یادداشت از محمد مهدی اکبرزاده- آذربایجان شرقی، تبریز
حضور رئیسجمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در شرایطی انجام میشود که ایران یکی از شدیدترین دورههای رویارویی نظامی و سیاسی خود با آمریکا و اسرائیل را پشت سر گذاشته است. بنابراین سخنرانی مسعود پزشکیان در نیویورک نمیتواند صرفاً یک سخنرانی معمول دیپلماتیک باشد؛ باید فرصتی برای بیان مستند آنچه بر ایران گذشته، دفاع از حاکمیت ملی و طرح مطالبه پاسخگویی در برابر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی باشد.
یکی از مهمترین موضوعات، حملات ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ است؛ حملاتی که به شهادت رهبر جمهوری اسلامی، شماری از فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان عالیرتبه و دانشآموز مظلوم مدرسۀ شجر طیبۀ میناب انجامید. گزارشهای منتشرشده، از شهادت دهها مقام و فرمانده ارشد در موجهای مختلف حملات آمریکا و اسرائیل حکایت دارند.
پزشکیان باید در این زمینه، به جای ادبیات احساسی یا شعارهای کلی، یک پرسش روشن را در برابر سازمان ملل قرار دهد: اگر هدف از نظام بینالملل جلوگیری از جنگ و حفاظت از غیرنظامیان است، مسئولیت حمله به خاک یک کشور مستقل و ترور مقامهای عالیرتبه آن چگونه باید بررسی و تعیین شود؟
موضوع مدرسه میناب نیز باید با صراحت مطرح شود. حمله به مدرسه دخترانه در میناب در نخستین روز جنگ، به شهادت شمار زیادی از دانشآموزان و کارکنان انجامید. هیئت حقیقتیاب سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که دلایل معقولی برای انتساب این حمله به آمریکا وجود دارد و آن را در چارچوب حملات غیرتمایزی که موجب تلفات غیرنظامی شدهاند، جنایت جنگی ارزیابی کرد. این موضوع میتواند به یکی از اصلیترین محورهای سخنرانی تبدیل شود: کودک ایرانی نباید در محاسبات سیاسی و نظامی قدرتهای بزرگ، عددی بیاهمیت تلقی شود.
در کنار این موارد، پزشکیان باید مسئله بیاعتمادی ناشی از سابقه رفتار آمریکا را نیز مطرح کند. موضع ایران میتواند این باشد که مذاکره و دیپلماسی زمانی معنا دارد که تعهدات بینالمللی قابل اتکا باشند و تغییر دولتها یا محاسبات سیاسی در واشنگتن، تعهدات پذیرفتهشده را بیاعتبار نکند. تجربه خروج آمریکا از توافق هستهای و بازگشت تحریمها، یکی از عواملی است که در محاسبات ایران درباره اعتبار تضمینهای آینده اهمیت دارد.
با این حال، بیان اقتدار ایران نباید صرفاً در تهدید متقابل خلاصه شود. پیام تهران میتواند این باشد که ایران جنگطلب نیست، اما تجاوز به سرزمین، مردم و مسئولان خود را بدون مطالبه پاسخگویی رها نمیکند؛ ایران آماده گفتوگوست، اما گفتوگو را جایگزین حق حاکمیت و امنیت ملی خود نمیکند.
پزشکیان همچنین باید خواستار تشکیل سازوکارهای مستقل بینالمللی برای بررسی حملات علیه غیرنظامیان، بهویژه کودکان میناب، و بررسی مسئولیت عاملان حملات شود. چنین مطالبهای، پرونده ایران را از سطح مناقشه سیاسی میان تهران و واشنگتن به موضوعی مرتبط با حقوق بینالملل و مسئولیت دولتها ارتقا میدهد.
از تهران تا نیویورک، پیام اصلی باید روشن باشد: ایران درباره آنچه بر سر مردم و مسئولانش آمده سکوت نمیکند؛ اما پاسخ ایران صرفاً بیان خشم نیست. پاسخ، ثبت حقیقت، مطالبه عدالت، دفاع از حاکمیت ملی و تأکید بر این اصل است که هیچ قدرتی نباید خود را فراتر از قانون بینالمللی بداند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید