به بهانه اهتزاز پرچم فلسطین در تجمعات فرانسه و ایتالیا / مقاومت چگونه صدای مظلومیت فلسطین را جهانی کرد؟
نظام سلطه در محاسبات خود همواره یک عامل تعیینکننده را نادیده میگیرد: بیداری ملتها و عبور جوامع از خطوط قرمزی که رسانههای غربی برای ذهنها ساختهاند. صاحبان قدرت تصور میکردند با سانسور و تصویرسازیهای سفارشی میتوانند افکار عمومی را کنترل کنند؛ اما بیداری ملتها همان عاملی است که محاسبات مستکبران را برهم زده است.
دستگاههای محاسباتی مستکبران بر این پایه استوار شده بودند که با اتکا به امپراتوری رسانهای، سانسور ساختاری و ایجاد ارعاب امنیتی، میتوان صدای حقطلبی و منطق مقاومت را در جغرافیای خاورمیانه محدود کرد. اما تحولات این روزها در خیابانها، دبیرستانها و دانشگاههای قلب اروپا (بهویژه در فرانسه و ایتالیا) خط بطلانی صریح بر تمام این محاسبات کشید. برافراشته شدن پرچم فلسطین و استفاده چفیه مقاومت توسط دانشآموزان و دانشجویان اروپایی، گواهی بر این حقیقت است که آرمان فلسطین از یک مسئله منطقهای به نماد فراملیِ ایستادگی در برابر ظلم و زور تبدیل شده است.
این موج بیداری در شرایطی خیابانهای پاریس و رم را دربرگرفته که دولتهای غربی شدیدترین رفتارهای امنیتی و قضایی را علیه حامیان فلسطین به کار بستهاند. نماد برجسته و سند زنده این تناقض رفتاری و استبداد مدرن غربی، سرگذشت بانوی ایرانی، خانم مهدیه اسفندیاری است که حدود ۱۴ ماه در فرانسه به اتهام واهی افشاگری علیه نسلکشی در غزه و حمایت از مظلومان فلسطین، تحت بازداشت و فشارهای شدید قضایی قرار داشت.
کشوری که خود را مهد آزادی بیان و حقوق بشر مینامد، یک شهروند آزاده را تنها به جرم فریاد حقیقت زندانی کرد؛ اما امروز درست در همان خیابانها و در برابر همان دستگاههای ارعاب، جوانان اروپایی با چفیه فلسطینی به میدان میآیند. این تقارن تاریخی نشان میدهد که اهرمهای سرکوب و سانسور در غرب، در برابر خیزش وجدانهای بیدار کاملاً کارایی خود را از دست دادهاند.
برای فهم این خیزش، باید به سنتهای الهی و منطق حاکم بر تحولات تاریخی توجه کرد. بیت ماندگار و پرمعنای منتسب به ابوسعید ابوالخیر، گواهی دقیقی بر وضعیت امروز جبهه استکبار و رژیم صهیونیستی است:
آه دل مظلوم به سوهان ماند
گر خود نبرد، برنده را تیز کند
مفهوم کلام این است که آه و نفرین ستمدیده مانند سوهان عمل میکند؛ حتی اگر در ظاهر، ظالم را در همان لحظه نخست نابود نکند، اما در باطن اثر گذاشته و تدریجاً آن نیروی ستمگر و ابزار ظلم او را رسواتر و آماده عقوبت و خودتخریبی میکند. ظلم بیحدومرز، آپارتاید و جنایات رژیم صهیونیستی با پشتیبانی مستقیم دولتهای غربی در غزه، همچون سوهانی عظیم، پردههای دروغین رسانههای غربی را سایید و صدای حقیقت شد. آه کودکان و مظلومان غزه، وجدانهای خفته در جوامع غربی را تکان داد و چهره واقعی لیبرالدموکراسی را برای نسل جدید اروپا برملا ساخت.
از سوی دیگر، ثمره درخشان و امتداد این بیداری، مرهون مجاهدتهای تاریخی و گفتمانساز جبهه مقاومت است. در ماه اکتبر، نام و یاد فرمانده شجاع و متفکر میدان، شهید سعید، یحیی سنوار برجسته میشود؛ مردی که در اکتبر متولد شد و در همین ماه، با ابهت تمام در خط مقدم نبرد با نیروهای رژیم صهیونی به شهادت رسید.
عملیات تاریخی ۷ اکتبر (طوفانالاقصی) و پایداری اسطورهای سنوار و همرزمانش، نهتنها افسانه شکستناپذیری امنیتی و نظامی صهیونیسم را فرو ریخت، بلکه معادلات ادراکی جهان را دستخوش تحولی بنیادین کرد. رژیمی صهیونیستی تصور میکرد با شهادت سنوار، مشعل مقاومت خاموش خواهد شد؛ اما شهادت قهرمانانه و افسانهای او، به نمادی از مقاومت تبدیل شد؛ نمادی از ایستادگی در برابر ظلم که در امتداد مظلومیت ملت فلسطین و افشای جنایات رژیم صهیونیستی، از مرزهای منطقه فراتر رفته است. بازتاب این گفتمان را میتوان در تجمعهای حامی حقوق فلسطین در اروپا دید؛ جایی که استفاده از چفیه فلسطینی و برافراشته شدن پرچم فلسطین، بیانگر گسترش نمادین آرمان مقاومت و تبدیل مسئله فلسطین به نمادی فراملی از ایستادگی در برابر ظلم و زور است.
مقاومت، در گفتمان جمهوری اسلامی، حامل پیامی فراتر از مرزهای جغرافیایی و ملی معرفی میشود. وقتی نوجوان فرانسوی یا ایتالیایی چفیه بر دست میگیرد و علیه نظام استکباری قیام میکند، یعنی منطق مقاومت مرزهای جغرافیایی، نژادی و مذهبی را درنوردیده است. برخورد سخت با امثال مهدیه اسفندیاریها یا سرکوب دانشآموزان معترض در اروپا، نه نشانه اقتدار سیستم غربی، بلکه گواهی بر استیصال و ترس عمیق نظام سلطه از افول پایههای خودساختهاش است. این همان وعده تخلفناپذیر الهی است که حق پیروز است و خون مطهر شهدا و صبوری مظلومان، جهان را به سوی عدالت و آزادی نهایی رهنمون خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید