یادداشت از حجت احسان بخش – استان قم
بررسی پیامدهای محکومیت رسایی و تأثیر آن بر جایگاه قالیباف
در اینکه حکم آقای رسایی عادلانه بوده یا نه، و اینکه اجرای آن در شرایط کنونی کشور به صلاح بوده یا نه، محل بحث است و جای خودش را دارد. اما مخاطب این یادداشت، نه دستگاه قضاست و نه افکار عمومی؛ مخاطب، برادر دینی شخص آقای قالیباف است. کسی که سالها در مناصب مختلف اجرایی و تقنینی حضور داشته و خودش بهتر از هر کسی میداند که در سیاست، هر اقدام هزینهای دارد و هر هزینهای هم بازخوردی، پس بیایید صریح و بیتعارف حرف بزنیم.
جناب قالیباف، فرض کنیم رسایی مجرم است. فرض کنیم همه آنچه در دادگاه علیه او مطرح شده، درست باشد و او مستحق مجازات و چنین حکمی. سؤال این است: محکوم کردن او توسط شما، به نفع چه کسی و به ضرر چه کسی تمام میشود؟ آیا با این محکومیت، شما در چشم مردم محبوبتر میشوید یا رسایی؟ این پرسش سادهای است که پاسخش نیازی به تحلیل پیچیده ندارد. در افکار عمومی، وقتی یک چهره سیاسی از ابزار قضایی علیه منتقدش استفاده میکند، مردم معمولاً آن را نه به عنوان «اجرای عدالت»، بلکه به عنوان «حذف رقیب» تفسیر میکنند. این پدیده در ادبیات سیاسی به «تأثیر معکوس» معروف است: ممکن است منتقد زندانی به نماد مظلومیت تبدیل شود و محبوبیتش افزایش یابد، در حالی که شاکی، متهم به سوءاستفاده از قدرت شود.
آیا فکر میکنید زندان رفتن رسایی، در حالی که برخی مفسدان هنوز محاکمه یا محکوم نشدهاند و او تنها به خاطر شکایت شخصی شما پشت میلهها رفته چه بازخوردی در جامعه خواهد داشت؟ اگر در همان بازه زمانی، پروندههای بزرگتر، مثل فساد اقتصادی و سوءاستفادههای کلان، بدون محکومیت یا با تأخیر طولانی در جریان باشند، اما پرونده یک منتقد سیاسی سریعتر به نتیجه برسد، این «عدم توازن» به شدت به نفع منتقد تمام میشود. مردم معمولاً از خود میپرسند: چرا این یکی، و نه آن یکی؟ این پرسش، مشروعیت اقدام را زیر سؤال میبرد و به جای اینکه اعتماد عمومی را جلب کند، آن را فرسایش میدهد. در چنین شرایطی، هر اقدامی که بوی «انتقامگیری» یا «حذف رقیب» بدهد، نه فقط به شما، بلکه به کل ساختار سیاسی آسیب میزند. مردم اگر ببینند که یک منتقد به خاطر شکایت شخصی یک مسئول زندانی میشود، اما مفسدان سالها آزادانه رفتوآمد میکنند، این را نه به حساب عدالت، بلکه به حساب قدرتطلبی میگذارند.
یکی از ویژگیهای یک مدیر خوب، صبر در برابر انتقاد است، حتی اگر آن انتقاد تند و ناعادلانه باشد. در نظریههای مدیریت سیاسی، «تحمل انتقاد» یکی از شاخصهای مدیر جهادی است. استفاده از ابزار قهری علیه منتقد حتی اگر از نظر حقوقی موجه باشد معمولاً نشانه ضعف در برابر انتقاد تلقی میشود، نه اقتدار. این برداشت، به ویژه در فضایی که رسانههای مستقل یا شبکههای اجتماعی فعال باشند، تشدید میشود. جناب قالیباف، شما سالها در شهرداری تهران و سپس در مجلس شورای اسلامی بودهاید. شما در این مدت با انتقادهای تند و گاه ناعادلانه زیادی مواجه شدهاید. آیا هر بار پاسخ شما به انتقاد، رفتن به دادگاه و شکایت بوده؟ اگر اینطور بود، الان باید نصف منتقدان شما در زندان باشند. اما اینطور نبوده. پس چرا الان؟ چه چیزی تغییر کرده؟ آیا تغییر کردهاید شما، یا تغییر کرده شرایط؟
آیا این تصور در ذهن مردم شکل نمیگیرد که چون رسایی از شما رأی بیشتری آورده، شما به دنبال محکومیت او بودهاید؟ این پرسش، هرچند ممکن است برای شما ناخوشایند باشد، اما پرسشی است که در افکار عمومی مطرح میشود. وقتی یک رقیب انتخاباتی از شما رأی بیشتری میآورد و بعد به زندان میرود، اولین برداشتی که در ذهن مردم شکل میگیرد، نه «عدالت اجرا شد»، بلکه «رقیب حذف شد» است. این برداشت، مستقل از درستی یا نادرستی آن، واقعیتی است که باید با آن روبرو شد.
با کاری که شما کردید، طراز مدیریتیتان زیر سؤال رفت. مدیریت با حذف منتقد به دست نمیآید؛ با تحمل او به دست میآید. مدیریت یعنی اینکه وقتی کسی به شما حمله میکند، شما با منطق و استدلال پاسخ دهید، نه با شکایت و زندان. مدیریت یعنی اینکه وقتی کسی از شما رأی بیشتری میآورد، شما به جای حذف او، به فکر جلب اعتماد دوباره مردم باشید. هزینهای که شما بابت این اقدام پرداخت میکنید، بسیار بیشتر از فایدهای است که ممکن است تصور کنید به دست میآورید. شما نه فقط محبوبیت از دست میدهید، بلکه مشروعیت خود را هم زیر سؤال میبرید. در سیاست، مشروعیت از اعتماد عمومی میآید، نه از دادگاه. و اعتماد عمومی با زندانی کردن منتقد، نه به دست میآید و نه تقویت میشود.
جناب قالیباف، در سیاست، زندانی کردن رقیب، او را قویتر میکند و شما را ضعیفتر. راه را عوض کنید. راه حذف منتقد، راه بستن دهان رقیب، راه استفاده از دادگاه برای شخصیت و جایگاه شما بسیار کار اشتباهی است و اول به وجهه شما لطمه می زند و آن را مخدوش می کند. این را نه به عنوان یک منتقد، بلکه به عنوان کسی که نگران آینده شماست، برای شما برادر دینی دوستانه نوشتم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید