امروز: 1405/06/07 ساعت : 01:53
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • داستان یک اقتباس، نقدی بر سریال رویای نیمه شب

    حسن آخوندپور بعد از سریال عشق کوفی، در همان فضا مجموعه‌ی رویای نیمه‌شب را مقابل دوربین برد. سریالی که با مشارکت سازمان اوج در ابتدا برای پلتفرم آماده شده بود، پلتفرم از پخش آن شانه خالی کرد و سایر پلتفرم‌های رقیب نیز از انتشار آن سر باز زدند تا دست آخر رویای نیمه‌شب به صداوسیما رسید. سریالی که در مدیوم پخش سراسری خوش درخشید و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد.
    رویای نیمه‌شب سه ضلع اثری قابل قبول را دارد؛ داستان قصه‌گو، قاب‌های به‌اندازه و بازی خوب بازیگران چهره. آخوندپور در دومین سریال خود همان فضای تاریخی عشق کوفی را ادامه داده و با شناخت بزرگترین ضعف اثر اول خود که فیلمنامه بود، از اقتباس کمک گرفته‌است. رویای نیمه‌شب اقتباسی از رمان مظفر سالاری به همین نام است که در سال‌های گذشته مورد استقبال قرار گرفت. اقتباس ایده و جان‌مایه‌ای مستحکم در اختیار نویسنده قرار داده تا فیلمنامه را بر آن بنا کند.
    فیلمنامه‌ی سریال با اینکه نسبت به کتاب پیشرفت قابل قبولی دارد، اما ناخواسته به برخی از ضعف‌های آن مبتلاست. فیلمنامه به درستی فهمیده که اسامی کتاب متناسب با سلیقه‌ی مخاطب نیست و آن را دست‌خوش تغییر قرار داده‌است. فیلمنامه به‌خوبی کتابی که ضعفش در پرداخت داستان بود را عمق بخشیده و شاخ‌وبرگی به کلماتی که یک‌بار در کتاب آماده‌اند داده و داستان را گسترش داده‌است. صحافی، مقام، علامه، مغول، یهودیت و… کلماتی در کتاب هستند که به درام تبدیل شده‌اند. چنین پرداختی ضعف کتاب که صرفا به توصیفات می‌پرداخت و با عجله به پایان می‌رسید، را پوشش داده‌است. رویای نیمه‌شب اگرچه در فیلمنامه و قصه رشد چشمگیری نسبت به عشق کوفی دارد، اما همچنان در دیالوگ‌نویسی و تاریخی نوشتن ضعف اساسی دارد که مواجهه مخاطب را با سریال سخت می‌کند و میان آن‌ها فاصله می‌اندازد.
    یهودیت با آن‌که در کتاب صرفا به کوچاندنشان به حله برای تغییر تناسب جمعیتی اشاره شده بود، به‌خوبی در فیلمنامه به نقش یهودیت در تقابل و تحریف شیعه را به تصویر کشید. داستان فرعی همسر امام زمان که به فیلمنامه اضافه شد، جریان‌های انحرافی مهدویت را به نمایش گذاشت. ضعف اصلی داستان در پرداخت به درون‌مایه‌ی آن است. همان‌گونه که کتاب اثری بر مبنای عشق‌های مثلثی است و مهدویت به آن اضافه شده بود، فیلمنامه هم علی‌رغم تلاش‌های بسیار به همین ضعف دچار است. فیلمنامه با آن‌که به خوبی جریان‌های مخالف و انحرافی مهدویت را به تصویر می‌کشد، از نمایش جریان اصیل مهدویت و نمایش طریقه‌ی صحیح انتظار و منتظر حقیقی در می‌ماند. ابوراجح که نماد منتظر حقیقی است و در واقعیت به دیدار امام زمان (عج) مشرف می‌شود، با آن‌که همه‌جا حضور دارد، اما شخصیتی منفعل است و بیشتر دست روی دست می‌گذارد. هر چند که تلاش شده در دیالوگ‌های مناظره میان جریان اصیل و جریان انحرافی در مقام اطلاعاتی از امام زمان (عج) ارائه شود، اما به نظر می‌رسد در ایجاد برساخت از ایشان ناموفق است. با این حال، تولید سریال با چنین مضمونی و پرداخت به مسئله‌ی انتظار جای ستایش دارد و با آن‌که از معدود کارهای تولیدی در این زمینه است، می‌تواند راه را برای پرداختن به چنین مضامینی باز کند.
    یکی دیگر از ضعف‌های کتاب که به فیلمنامه منتقل شده‌است، چرخه‌ی متعدد عشق‌های یک‌طرفه است. در کتاب تلما عاشق حمود است، فتاح عاشق تلماست، هیام عاشق فتاح است، سوبیتای عاشق هیام است، کنیز هیام عاشق سوبیتای است. عشق‌های مثلثی متعدد منزجرکننده است و مخاطب را پس می‌زند. عشق‌هایی که در آخر مسیرش وارونه می‌شود و پایان به اصطلاح خوشی را رقم می‌زند. هر چند که در فیلمنامه سعی شده تغییر چرخه عشق مثلثی را با برادر نشان دادن حمود برای تلما و همبند بودن هیام و حمود در زندان نمایش داده است، اما باز هم ساختن مکعبی از روابط عاشقانه آزاردهنده است. همچنین عنوان سریال و کتاب که منطبق بر رویای صادقه‌ی تلماست آنچنان که باید به آن پرداخته نشده، در صورتی که در کتاب به عنوان رکنی اساسی در قصه‌گویی به آن پرداخته شده بود.
    نقش‌آفرینی بازیگران نیز در فیلم متوازن نیست. بازیگران چهره‌ای که برخی بهتر از دیگران بازی کردند. بازی نادر سلیمانی در این سریال ستودنی است. مه‌لقا باقری به‌خوبی در نقش صائمه ایفای نقش کرده‌است. از طرفی به نظر می‌رسد بازیگران نقش‌های فتاح و تلما به خاطر ویژگی‌های ظاهری انتخاب شده‌اند. همچنین روزبه حصاری علی‌رغم تلاش زیاد، نقش را تئاتری بازی کرده و حمود هم آنچنان که باید نقش‌آفرینی نداشت.

    رویای نیمه‌شب قاب‌های استانداردی دارد و تصاویر زیبایی را خلق کرده‌است. هر چند که قاب‌ها زمانی که داخلی می‌شد به دلیل ضعف در نورپردازی به نقطه ضعف اثر تبدیل می‌شد. همچنین اصلاح رنگ و نور هم در سکانس‌های متعدد فراموش می‌شد و رنگ تصاویر در قاب‌های متفاوت، متغیر بود. طراحی خارجی به‌خوبی فضا می‌ساخت، اما اثر فاقد طراحی داخلی است؛ همان‌گونه که طلاسازی فتاح همچون دخمه‌ای تاریک است و هیچ نشانه‌ی زرق و برق طلافروشی را ندارد. همچنین طراحی لباس سریال به اثر کمک کرده است. همچنین به دلیل آنکه اثر در ابتدا برای صداوسیما ساخته نشده بود، حجم روتوسکپی حجاب زنان متعدد مورد استفاده قرار گرفته که البته ممکن است برای مخاطبان عمومی آنچنان مشخص نباشد.
    رویای نیمه‌شب نشان از قدرت نهفته‌ی رسانه ملی دارد. اثری که در آستانه‌ی بایگانی شدن قرار داشت با ظرفیت مخاطبان صداوسیما درخشید و دیده شد. پخش این سریال نشان داد که همچنان می‌شود در صداوسیما سریالی ساخت تا مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد. حالا که سریال به انتهای خود نزدیک شده، احتمالا نگرانی‌های عوامل سریال از پخش آن در رسانه ملی کم شده باشد و انگیزه‌ای مضاعف برای فیلم‌سازان به منظور بازگشت به رسانه ملی بسازد.

    سیدمحمدعلی قربانی

    سیدمحمدعلی قربانی کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد سینما و فرهنگ و دبیر تولیدات تصویری عصرایرانیان است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم