میانجیگر بین انگلستان و ایران وارد مذاکرات شد و پیشنهاد بانک جهانی را به دولت مصدق داد که تا پایان قرارداد ۵۰ ساله ای که رضا شاه پهلوی با شرکت نفت انگلستان امضا کرده است سود فروش نفت در جیب انگلستان و ایران نرود و در حساب بانک جهانی تحت تصرف آمریکا واریز شود!
این روزها که آمریکا حرف از محاصره ببشتر ایران در خلیج فارس و حتی محاصره خاکی ایران میزند متوجه میشوم که استعمار کاری به نوع حکومت ندارد و در هر دوره ای به دنبال منافع خویش از غرب و شرق آسیاست که به قول امام شهیدمان غربی ها خودشان را مرکز دنیا می دانند و سایر دنیا را خاور دور و خاور نزدیک و خاورمیانه تعریف می کنند.
اما آنچه که باعث شده جمهوری اسلامی ایران بر خلاف دولت مصدق در مقابل تحریم و محاصره و کودتای آمریکایی صهیونی آسیب نبیند حضور مردم مبعوث شده در خیابان هاست زیرا در کودتای آمریکایی انگلیسی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خبری از حضور مردم در صحنه نبود و مصدق متعجب بود که چرا مردمی که در چهارده ماه قبل یعنی ۳۰تیر ۱۳۳۱ در خیابانها کفن پوش برای دفاع از وی به خیابانها آمده بودند و شعار یا مرگ یا مصدق سر میدادند دیگر در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خیابان ها را رها کرده اند تا خیابان جولانگاه آشوبگرانی همچون شعبان بی مخ ها شود.
شاید مصدق نمیدانست مردم و میدان و روابط بین المللی سه بازوی یک کشور در برابر استعمار است شاید بعد از ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ دکتر مصدق به این فکر می کرد که حال دست استعماری انگلستان را از نفت های آقاجاری و خارک بریده و باید به مارکسیست ها در دولتش بیشتر فرصت دهد تا متعاقبا قرارداد نفتی جدیدی با شوروی به امضا برساند هرچند این یک حدس و فرضیه است اما حضور کمونیست ها در دولت مصدق باعث شد شعبان بی مخ ها مساجد و تکایا را آتش بزنند و به مردم القا کنند که این نتیجه حضور کمونیست ها در دولت مصدق است که این خود موجب ایجاد فاصله بین مصدق و مردم شده بود و از طرفی دیگر مصدق ملی شدن نفت را فقط مرهون طرح مکتوب دکتر فاطمی میدانست و از نقش مرجعیت در بین مردم غافل شده بود یا شاید روحانیت را برای دوران گذار از دیکتاتوری پهلوی و ملی شدن نفت کافی می دانست که این هم علتی دیگر بر ایجاد فاصله بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی شده بود.
محمدرضا پهلوی و دربار وی که متوجه شده بودند دکتر مصدق و دکتر فاطمی طرح ایجاد جمهوریت و دولتی برآمده از رای مردمی را در سر دارند در سمت انگلستان ایستادند و دولت بریتانیا را برای تحریم اقتصادی و محاصره دریایی دولت دکتر مصدق ترقیب میکردند همچون کودتای دی ماه ۱۴۰۴ که ربع پهلوی به دیدار نتانیاهو میرفت که زودتر به ایران حمله کن و همراه با سلطنت طلب ها توییت میزد که ترامپ زودتر مدرسه میناب و زیرساخت های ایران را بمباران کن و منتظر آن لحظه بمباران ایران و مردم کشورشان بودند که ترامپو نتانیاهو تاج شاهی را به قیمت شهادت کودکان بی گناه میناب و تجزیه ایران تقدیم شان کند!
پهلوی اول نیز قبل از کودتا به امریکا گریخته بود و ترقیب کننده تنگ تر کردن محاصره دریایی دولت مصدق شده بود تا محاصره دریایی آنقدر از لحاظ اقتصادی به مردم فشار بیاورد تا مردم دیگر در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همچون ۳۰ تیر ۱۳۳۱ کفن پوش به حمایت از مصدق به خیابان ها حضور پیدا نکنند.
آری محاصره دریایی و عدم فروش نفت آنقدر فشار اقتصادی بر دولت مصدق و مردمایران وارد کرد که تورم و رکود بر کشور سایه افکند و مردم تحت فشار اقتصادی در ۲۸ مرداد حضور خیابانی نداشتند و خیابان های تهران تحت اشغال شعبان بی مخ ها و آشوبگران قرار گرفت همانگونه که طرفداران ربع پهلوی در کودتای ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ مردممبعوث شده را از حضور در خیابان ها منع میکردند تا خیابان ها جولانگاه اغتشاشگران شود اما به قول امام شهیدمان مردم را خدا مبعوث کرد تا کار را تمام کنند و قریب دویست شب در خیابان ها لبیک یا خامنه ای سردهند و به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله سید مجتبی خامنه ای که تذکر دادند خیابان و تنگه هرمز که امروز تنگه احد است را رها نکنید مردم گوش به فرمان بودند تا پازل آمریکا که یک ضلع اش کودتای دی ماه و ضلع دیگرش مسلح کردن گروهک های تروریستی و حمله نظامی به ایران و شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران بود ناقص بماند.
در پایان قرن بیستم غربی ها به سمت جایگزین ذغال سنگ یعنی نفت رفته بودند و دارسی یکی از کارآفرینها( آنتروپرونرهایی) بود که در زمان قاجار نفت ایران را اکتشاف و استخراج و تسویه و به فروش میرساند و دولت قاجار اجازه ای نداشت با این استعمار مخالفت کند زیرا طبق قرارداد مذکور فقط حق دریافت سود مشخصی از تجارت نفت ایران را داشت زیرا دارسی ادعا میکرد ایرانی ها نه تنها علم استخراج و تسویه نفت و حتی حسابداری و اداره پالایشگاه را ندارند بلکه میگفت مگر دولت های قاجاری و پهلوی در سالها ضرر و زیان شرکت دارسی که هنوز نفت ایران را استخراج نکرده بودند شریک بوده که حالا در سودش شریک باشند و چاههای نفت را ما انگلیسی ها کشف کرده ایم با این ادعا استعمار بریتانیا ادامه داشت و در دوره پهلوی اول در برابر افزایش سود ناچیز ،انگلستان موظف شد دانشگاه نفت آبادان را برای ایران بسازد اما در مقابل رضا پهلوی پنجاه سال دیگر قرارداد استعماری دارسی را برای بریتانیا تمدید کرده بود درواقع این قرارداد استعماری تا دهه شصت شمسی تاریخ انقضا داشت هرچند بی اعتبار بود اما ظهور انقلاب اسلامی موجب شده بود دیگر خبری از حکومت های فشل و واداده شاهنشاهی نباشد که بخاطر حفظ تاج و تخت شاهی خویش نفت ایران را به غربی ها و بحرین را عروس آمریکایی ها کند و از طرفی همچون رضاشاه پهلوی توسط امریکایی ها تبعید و همچون محمدرضا پهلوی فرار کند یا حتی همچون احمدشاه قاجار فرنگ گردی کند و همچون محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ ببندد و فقط شعارهای پان ایرانیسم بدهد.
آری برکت انقلاب اسلامی شهادت طلبی مقام معظم رهبری شهید و فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای بوده که موجب بعثت مردم ایران شده است.
اما در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ملی شدن نفت برابر شد با تبعید دکتر مصدق و تیرباران دکتر فاطمی و بازگشت دیکتاتوری پهلوی به ایران و شاید ترامپ دیر متوجه شد ملتی که رهبرش مثلی لایبایع مثل یزید سر دهد ملت مبعوث شده ای است که تنگه هرمز و خیابان و میدان را به کودتاچیان امریکایی و انگلیسی و صهیونی و سلطنت طلب نمیدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید