طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب، ایران با محاسبات الهی، قدرت اول جهان است
روز سه شنبه ۷ مهرماه، دکتر سعید جلیلی در صد و پنجاه و ششمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین آسیبشناسی قرآن کریم به علل تردیدافکنی و برخی سستیها در جبهه خودی پرداخت.
در سوره محمد(ص)، یکی از مسائل مهم، تبیین وضعیت انسانها در صحنه جنگ و تفاوت مختصات جبهه حق و جبهه باطل است. این تردید، صرفاً یک تردید تاکتیکی و مربوط به انتخاب میان دو راه نیست، بلکه میتواند به یک تردید راهبردی و اصولی تبدیل شود که انسان را از مسیر هدایت بازگرداند. ویژگیهای هر دو جبهه حق و باطل را نشان میدهد؛ این سوره صرفاً بیان یک واقعه تاریخی نیست، بلکه تبیین سنتهای الهی در صحنه رویارویی جبهه حق و باطل است.
وقتی جنگ شکل میگیرد، نمیتوان در اصل ایستادگی و انجام وظیفه دچار تردید و سستی شد؛ قرآن در بخش سختافزاری جنگ بر ایستادگی تا زمانی که «حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» تأکید میکند. اما جنگ فقط یک مواجهه نظامی نیست؛ بلکه یکی از صحنههای مهم آزمایش انسان در دنیاست. در چنین عرصهای ایمان، صبر، ثبات، تشخیص حق از باطل و میزان پایبندی انسان به مسیر هدایت الهی مورد آزمون قرار میگیرد.
آزمون انسان در عرصه هستی، در صحنههای سختی مانند جنگ آشکار میشود؛ جایی که باید مشخص شود چه کسانی وارد میدان مجاهدت میشوند و وظیفه خود را انجام میدهند. قرآن این صحنه را صرفاً توصیف رفتار دو طرف نمیداند، بلکه آن را جلوهای از سنت الهی معرفی میکند: مؤمنان از نصرت و ولایت الهی برخوردارند و در مقابل، کافران از چنین ولایتی محروماند.
درادامه قرآن از وجود «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» در قلب برخی افراد در جبهه خودی سخن میگوید؛ مرضی که به معنای اختلال در دستگاه ادراک و تصمیمگیری انسان است و موجب شک و تردید در تصمیمهای روشن میشود. وقتی این «بدافزار» در دستگاه محاسباتی انسان شکل بگیرد، قدرت درست دیدن، شنیدن و تحلیل کردن را از او میگیرد. از همین رو تردید و عقبنشینی برای این افراد صرفاً یک موضوع مقطعی مانند هستهای معطوف نمیشود؛ بلکه تردید عمیقتر با اصل شکلگیری نظم و تمدنی است که مبنای آن حقانیت، وحی الهی، اسلام، قرآن و اهلبیت علیهمالسلام خواهد بود. از همینجاست که برخی افراد درون جبهه حق، بهجای ایستادگی، با مخالفان وارد گفتوگو و همراهی میشوند و میگویند: «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ». قرآن هشدار میدهد که این عقبگرد حتی اگر در ظاهر پنهان بماند، از خداوند پنهان نیست؛ «وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ» و در نهایت حقیقت درونی انسان آشکار خواهد شد.
قرآن راه عبور از آسیبِ سستی و بیفرجام ماندن حرکت را در «اطاعت از خدا و رسول» و ولایتپذیری معرفی میکند و با تعبیر «وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» هشدار میدهد که عمل نباید در میانه راه رها شود. در میدان جنگ نیز این منطق دو بُعد دارد: در بُعد سختافزاری باید محکم و جدی ایستاد و جنگید و در بُعد نرمافزاری نباید دچار سستی و عقبنشینی شد؛ «وَلَا تَهِنُوا». این استقامت با منطق «وَاللَّهُ مَعَكُمْ» پیوند دارد؛ یعنی معیت و نصرت الهی، و بر اساس تعبیر مرحوم علامه طباطبایی، خداوند مؤمنی را که در این مسیر درست حرکت کرده، رها نمیکند و عمل او را ناقص نمیگذارد. اینطور نیست که انسان وسط جنگ، وقتی شرایط سخت شد، سست شود و بگوید رفراندوم بگذاریم و ببینیم چه کار کنیم که این مسئله تمام شود. طرف مقابل آمده و با شما میجنگد و همچنان تهدید میکند؛ قرآن میگوید سست نشوید و چنین رویکردی نداشته باشید. دشمن با همه وجود در برابر شما قرار گرفته، در شرایطی که شما در موقعیت برتر قرار دارید، نباید سستی به خود راه دهید.
رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود فرمودند: به اذعان غربیها ایران امروز به یکی از چهار قدرت مؤثر دنیا تبدیل شده است البته این محاسبه آنها با محاسبات مادی است، با محاسبات الهی، ایران قدرت اول دنیاست.
اگر قومی از مسیر الهی روی برگرداند، «يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ» قومی دیگر جایگزین میشود که حقیقت را میفهمد و به آن عمل میکند. در این چارچوب، انقلاب اسلامی و ملت ایران بهعنوان نمونهای از مردمی مطرح میشوند که پس از قرنها این معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام را پذیرفتند و در مسیر آن حرکت کردند؛ مسیری که در تعبیر امام شهید، به شکلگیری «ملت مبعوث» انجامیده است. بنابراین، در حکمت سیاسی اسلام، مسئله فقط شناخت این معارف نیست؛ بلکه باید آنها را در حکمرانی، سیاست کشور و رفتار سیاسی به کار گرفت و با پرهیز از خطاهای محاسباتی و تصمیمگیری، مسیر اطاعت و عمل به این سنتهای الهی را ادامه داد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید