یادداشت از محمد مهدی اکبرزاده – آذربایجان شرقی، شهر تبریز
در جهان امروز، قدرت کشورها دیگر تنها با شاخصهای نظامی و اقتصادی سنجیده نمیشود؛ بلکه علم، فناوری، سرمایه انسانی و توانایی تبدیل دانش به ثروت و قدرت ملی، از مهمترین مؤلفههای اقتدار کشورهاست. از همین منظر، دانشگاه را باید یکی از مهمترین کانونهای تولید قدرت در ایران دانست؛ نهادی که میتواند با تربیت نیروی انسانی متخصص، تولید دانش و ارائه راهکار برای مسائل کشور، نقشی تعیینکننده در ساختن آینده ایران اسلامی داشته باشد.
دانشگاهیان، از استادان و پژوهشگران گرفته تا دانشجویان و نخبگان، سرمایهای ارزشمند برای کشور هستند. جامعهای که از ظرفیت علمی دانشگاههای خود بهدرستی استفاده کند، میتواند بسیاری از تهدیدها و مشکلات را به فرصت تبدیل کند. امروز ایران برای عبور از چالشهایی همچون مسائل اقتصادی، اشتغال، انرژی، آب، محیط زیست، صنعت و فناوریهای نوین، بیش از هر چیز به اندیشههای تازه، پژوهشهای کاربردی و نیروی انسانی خلاق نیاز دارد.
در این میان، دانشگاه نباید صرفاً محلی برای آموزش و صدور مدرک باشد. دانشگاه پویا، دانشگاهی است که مسائل جامعه را بشناسد، برای آنها راهحل ارائه کند و میان دانش و میدان عمل پیوند برقرار سازد. ارتباط واقعی دانشگاه با صنعت، کشاورزی، اقتصاد، دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی میتواند بسیاری از ظرفیتهای علمی کشور را به محصول، فناوری و فرصت شغلی تبدیل کند. پژوهشی که از آزمایشگاه خارج شود و در خدمت زندگی مردم قرار گیرد، میتواند به یکی از پایههای اصلی پیشرفت کشور تبدیل شود.
یکی از مهمترین عرصههای نقشآفرینی دانشگاهیان، تقویت اقتصاد دانشبنیان است. کشورهایی که امروز در عرصه جهانی قدرت و اثرگذاری بیشتری دارند، بخش قابل توجهی از این توان را از سرمایهگذاری بر علم و فناوری به دست آوردهاند. ایران نیز با برخورداری از جوانان تحصیلکرده و ظرفیتهای علمی گسترده، میتواند با حمایت از شرکتهای دانشبنیان، تجاریسازی ایدهها و فراهم کردن زمینه فعالیت نخبگان، مسیر حرکت از اقتصاد متکی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش را شتاب بخشد.
از سوی دیگر، در شرایطی که کشور با فشارها و محدودیتهای خارجی مواجه است، تقویت بنیه علمی و فناورانه یکی از مؤثرترین راههای افزایش توان ملی است. وابستگی کمتر به فناوری و محصولات راهبردی خارجی، توسعه زیرساختهای بومی و تربیت متخصصان توانمند، قدرت تصمیمگیری و استقلال کشور را افزایش میدهد. به بیان دیگر، دانشگاه میتواند در خط مقدم مقابله علمی و فناورانه با چالشهایی قرار گیرد که کشور با آنها روبهروست.
البته مقابله با تهدیدها تنها به عرصه فناوری محدود نمیشود. دانشگاهیان میتوانند با تقویت سواد رسانهای، افزایش قدرت تحلیل و ترویج گفتوگوی علمی، جامعه را در برابر اطلاعات نادرست و روایتهای گمراهکننده مقاومتر کنند. در عصر ارتباطات، قدرت تحلیل و تشخیص حقیقت از میان انبوه اطلاعات، بخشی از سرمایه اجتماعی و ملی کشور محسوب میشود.
در کنار همه این موارد، حفظ امید، نشاط علمی و اعتماد به توان داخلی اهمیت فراوانی دارد. دانشگاه باید محیطی برای پرسشگری، نقد علمی، خلاقیت و گفتوگوی مسئولانه باشد. نقد علمی نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح و پیشرفت است و جامعهای که امکان گفتوگوی منطقی درباره مسائل خود را فراهم میکند، ظرفیت بیشتری برای حل مشکلات خواهد داشت.
تحقق این اهداف البته تنها بر دوش دانشگاهیان نیست. حمایت از پژوهشگران، تأمین زیرساختهای علمی، توجه به معیشت استادان و دانشجویان، حمایت از نخبگان و کاهش موانع اداری، از الزامات بهرهگیری مؤثر از ظرفیت دانشگاه است. اگر قرار است دانشگاه موتور محرک پیشرفت کشور باشد، باید زمینه حرکت این موتور نیز فراهم شود.
این مسئولیت در نسل جوان دانشگاهی اهمیت بیشتری دارد. دانشجوی امروز میتواند پژوهشگر، کارآفرین و مسئلهحلکن فردا باشد. حمایت از ایدههای نو و میدان دادن به ابتکار جوانان، زمینهای فراهم میکند تا استعدادهای علمی کشور در مسیر خدمت به مردم و پیشرفت ملی شکوفا شوند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به پیوند میان علم، ایمان، مسئولیت اجتماعی و عمل نیاز دارد. دانشگاهیان میتوانند با تبدیل دانش به راهحل، ایده به فناوری و تخصص به خدمت عمومی، سهم بزرگی در ساختن آینده کشور داشته باشند. اقتدار پایدار ایران، در کنار همه مؤلفههای قدرت، از کلاس درس، آزمایشگاه، پژوهشگاه و ذهن خلاق جوان ایرانی نیز عبور میکند. آیندهای قدرتمند برای ایران اسلامی، زمانی ساخته خواهد شد که علم در خدمت پیشرفت، استقلال و رفاه مردم قرار گیرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید