(function (){ const head = document.getElementsByTagName("head")[0]; const script = document.createElement("script"); script.type = "text/javascript"; script.async = true; script.src = "https://s1.mediaad.org/serve/asre-iranian.ir/loader.js"; head.appendChild(script); })();
امروز: 1405/06/02 ساعت : 00:07
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • حل مسائل کشور از کدام مسیر می‌گذرد؟

    مدیریت انقلابی؛ به زانو درآوردن امریکا و اسرائیل در عرصه نظامی

    مدیریت غرب‌زده؛ ناتوان در حل مشکل بنزین!

     

    جنگی که در ۶ ماه اخیر بر ما تحمیل شد کم از جنگ جهانی نداشت. ۲ ابرقدرت نظامی دنیا با پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی اروپایی‌ها و با میزبانی و گاها حتی همراهی برخی کشورهای خائن عربی در یک سو، ایران (با حمایت گروه‌های مقاومت در لبنان و عراق) در طرف دیگر. نتیجه این نبرد با وجود آنکه ایران بسیار اخلاق مدار رفتار کرد و برخلاف طرف مقابل از مورد حمله قرار دادن اماکن غیرنظامی، مدارس و زیرساخت‌های عمومی مانند پل، جاده، تونل و … خودداری کرد، با شکست مفتضحانه امریکا و اسرائیل همراه بود. به طوری که در اواخر جنگ ۴۰ روزه امریکا به تلاش فراوان برای پایان دادن جنگ روی آورد و قافیه را در تنگه هرمز نیز کاملا واگذار کرد. این پیروزی نیروهای نظامی در این جنگ با ابعاد جهانی درحالی به دست آمد که ایران علاوه بر تحریم‌ کامل تسلیحاتی شامل مواد و فناوری‌های دارای کاربرد احتمالی در صنایع نظامی، در عرصه اطلاعات نظامی هم به دلیل عدم بهره‌مندی از تصاویر بروز ماهواره‌ای با محدودیت‌های جدی مواجه بوده‌ است.

    در سوی دیگر در عرصه داخلی با وجود تلاش‌های دولت برای مهار تورم و رفع ناترازی‌های مختلف، با مشکلات جدی در مدیریت مسائل مواجه هستیم. اوج این مشکل در ناترازی بنزین بروز کرده است که دولت با اعلام کمبود روزانه ۱۵ میلیون لیتر بنزین، قصد اجرای سیاست‌هایی برای رفع ناترازی دارد اما با توجه به آنکه کشور در یک سال اخیر با تورم بالای ۸۰ درصد مواجه بوده است و اجرای این سیاست‌ها ممکن است شوک اقتصادی سنگینی را بر مردم وارد کند ، دولت در اجرای سیاست‌های مرتبط با بنزین با تردید جدی مواجه است.

    اما سوالی که با مقایسه این دو عرصه پیش می‌آید این است که چگونه در عرصه نظامی با وجود تحریم توانستیم کشور را به یک ابرقدرت تبدیل کنیم تا آنجا که ابرقدرت‌های جهان را به زانو درآوریم اما در عرصه مدیریت اقتصادی آنقدر دچار اشتباه بوده‌ایم که کار به جراحی‌های خونین و شوک و ایجاد نارضایتی برسد؟ چرا با وجود آنکه اکثر مدیران این دولت تحصیلکرده غرب هستند و سیاست‌های اقتصادی مورد تاکید غرب را الگو خود قرار می‌دهند، در موضوعات مختلف دچار ناترازی و نیاز به مداخلات جنجالی و بحران آفرین هستیم؟ چگونه نیروهای نظامی با بودجه‌ای به مراتب کمتر از ابرقدرت‌های دنیا آنها را شکست می‌دهند اما سیاستمداران و اقتصاددانان در مدیریت اولویت‌‌های کشور ناتوانند؟ آیا این ناتوانی در حل مسائل کشور به نوع تفکر و نگاه مدیریتی دولت‌مردان و سیاستمداران برنمی‌گردد؟ آیا وقت آن نرسیده است که سیاستمداران و تصمیم‌گیران عرصه اقتصاد نگاه خود را از سیاست‌هایی که دهه‌ها امتحان شده و باعث بدتر شدن شرایط اقتصادی و همچنین ایجاد نارضایتی شده است، بردارند و مدیریت نیروهای انقلابی مانند آنچه در نیروهای مسلح اتفاق افتاده است را الگوی خود قرار دهند؟ آیا وقت آن نیست باور به «ما می‌توانیم» و «مدیریت جهادی» را به تمام عرصه‌های مدیریتی کشور تسری دهیم؟ شهید سردار سپهبد پاکپور که در فاصله جنگ تحمیلی دوم و سوم خود را وقف افزایش توانمندی پدافندی و آفندی سپاه کرد، الگوی مناسبی برای تمام سیاست‌مداران کشور است. کسی که در فاصله ۶ ماه فقط چند روز به خانه و به میان خانواده خود رفته بود. تردیدی نیست اگر کشور به دست چنین مدیرانی بیفتد، تمام مشکلات حل خواهد شد.

    مرتضی امین‌پور

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم